اختصاصی وبسایت هنرمعماری آنلاین


شهر وارونه، نمای بیگانه، سبک غریبه، هویت گمشده، این‌ها خلاصه‌ای از کالبد و ساختار شهرهای امروزی ما شده که در ابهام معنایی و غربت فرورفته‌اند و ناآگاهی و کج‌سلیقگی سبب شده تا شهرهای ما از آنچه که بودند و می‌بایست که باشند فاصله گرفتند و هرروز این فاصله بیشتر و بیشتر می‌شود... . چهره‌ی شهرهای ایران درگذشته دارای کاراکتر و خصلت‌های خاص و منحصربه‌فرد بود و هرکدام بر اساس اقلیم و فرهنگ خودساخته می‌شدند، یزد، اصفهان، کرمان، بوشهر، سنندج، همدان و بسیاری دیگر از شهرها درگذشته به لحاظ ساختاری به گونه‌ای بودند که در هماهنگی کامل با اقلیم و فرهنگ بومی آن مناطق ساخته می‌شدند و چهره‌ی هرکدام از عکس‌هایی که از ساختار و کالبد شهرها در کتب و مجلات به چاپ می‌رسید، حتی بدون توضیحات مربوط گاهاً قابل‌شناسایی بودند.

 

شهرها برآمده از فرهنگ و سنت‌های منطقه‌ای بود و این موضوع زندگی را برای افراد دل‌نشین‌تر می‌کرد. ساختار شهرها یکدست و در هماهنگی کامل با یکدیگر بوده و این‌یکی از جنبه‌های مثبت شهرهای ایران بشمار می‌آمد. گاهاً در نماها و ساختارها از عناصر تاریخی استفاده می‌شد که آن نیز با دقت فراوان و کاملاً در تناسب با اجزای دیگر استفاده می‌شد؛ اما امروزه چهره‌ی شهرها دستخوش تغییراتی شگرف شده است و هر بنایی نوایی دلخواه را می‌نوازد و چنان می‌نماید که گویی هیچ اصول و منطقی در ساختار شهرها حاکم نیست، بناهای مرتفعی که در معابر کم‌عرض ساخته می‌شوند و عدم هماهنگی میان ارتفاع بناهای مجاور هم همگی دست‌به‌دست هم داده‌اند تا ساختاری نامتعادل و ناهماهنگ را به نمایش بگذارند.

 

در این میان به دلیل درخواست و تقاضای زیاد برای منزل و گران شدن نرخ زمین ارتفاع گرفتن بناها امری اجتناب‌ناپذیر بوده و به‌طور کل یکی از خصیصه‌های شهرهای مدرن محسوب می‌شود که باکمی احساس مسئولیت در قبال فرهنگ و پیشینه‌ی تاریخی سرزمین خود می‌توان این موضوع را نیز در کالبد شهرها به‌خوبی جا داد و از ایجاد مزاحمت برای بخش‌های دیگر شهری جلوگیری کرد. موضوعی که امروزه بافت شهرها را به‌شدت مورد تهدید قرار می‌دهد و به‌طور گسترده در حال اتفاق افتادن است و موجب نابودی معماری ما می‌شود نماهایی است که در حال اجرا و گسترش هستند. نماها و طرح‌هایی است که نه به گذشته ایران تعلق دارند و نه به فرهنگ و سنت معماری ایرانی و آنچه را که حادث‌ شده‌اند چهره‌ای بیگانه و ناآشنا از ساختار شهری است. امروزه نه شهرها برآمده از سنت معماری ایران‌اند و نه بویی از فرهنگ ما رادارند بلکه از فرهنگی و سنتی دیگر برای القای بی‌رحمانه‌ی خود آمده‌اند و همچون نوعی ویروس در حال بیمار ساختن شهرهای ما هستند. در این برهه از زمان که اکثر کشورها در حال به کار بردن تدابیری جهت سبک‌تر کردن بناها برای مقابل بهتر با حوادث و بلایای طبیعی هستند ما در حال نصب و آویزان کردن تکه‌های سنگ ستون‌های تزیینی و سنتوری‌ها و مصالح سنگین به جداره‌های ساختمان‌ها هستیم. با یک برج تاریخ مصرف گذشته‌ی مزین به نمای رومی، فقط و فقط چشم به سود حاصل از فروش این ابتذال‌های ساخت‌وساز داریم. همه‌ی محله‌ها، خیابان‌ها، شهرها در هر اقلیمی شخصیت منحصربه‌فرد خود را ازدست‌داده‌اند چنانکه در عکس‌های جدید شاید تشخیص این موضوع که این عکس متعلق به اصفهان است یا همدان، تهران است یا کرمان، ممکن نباشد. بناهای بلند با نماهای رومی و یونانی همه‌جا را فراگرفته‌اند.

