گریز از سقوط به لیگ دسته­‌ی پایین­‌تر: در انتقاد به معماران امروز ایران | هنرمعماری آنلاین

اختصاصی هنرمعماری آنلاین


مهمتر از متن:

هرچند که ذکر اسامی در یادداشت‌­ها و انتشار آنها در اینترنت اخیراً مرسوم شده است و ذهن پریشان و مشوش برخی را آرام می‌­کند اما من می­کوشم با رعایت حریم افراد و جریان­‌ها به واکاوی مسئله­‌ای نوظهور بپردازم تا با تجزیه و تحلیل منطقی، راه­‌حلی مهندسی برای آن ارائه دهم. به امید اینکه باب گفتگو باز شود و بتوان در مجلس دیگری به تدوین راهبردها و حرکت به سمت موفقیت و پیشرفت جمعی دست یافت. فراموش نکنید این تنها یک یادداشت است که پیشنهادی دارد… نه بیشتر!

شکست سنگین در سال ۱۳۹۵

سالی که گذشت برای معماری ایران یک سال درخشان و سرشار از موفقیت و توسعه بود. هرچند این توسعه نیز با مشقت و سختی همراه بود و موجب رنجش برخی نیز گردید که طبیعی است. اما در این سال ما با نقاط ضعفی نیز روبرو بودیم. مثلاً حمله­‌ی سنگین و همه جانبه­‌ی بخشی از جامعه­‌ی معماری ایران به جایزه­‌ی معمار خاورمیانه در سال ۲۰۱۶، که توسط مجله­‌ای به همین نام در امارات متحده­‌ی عربی برگزار می­‌گردد، در سکوت خبری معناداری، به شکستی مفتضحانه منجر گردید. با اینکه معماران ایرانی در ارسال آثار خود به رویدادی که از دور و با پوستر قضاوت می­‌شد، از تجربه­‌ی خود در مسابقات مشابه داخلی نهایت بهره را بردند اما نتیجه برای ما نزدیک به صفر بود. در واقع ما خوش شناس وبودیم که دفتر حاجی‌زاده و همکاران توانست نشان Highle Commended را در بین دفاتر معماری خاورمیانه کسب نماید وگرنه ما حتی یک تقدیرنامه هم کسب نکرده بودیم. نگارنده به هیچ عنوان از اینکه خیل عظیمی از معماران­مان همچون لشگر شکست خورده از امارات برگشتند خرسند نیستم و به عنوان یک عضو کوچکتر جامعه که هر روز با تعدادی از همین دوستان معاشرت و گفتگو می­‌کنم ابراز تأسف و همدردی می­‌کنم، اما برای توسعه و پیشرفت باید واقعیت­‌ها را دید. چرا در جایزه­‌ای که هنوز جوان است، ما پس از طوفان حاجی­‌زاده در نخستین دوره و تنی چند از جوانان در دوره­ه‌ای بعدی، این چنین حذف شدیم؟ برخی ظن­‌هایی به سیاسی شدن جایزه دارند اما نه مدرکی در دست است و نه این ادعا مورد تصدیق همگان قرار دارد، حتی خود بازندگان. ما امسال در بخش جوانان این رویداد، امیرحسین حاجی­‌زاده را نیز داشتیم که پیروزی او می­‌توانست نویدبخش آینده­‌ی درخشانی باشد، همچون موفقیت لیلا عراقیان. اما نشد!

cup         photo_2017-02-23_10-11-06

دفتر حاجی‌زاده و همکاران تنها معماران ایرانی بودند که در جایزه‌ی معمار خاورمیانه‌ی ۲۰۱۷ توانستند دست پر برگردند.

چرا موفق نشدیم؟ نطفه‌­ی فکری اشتباه!

به نظر می­‌رسد ما در موضوع مسابقه و رویداد دچار اشتباه راهبردی ـــ ادراکی شده­‌ایم. مشکل از آنجا شروع شد که برخی موفقیت معماری خود را به کار رسانه­‌ای و کسب تندیس گره زدند. برای این افراد پیروزی در رویداد به هر قیمتی که شده باید به دست بیاید و در این راه، تخریب و لابی و… حداقل اقدامات هستند. واقعیت این است که در معماری امروز ما، برخی تنها به گذاشتن تندیسی در اتاق جلسات خود فکر می­‌کنند. تندیسی که باید به جای آنان و دستخط آنان کارفرما را قانع کند که از بین انبوه دفاتر رنگارنگ معماری، کار را به ایشان بسپارد. کاری که قیمت آن باید ارزانتر از مهندسین مشاور و از کار دیگر دفاتر متفاوت­ باشد، وگرنه احتمال از دست رفتن آن زیاد است.

