چگونه اشتباه واحد تحقیق و توسعه‌ی هنرمعماری منجر به توجه به رویه‌ای تخلف آمیز در برخی مسابقات معماری ایران شد؟ | کپی رایت آثار ارسالی به مسابقات معماری برای کیست؟ معمار یا برگزارکننده؟

علیرضا عظیمی حسن آبادی: مدیر واحد تحقیق و توسعه‌ی هنرمعماری


این یادداشت صراحتاً می‌کوشد به پرسش‌های ذیل پاسخی منطقی و قانونی دهد با این امید که فتح بابی باشد بر گفتگوی بیشتر:

  1. کپی رایت آثار ارسالی به مسابقات معماری برای کیست؟ معمار یا برگزارکننده؟
  2. وظیفه‌ی رسانه‌های آنلاین چیست؟ حق دخالت آنان به چه میزان است؟

دو روز پیش(مؤرخ 17 دی 1397) حساب اینستاگرام هنرمعماری ( که در چارچوب واحد تحقیق و توسعه‌ی هنرمعماری سازماندهی شده است ) به انتشار پراکنده‌ی آثار معماران شرکت کننده در مسابقه‌ی پلاسکوی نو در اینستاگرام اعتراض نمود و اظهار داشت از آنجا که « کلیه‌ی حقوق آثار شرکت کننده در مسابقات متعلق به برگزارکننده است » این عمل تخلف می‌باشد. ایشان همچنین معتقد بودند این عمل باعث آشفتگی، نگرانی و هتک حرمت ارکان مختلف مسابقه شده است.

از همان ابتدای درج این پست، اعتراضی از گوشه و کنار بلند شد که این موضوع حق نشر آثار برای برگزارکننده ناعادلانه است، تا اینکه بابک مطلب نژاد، یکی از حرفه مندان شناخته شده‌ی معماری که سابقه‌ی سردبیری مجله‌ی پرافتخار معماری ایران(ما) را در رزومه‌ی خود یدک می‌کشد، با مسئولین و ادمین‌های صفحات مجازی هنرمعماری وارد مذاکره و شکافتن موضوع شد. بر پایه‌ی اعتماد طرفین و گفتگوهای پیشین، محصول این گفتگوی انتقادی و تذکرات پیوسته‌ی مطلب نژاد و رد و بدل نمودن قوانین مختلف جاری و ساری کشور، منجر به توجه به رویه‌ای تخلف آمیز در برخی مسابقات معماری شد. کدام رویه؟ همان نیم خط معروف در مسابقات! یعنی عبارت « کلیه‌ی حقوق آثار ارسالی به مسابقات متعلق به برگزارکننده می‌باشد ». این بند مرسوم در فراخوان مسابقات معماری، با قانون حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان، مصوب سال ۱۳۴۸ در تضاد است. آنجا که می‌نویسد: « حقوق معنوی پدیدآورنده محدود به زمان و و مکان نیست و قابل انتقال به غیر نیست. » لازم به ذکر است که این قانون پیش‌تر «اثر معماری از قبیل طرح و نقشه‌ی ساختمان» را جزء موارد مورد حمایت خود اعلام نموده است.

حال در اینجا ذکر چند نکته مهم است:

۱) منشاء درج آن بند خلاف قانون مشخص نیست. حافظه‌ی ذهنی نگارنده نیز یاری نکرد. از آنجا که یادم می‌آید این بند خلاف قانون در اکثر مسابقات بود!

۲) دبیرخانه‌ی دائمی مسابقات از یک تاریخی به بعد، پیرامون حق تألیف آثار موضوع را عطف به قانون حقوق مؤلفین و مصنفین می‌دانست و هنوز هم می‌داند. بنابراین این اقدام چراغ خاموش دبیرخانه که در فراخوانهای مسابقات ثبت شده در دبیرخانه مشهود و قابل ردگیری است، نکته‌ای مثبت در پرونده‌ی اجرایی این دبیرخانه محسوب می‌شود.