در همین ارتباط بخوانید!  در تهران طی ۲۵ سال ۷۰۸ برج ساخته شده است

 

کهنه‌های ملیتی دیگر آمده‌اند و در اینجا که خود روزگاری نوآور سبک در معماری بود خودنمایی می‌کنند. هر ساختمانی که ساخته می‌شود، هر بنایی که از زمین برمی‌خیزد دیگر نه نمایش‌دهنده‌ی سنت معماری ما، فرهنگ دیرینه‌ی ما و قدمت ما در روزگارمان و حتی تکنولوژی ساخت ما؛ بلکه نمایش شکوه و عظمت غارت‌شده‌ی روم و یونانی است که در تاریخ باد برده‌ی ایران دفن شده بود و اکنون گویی در پی انتقامی سخت‌تر به شهرهای ما هجوم آورده‌اند و ما چه غافلگیرانه میدان را بدون هیچ مبارزه ایی برای تاخت‌وتاز به این سبک بیگانه واگذار کردیم. بناهای این‌چنین هرکدام مانند سربازی رومی در محلات و خیابان‌ها قد برافراشته‌اند و گویی تاریخ معماری ایران را به سخره می‌گیرند و هرروز بیش‌ازپیش معماری ایران در زیر آوار خاطرات دفن می‌شود. در معماری گذشته ایران تندیس و سردیس جایگاهی نداشته و تنها در معماری زمان هخامنشیان و جانشینان آن‌ها از حجاری‌هایی به این صورت و البته بالباس‌هایی از اقوام مختلف تحت تسلط حکومت استفاده می‌شده اما امروزه به‌رسم معماری روم و یونان ما گاهاً شاهد تندیس‌های زن و مرد با لباس‌های چین‌دار رومی هستیم که نماها و کالبد شهرهای ما را به تسخیر درآوردند و متأسفانه نشانه‌ی فاخر تجدد بنا نیز محسوب می‌شوند!

در همین ارتباط بخوانید!  چهارمین جشنواره‌ی معماری نور و نورآرایی نوروز

 

آجرکاری که درگذشته مشخصه‌ی معماری ایران بود و بناهای مشهوری از این هنر بی‌بدیل در ایران بجا مانده، امروزه در حال فراموش‌شدن بود و فقط سنگ‌کاران نما رومی در حال فعالیت هستند و آجر کاران ماهر در سکوت و تاریکی این دنیای پرزرق‌وبرق به دست خاطرات سپرده می‌شوند. آیا قرار است تا به‌مانند دیگر گران‌مایه‌های این سرزمین معماری نیز از میان برود...!؟

 

عکس از مؤلف

 

آیا این امر یک خودزنی در معماری ایران محسوب نمی‌شود؟

پس دیگر این‌همه مدرسه‌ی معماری و دانشگاه و آزمون و جایزه و طرح و طراح برای چیست؟

وقتی خلاقیت نماد غرب‌گرایی می‌شود چه باید بکنیم؟ وقتی خلاقیت اجازه‌ی اجرا یا پیدا نمی‌کند و یا با تغییراتی اساسی (که بعضاً منجر به کنار رفتن طرح می‌شود...) مواجه می‌شود چه باید بکنیم؟ وقتی همه‌ی طرح‌ها و نماهای رومی به‌راحتی و باکمال میل اجازه‌ی اجرا دریافت می‌کنند چه باید بکنیم؟