بازدید از آثار: الزامی منطقی

از آنجا که رسم شرکت در مسابقه­‌ی معماری در ایران ارسال شیت، حاوی تصویر و اطلاعات پروژه بود، این مجرا نیز به محملی برای به خطا رفتن تبدیل شد. بیست سال پیش ارسال شیت معماری برای مسابقات هم لازم بود و هم تنها راه­‌حل. صداقت اجتماعی و امکانات آن زمان، به آوانگاردهای آن موقع راه حل بهتری را پیشنهاد نمی­‌داد. اما امروز شرایط عوض شده است. تجمیع خواست افراد در بند پیشین یادداشت و شرایط زمانه در این بند، آن است که امروز بین حقیقت اثر اجرا شده و تصویری که از آن مخابره می­‌گردد تفاوت‌های فاحشی وجود دارد. این روال تا همین چند ماه پیش هم ادامه داشت. اما با هوشیاری برگزارکنندگان و داوران مسابقات در سرتاسر جهان، که به صورت ناخودآگاه رخ داد، دیگر کار تمام شد! اغلب مسابقات جهانی، بازدید از پروژه را در دستور کار خود قرار داده­‌اند و حداقل در مورد فینالیست­‌ها به بازدید آثار توسط تیم داوری یا نماینده­‌ی ایشان و قرائت گزارش­‌های پس از بازدید اقدام می­‌کنند(اینجاست که ارزش جایزه‌هایی مثل آقاخان بیشتر به چشم می‌آیند). از طرفی برخی برگزارکنندگان با دعوت از یکی از استادان گرافیک و ارتباطات بصری در تیم داوری(یا حداقل به عنوان مشاور رویداد در کنار دست خود) از نظرات آنها بهره­‌مند می‌­گردند. این همکاری را با همکاری یک جامعه­‌شناس در تیم داوری نباید یکسان دید. اولی می­‌آید تا تقلب را بفهمد و دومی می­‌آید تا ارزشی را کشف کند. مطمئناً اگر یک دهه­‌ی پیش معماری انسانی به عنوان یک معیار مطرح شده بود، امروز می­‌بایست جامعه­‌شناس تیم داوری نیز به کاری مشغول بود که استاد گرافیک مشغول است. این از بد تاریخ بشریت است که انسان به تازگی در آثار معماری ارزشمند شده است.

شاید همین توجه به انسان و واقعیت­‌گرایی باعث شد که امروز، مسابقاتی که با دریافت تصاویر پروژه­‌ها قضاوت می­‌کنند به نوعی شوخی بدل گردیده­‌اند. من نمی­‌گویم این مسابقات بی­‌اعتبار هستند. برای برخی از انواع مسابقات این تنها راه حل است. جریان پیشروی مسابقات معماری تا به امروز، این مسیر را با این تکنیک جلو آمده است اما الآن وقت تغییر است. برای آثار اجرایی، و مسابقاتی که به این محتوا نظر دارند، بازدید حضوری، رسم زمانه است. البته مسابقاتی داریم که این روش را معرفی نمی‌کنند و به صلاح خود نیز نمی­‌دانند. مثلاً مسابقه­‌ی ساختمان سال وبسایت آرک دیلی.

آیندگان به ما خواهند خندید، وقتی برای قضاوت ساختمان­‌های اجرایی خود به شیت معماری بسنده می­‌کنیم، خصوصاً وقتی میدان آثار داخلی و در حد ملی است.

