یادداشت بهاره گلکار در ارتباط با زمان

 

زمان مفهومی مهم و پیچیده است، به طوری که اندیشمندانِ زیادی در بابِ آن سخن گفته‌اند. برای مثال ارسطو زمان را نتیجۀ حرکتِ دایره‌وار و مستمرِ اولینْ فلک می‌دانست (فرشاد ۱۳۶۳، ۱۶۰) چراکه او به آفرینشْ دیدِ طبیعی و مکانیکی داشت. همین‌طور هایدیگر اظهار می‌کرد که «زمان و وجود جدایی‌ناپذیر هستند و زمانْ نه زمانِ کیهانی بلکه زمانی است که نسبتی بنیادین با وجود دارد» (جمادی ۱۳۹۶، ۵۱۹-۵۲۶). درواقع زمانْ آن چیزِ عجیبی است که هم دشوار است بدانیم چیست و هم آسان است که درک کنیم چطور می‌گذرد؛ چراکه درحالِ گذر است و مانعیتی ندارد، از طرفی گاهی سریع می‌گذرد و گاهی آهسته. اما ارزشِ زمان در طول سال‌ها تغییراتی کرد که بر زندگی آدمیان تأثیر گذاشته‌است. یا شاید تغییراتِ زندگی ما، مفهومِ زمان را دگرگون کرده‌است. از آنجا که به نظر می‌رسد تفکیکِ این دو موضوع کمی دشوار باشد تلاشِ خود را برای شناخت و مقایسۀ گذشته و حال صرف می‌کنیم. شاید بتوان گفت یکی از منابعِ مهمِ هر روزگار، هنرِ آن عصر باشد زیرا هنر یکی از شاخص‌ترین مظاهرِ فرهنگ است و معماری ، بارزترین آنها چراکه معماری ظرف زندگی و محلِ تبلورِ فعالیت‌های او محسوب می‌شود. معماری در طولِ تاریخ (زمان) همراه با انسان و شاهدِ تحول و تکامل آن بوده‌است.
معماری مفهوم زمان را می‌سازد و می‌تواند آدمیان را در درونِ خود بنهد. گذرِ زمان از دیرباز، موضوعِ بناهای معماری بوده‌است، بدین‌معنا که باتوجه به موضوعیت، کُندی یا تُندی سرعت را در آن در نظر می‌گرفته‌اند. از آنجا که زمان در جهانْ جاری است امتدادش را می‌توان در هستیِ اجسام یافت. درواقع بناها ردِّ پایی از زمان را در خود دارند. به‌عنوانِ مثال به مسجد شیخ لطف‌الله که نگاه کنید، راهِ ورودی آن از عناصرِ مهمِ زمانی محسوب می‌شود. جلوخان مسجد ما را به مکث وامی‌دارد درحالی که دالانِ ورود به مسجد، پیش درآمدی است برای رسیدن، از بیرونِ مادی به درونِ ماورایی که نیازمندِ زمان و عبور است.
برای گذرِ زمان می‌توان از عبور (حرکت) و سکون بهره جست. برای ورود از عبور استفاده شده‌است که تاریکی هم به کمکِ سخت‌شدنِ آن می‌آید (شاید گذر از دالان و تاریک کردنِ آن هدفی دال بر بُریدن از بیرون و یافتنِ راهی به سوی درون باشد). معمارْ آدمیان را کُند و آهسته حرکت می‌دهد تا به سکون برساند و به خود بنگرند. از آنجاکه از تاریکی به روشنایی و از آن راهِ دشوار به آسانی رسیده‌ایم، در گنبدخانه مفهومِ زمان را بیش‌تر در می‌بابیم. بدین معنا که احساس می‌شود آنجا هستیم که بمانیم، نه جایی که از آن بگذریم. رفتنْ در حال‌مان نیست و ایستاییِ زمان یا سکون را درمی‌یابیم. به‌طور خلاصه هر بخش بنا طوری ساخته‌شده‌است که حالتی از زمان را درخود داشته‌باشد و آن را به مخاطب نمایش دهد و در ادامه قسمت‌های دیگرِ بنا حالتِ زمان را تغییر دهند. می‌توان گفت چه بخواهیم و چه نخواهیم، زمان گذشته است و اینگونه ارزشِ آدمیان در کنارِ زمان نمایش داده شده‌است. امروز انگار حوصله‌مان از این گذرها و رسیدن‌ها به سر آمده‌است.
امروزه در هر محلی که مسجد بنا می‌شود، از حاشیه‌ی خیابانِ اصلی ورودی بگیرد یا از کوچه‌ای فرعی، تفاوتی ندارد، دربْ در حاشیه قرار می‌گیرد. به نظر می‌رسد گم شدن در زمان در این مساجد معنا ندارد. انسانی زمینی وارد بنایی می‌شود (همانند هر بنای دیگری)، اعمالی آسمانی را به شکلی زمینی انجام می‌دهد و از آن خارج می‌شود. حالِ آدمیان را تغییر دادن، شاید با زمان میسر است. عبور کردن را اگر پُل زدن بدانیم، هنگامِ ورود به مسجد، پُلی باید باشد بینِ حسِ قبل و بعد از ورود به آن.
در آخر باید گفت، معماری در جهانْ جاری است و زمان را می‌پیماید. این که ما سریع‌تر شده‌ایم، شاید این‌طور به نظر بیاید که زمان، اهمیتِ بیشتری پیدا کرده‌است. اما ممکن است عکس این هم باشد. با این مفهوم که در گذشته ارزشِ بیشتری برای زمان قائل بودند، به همین خاطر بناها را طوری می‌ساختند که در آنها گذرِ زمان، به نحوی ملموس باشد و امروزه این گذرها و سکون‌ها، دیگر وجود ندارد تا زمان خود را در آنها به نمایش بگذارد.

منابع:
فرشاد، مهدی، مترجم. ۱۳۶۳. طبیعیات. نوشتۀ ارسطو. تهران: نشر امیرکبیر
جمادی، سیاوش، مترجم. ۱۳۹۶. هستی و زمان. نوشتۀ مارتین هایدیگر. تهران: ققنوس.

۱۳۹۷/۱۲/۱۷ ،۰۴:۱۹:۲۴ +۰۰:۰۰۱۷ اسفند ۱۳۹۷|دسته‌ها: رویدادهای معماری ایران|