۳) هنرمعماری در مسابقات خود یک قانون دارد که به نظر می‌رسد جای آن در این بین خالی است: « انتشار آثار توسط طراحان در هرگونه فضا، از جمله فضای مجازی، به دلیل کوچک بودن جامعه‌ی معماری و امکان مشاهده‌ی اثر توسط داور، به مثابه شناساندن اثر به داور است و در صورت رؤیت موجب حذف اثر توسط مدیر مسابقه قبل از فرایند داوری خواهد شد. » البته شاید قانونگذار این مهم را در آئین نامه مسابقات معماری، آنجا که می‌نویسد: « داور موظف است ضابطه‌ی پنهان ماندن هویت صاحبان محصولات را تا پایان کار داوری و اعلام نتیجه‌ی آن، از هر لحاظ مراعات کند. تماس داور با شرکت‌کنندگان در طول مدت داوری مسابقه در محل دبیرخانه‌ی مسابقه و محل تشکیل جلسات هیئت داوری، و همچنین هرگونه تماس آنان در حیطه‌ی امور مربوط به مسابقه ممنوع است، مگر در مواردی که در برنامه‌ی مسابقه پیش‌بینی شده باشد. » خود پیش از اینها و بصورت کلی دیده باشد. لازم به ذکر است که هنرمعماری جوایزی نیز برگزار می‌کند که تاکنون هیچ آئین نامه و قانون مشخصی در سطح ملی برای آن نگارش نشده است و این مجموعه صرفاً مسائل را با استفاده از قدرت تجربه و خردجمعی حل می‌کند. هرچند از نظر ما بهترین روش، نهایت شفافیت و عقلانیت و تدبیر پیش از وقوع اتفاقات است.

۴) شاید این شبهه به وجود بیاید که نشر آثار در اینستاگرام و وبسایتها پس از اعلام برندگان توسط برگزارکننده در خبرگزاری‌ها، عطش مشاهده و بررسی آثار در مجلات چاپ شده در بعدها را رفع کند. خب این یک واقعیت است! اما بخش دیگر همین واقعیت می‌گوید به غیر از بررسی عمیق که در مانیتور ممکن نیست، پرستیژ چاپ آثار، خصوصاً برندگان در مجلات، مهمتر و رزومه‌ای ارزشمند است.

۵) ممکن است اسپانسر یک رویداد و مسابقه روی درج لوگوی خود روی شیت برندگان بعنوان بخشی از فرایند تبلیغات خود حساب کرده باشد. به نظر می‌رسد این مهم با یک هماهنگی و مدیریت منطقی و علمی قابل حل باشد. پیرامون آثار رد شده نیز می‌توان با اطلاع رسانی یکجا و درج تمام آثار مسابقه در پورتال مسابقه، موضوع را حل کرد. شاید بهترین روش توافق برای نمایش کوتاه مدت باشد. برخی معتقدند این توقع وقتی باید از جانب اسپانسرها مطرح شود که ایشان هزینه‌ای بابت حق الزحمه طراحی پرداخته باشند.

6) به نظر می‌رسد بخشی از علل اتخاذ این تصمیم، اقدامات شبه‌رسانه‌هایی است که در فضای مجازی فعالیت می‌کنند و بدون هماهنگی اقدام به نشر آثار در فضای خود همراه با نظریاتی تشویش برانگیز می‌کتند. این رویه باعث اختلال در سیستم مسابقه و ایجاد جو کاذب علیه برندگان می‌گردد. بنابراین باید این موضوع را تبیین نمود که طبق قانون صرفاً معماران (دارای حق تألیف) می‌توانند آثار را پس از داوری در فضای شخصی خود منتشر نمایند. اگر معماری در فضای رسانه‌ای شخصی خود مانند اینستاگرام اثرش را منتشر کند، طبیعتاً باز نشر آن توسط هر فرد یا رسانه‌ی دیگری تنها با ذکر منبع مجاز است .همچنین این رسانه‌ها باید بیاموزند که اصل خبر و اطلاع رسانی را باید از نقد و تحلیلی شخصی خود و تحریریه‌های خود جدا کنند. اصلی که اغلب رعایت نمی‌کنند. همچنین با توجه به اینکه این وبسایتهای خبری، شخصی و توسط افراد دو شغله مدیریت می‌شود نمی‌توان آنها را حرفه‌ای قلمداد نمود. شاید یک خبرنگار به جشن اختتامیه‌ی یک مسابقه ورود و عکاسی و پخش اخبار مسابقه نماید. اما آیا این خبرنگار کارت خبرنگاری دارد؟ یا حداقل یک درخواست رسمی به برگزارکننده ارسال نموده است؟ پس این اقدام او خلاف قانون است.