گریز از سقوط به لیگ پایین­‌تر

می­‌خواهم جمع­‌بندی کنم و پلی به بخش دوم و نتیجه­‌گیری یادداشت بزنم. نتیجه­‌ی پوستربازی معماران ما باعث شد ما به صورت غیررسمی از حضور در مسابقات جدی جهان کنار بکشیم. ما خودمان، به خودمان کارت قرمز دادیم! نه تنها خود را از رقابت در یک میدان محروم کردیم که اساساً اکنون در حال سقوط به لیگ پایین­‌تر هستیم. شاید هم بخشی سقوط کرده باشند! لیگ مسابقات سطح پایین که عموماً توسط وبسایت­‌ها برگزار می‌گردد.

اغلب افراد دقت نمی‌­کنند که نشریات زیرمجموعه­‌ی مؤسسه و نهادهایی مستقل هستند. انتشار یک نشریه کار چند جوان متخصص آی تی نیست. پخش مجله بدون داشتن مجوزهای لازمه امکانپذیر نیست. برای چاپ نشریات در تیراژ چند هزاتایی، امور پیچیده­ای باید انجام و مدیریت شوند. برگزاری رویداد در این مؤسسات با چکش­‌کاری فراوان صورت می­‌پذیرد و نشریات تنها رسانه­‌ی رویداد هستند. وگرنه مجله به خودی خود که مسابقه برگزار نمی­‌کند. همین استقلال این نهادهاست که فرصت انتشار مجله و ترویج افکار را در قالب مسابقات و رویداد به همه می­‌دهد. بیست سال پیش مجله­‌ی معمار در برابر مجله­‌ی آبادی، مانیفستی برای ابراز عقیده بود. کانون ابراز اندیشه برای کسانی که جزء مهندسین مشاور نبودند. همین ارزش­‌ها هستند که رویدادی که توسط یک مؤسسه برگزار می­‌گردد و توسط یک نشریه حمایت رسانه­‌ای می­‌شود را به مزیت تبدیل می­‌کنند.

فراموش نکنید ما امسال حتی در آرک دیلی هم شکست خوردیم. البته آرک دیلی با معمار خاورمیانه به هیچ عنوان قابل مقایسه نیستند زیرا همگان در کنه وجودی خود می­‌دانند که انتخاب در رویدادی که توسط بدترین مجله­‌ی جهان برگزار شده باشد، بهتر از برنده شدن در بهترین وبسایت است… حتی اگر این را در ظاهر انکار و کتمان کنند! این را دانش و منطق و سخت­گیری موجود در سیستم می­‌گوید و نه سلیقه­‌ی منتقد.

به هرحال پیشنهاد می­‌شود به جای ایجاد رگه­‌هایی ضعیف و خنده‌دار در کتمان واقعیت و تحریک جامعه برای شرکت در رأی‌­گیری وبسایت­‌ها یا طرح اتهام سیاسی به رویدادهایی که توسط دیگر کشورها و مجلات آنها برگزار می­‌گردد، واقعیت را قبول نماییم. معماری ما در حال افول به سطح مسابقات وبسایت­‌ها و پوسترسازی است. ما در حال سقوط به لیگ پایین­‌تر هستیم. در حالیکه جهان گامی بلند برای درک ابعاد و اثرات انسانی آثار در محیط واقعی، نه با اطلاعات دریافتی از طراحان که با برخورد مستقیم با مردم منطقه و بافت و کارفرما برداشته است. اگر این واقعیت را قبول کنیم، طراحی معماری­مان سخت­‌تر خواهد شد، اما آنگاه شاید بتوان بار دیگر به جریان رقابت با جهان برگردیم و توانایی­‌های خود را در میدان واقعی معماری به رخ بکشیم. شرایط کشور ما مشخص است. سطح معماری آن نیز مشخص نیست. لازم به اغراق و بزرگ­نمایی نیست. ذات موفقیت گام به گام است. کافیست منطقی و مهندسی فکر کنیم. وقتی به سپهر معماری ایران نگاه می­‌کنم آثاری می­‌بینم که از بس در آنها اغراق شده است، چیزی شبیه ته­‌نشین اندیشه­‌های میس فان‌­درروهه می­‌بینم!

۱۳۹۶-۱۰-۱۱ ۱۰:۲۸:۴۲ +۰۳:۳۰ ۲۸ بهمن ۱۳۹۵|نقد و نظریه, نگاه سردبیر دسته بندی ها|برچسب ها: , , |
%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
طراحی سایتسئوفروش ویلا و اجاره ویلاسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلافروش ویلا