و عجب از افرادی که چگونه بدون علم و آگاهی از معماری طرح‌های معمارانه را نقد و قضاوت می‌کنند و صدالبته همیشه در نظرشان طرح فاقد اعتبار است و اگر قلم در دست‌گیرند از طراح بهتر عمل خواهند کرد (به‌طعنه و کنایه)، ولی با دیدن این نماها و طرح‌های بی‌اعتبار رویشان گشاده و ذوقشان فوران می‌کند. چگونه شد که پیکر شهرهای ما دچار نوعی قارچ و بیماری شده‌اند به نام سبک رومی که هیچ تعلقی به این سرزمین ندارند، پیشانی‌های سنگی و سنتوری. ستون‌های پیش‌نما و بلند، پنجره‌های طاقی، تندیس‌های بیرون زده از نما و کارشده در رواق‌ها و...، همگی ابتذال‌های این سبک بیگانه در معماری ایران است که آشکارا در حال رشد و گسترش و سرایت از بنایی به بنایی دیگر هستند، به گونه‌ای که رفته‌رفته تشخیص یک بنای اداری از بنای مسکونی غیرممکن خواهد بود.

 

دیگر وقت آن رسیده تا به دست مسئولان مربوط در شهرداری‌ها و وزارت‌های مربوط معجزه‌ای شود و درمانی برای این بیماری پیدا شود و این بناهای سنگی و تقلیدشده از تاریخ دور به‌جایشان بازگردند و راه برای خلاقیت و نوآوری هموار شود. کاش مانند دیگر جنبه‌ها در این سرزمین، با این قبیل تهاجم فرهنگی در معماری و شهرسازی نیز به‌طور جد مبارزه شود تا معماری خود را بازیابیم. بهتر نیست به‌جای فریب اذهان عمومی در جهت سودمندی خود و فروش بناهای تاریخ گذشته‌ای که چهره‌ی شهرهای مارا به قرن‌های گذشته پس میزند به قیمت بالاتر، اجازه دهیم تا معماران و طراحان وظیفه‌شان را انجام دهند و در سایه مفاهیم و معانی معماری ایرانی چهره‌ای مدرن از شهرهای خود به نمایش بگذاریم؟

در همین ارتباط بخوانید!  پیشنهاد میراث فرهنگی: "ساختمان پلاسکو موزه آتش‌نشانی شود"

بهتر نیست بجای ترمیم این جامه کهنه بر تن شهرها، رختی زیبا از مفاهیم و معنا در معماری ایرانی را بر این قامت تاریخ‌دار بدوزیم؟

کافی است به‌جای جلب رضایت سطحی، درجهت متقاعد کردن کارفرما گامی برداشته شود و این قبیل نماها را ضامن فروش پرسود و بدون رکود محصول نپنداریم، کافی است برگی از معماری پرافتخار این سرزمین را با دقت بیشتری ورق بزنیم و با بینشی عمیق‌تر در پی تبیین آن‌ها با معماری امروز باشیم. این امر در صورتی ممکن خواهد شد که همه‌ی جامعه طراحی و معماری و دفاتر مربوطه و فعال در این زمینه‌ها دست‌به‌دست یکدیگر و هم‌صدا این طرح اجبار شده را ترد کرده و به‌جای آن طرح‌هایی بر پایه اصول و مفاهیم معماری ایرانی ارائه دهند تا ساختار شهری بیش از این دستخوش عروسک‌گردانی نماهای روم و یونان در تاریخ دور نشوند؛ و همچنین مسئولان شهرداری‌ها که به‌طور جد موظف هستند از گسترش و اشاعه‌ی این قبیل بناها جلوگیری کنند و راهی برای بازگشت از این مسیری که به بیراهه و نابودی کامل معماری ایران ختم می‌شود بیابند، وجود این نماها که سبب نامتقارنی وزن بنا و نیروهای واردشده به بنا می‌شود مشکلاتی را به همراه خواهد داشت که با شرایط ساخت‌وساز و استانداردهای موجود در ایران در آینده شاهد آن‌ها خواهیم بود. معماری ما نیاز به ناجی دارد تازنده شود و از این طریق یادگار گذشتگان را برای آیندگان حفظ نماید. معماران میراث دار تاریخ معماری کهن این سرزمین هستند و موظف به حفظش می‌باشند، همت کنیم تا در آینده از معماری ما به‌عنوان معماری ایرانی یاد کنند نه معماری برگرفته از معماری روم و یا یونان...!