7) حتی اگر رسانه‌ها با ذکر منبع اقدام به انتشار آثار نمایند باز هم راقم این سطور مخالف تجمیع و نمایش آثار توسط رسانه‌ها خصوصاً وبسایتها است. زیرا اغلب این وبسایتهای خبری از حداقل استاندارد و اصول کار رسانه‌ای برخوردار نیستند. ایشان هیچگونه مجوز فعالیت ندارند و هدف آنها نیز کمک به حرفه نیست، بلکه تخریب و حذف رقبا است. بنابراین ما در اینجا صراحتاً خلاء قانونی داریم. شاید رسانه‌ها این را حق خود بدانند که با تجمیع آثار اقدام به انتشار آنها در سطح کلان نمایند اما این نشر عمومی می‌بایست با ایجاد فضای نقد آثار ممکن باشد؛ هدفی که اغلب مورد توجه شبه‌رسانه‌های منتشر کننده نیست. بنابراین از نظر اینجانب، نشر عمومی آثار از طریق ردگیری و پیگیری معماران توسط رسانه‌ها نوعی ایجاد بی‌نظمی و نقض حقوق برگزارکننده باید تلقی گردد. شاید آن اقدامی که مسابقات معماری باید آنرا بیاموزند، نه جمع کردن آثار از شرکت کنندگان، که ارائه‌ی درخواست به برگزارکننده جهت نشر رسمی آثار باشد. برگزارکننده نیز مختار به همکاری با ایشان، یا چاپ آثار در مجلات و یا تهیه‌ی کتابی از پروژه‌ها است.

8) با تمام این تفاصیل همچنان یک قاعده بر سر جای خود است و آن اینکه ممکن است برگزارکننده‌ای با هدف چاپ آثار در آینده و یا هر دغدغه‌ی دیگری، حق نشر آثار را در فراخوان برای خود تلقی نماید. یا حتی کلیه‌ی حقوق مادی و معنوی اثر را تصاحب نماید(که به نظر کاملاً غیرمنطقی و غیرقانونی است). اینجا دیگر هر معمار خود می‌تواند تصمیم بگیرد که در آن مسابقه شرکت نماید یا نه. کما اینکه این درخواست برگزار کننده نباید موجب مخدوش شدن جریان آزاد اطلاعات، رویت آثار و نقد پروژه‌ها گردد. به بیان ساده‌تر اگر برگزارکننده‌ای نیز این خواسته را داشت، باید بداند که او می‌بایستی به نشر آثار شرکت کننده در مسابقه (پیروز یا بازنده) در فضای مجازی انحصاری خود، یا رسانه‌های معماری یا مجلات معماری یا کتاب معماری اقدام نماید. بدین ترتیب است که یک مسابقه سازنده خواهد شود.

 

جمع بندی و خلاصه آنکه:

حق نشر آثار متعلق به معماران است مگر برگزارکننده در فراخوان مسابقه، شرایط خاصی لحاظ کرده باشد. این شرایط نباید ناقض حقوق مسلم معماران در نشر آثار، و رسانه‌ها در عمومی کردن پروژه‌ها و منتقدین در امکان نقد و بررسی آثار باشد. از آنجا که نشر آثار بصورت متمرکز از جانب برگزارکننده می‌تواند باعث حل تمام نگرانی‌ها شود، بهترین گزینه آن است که خود برگزارکننده، همانگونه که در قانون هم کمابیش اشاره شده است، نسبت به انتشار همه‌ی آثار برندگان (و حتی رد شده) در وبسایت خود اقدام نماید. چه بسا چاپ این آثار در گام بعدی نیز به ماندگاری ایده‌ها بیش از پیش کمک نماید. رسانه‌ها در صورت تمایل جهت نشر انبوه اثار (برنده یا غیربرنده) در وبسایتهای خود بهتر است به جای لابی با معماران، درخواست رسمی به برگزارکنندگان بفرستند وگرنه اقدامات ایشان نه تنها موجب تغییر خاصی نمی‌شود که ممکن است موجب تشویش اذهان عمومی نیز گردد.

نگارنده در پایان این یادداشت را تقدیم می‌کند به بابک مطلب نژاد، به پاس نگاه پدرانه‌اش، قدرت ادبیات‌اش، نیروی روشنگری‌اش و همراهی صبورانه‌اش.

۱۳۹۷/۱۱/۱۱ ،۱۰:۲۵:۱۵ +۰۰:۰۰۱۶ دی ۱۳۹۷|دسته‌ها: نقد و نظریه, نگاه سردبیر|