چرا کاترین و رضا باید برای معماری ایران بجنگند؟

اختصاصی وبسایت خبری انتقادی هنرمعماری آنلاین


 

عکس از احمد صفار(منبع: اینستاگرام شخصی احمد صفار)

می نویسم کاترین و رضا زیرا به عنوان یک خبرنگار آنقدر دیگر سمج شده و میدانم خودشان هم اینطوری راحت تر هستند. همچنین می دانم هیچ طرحی را بدون نظر و تعامل یکدیگر بیرون نمیفرستند و تاکید میکنم کاترین و رضا… و نه رضا و کاترین …زیرا روزی از کاترین پرسیدم برنامه بعدی شما چیست؟ گفت میخواهم به فضا بروم و از آنجا دنیا را ببینم! و سپس از رضا پرسیدم برنامه بعدی شما چیست؟ و او با دست به کاترین اشاره کرد و گفت: هرجا ایشون رفتند، دنبالشون بروم!

هرچند نمی توانم اشتباهات استراتژیک این زوج در پردیس سینمایی ملت را نادیده بگیرم. اشتباهاتی مثل مسئله میزان مصرف انرژی، مسئله کاربری طبقات بالا و همچنین پارکینگ مجموعه که هیچوقت تأمین نشد. اما باید صادقانه اعتراف کنم که با تمام این تفاصیل این زوج باید آماده جنگ برای معماری ایران بشوند و خوب است در همین ابتدا درخواست کنم که بیایید برای این نبرد اگر یاور نیستیم حداقل پیروی ناآگاهی و تعصبات نخ نما نباشیم!

دعوا بر سر چیست؟ از مسجد تا مرکز فرهنگی مذهبی!

کاترین و رضا زمانیکه پشت سر مسئولین توسعه فضاهای فرهنگی شهرداری تهران قیچی پردیس را زدند، عصری نو در صنعت سینمای ایران را رقم زدند. پردیسهای سینمایی ایده‌ای راهگشا برای سینما بود. امروز ساختن پردیس‌ها بسیار متداول شده است. اما آن موقع حتی جاانداختن این کاربری برای مردم سخت بود.

امروز هم کاربری مجتمع فرهنگی مذهبی روی پیشانی بنای جدید جنب تئاتر شهر نوشته شده است. این یک فرهنگسرا نیست. یک تکیه یا مرکز مذهبی هم نیست. این یک مجتمع فرهنگی مذهبی است. ما شاهد شکست فرهنگسراهای زیادی در تهران بوده ایم. کمبود فضاهای مذهبی نیز هنوز در این شهر مشهود است. برای منی که طرفدار فرهنگسازی با رگه های هویتی دینی، ملی، و اعتقادی هستم، مجتمع فرهنگی مذهبی ولی عصر(عج) یک فرصت است…یک پردیس سینمایی جدید. باید آینده‌نگری مدیران شهرداری و تعامل آنها با معماران در ساخت این بنا را تمجید کرد. ما در حال تولید یک عملکرد جدید در معماری هستیم و اگر در این زمینه موفق باشیم، شاید روزی ورزشگاه های جدیدی با حل مشکلات اجتماعی مان پیشنهاد دهیم. راه حلی بومی برای مشکلاتی بومی …توسط معماری. این افق میتواند معماران ما را به جایگاه واقعی آنان بازگرداند.

از طرفی نباید فکر کنیم چرخی جدید اختراع کرده ایم. ساخت مراکز فرهنگی مذهبی از شرق دور تا قلب ایالات متحده امری مرسوم است. هر فضایی که رنگ و بوی مذهبی دارد نباید حتما مسجد باشد. مسجد جایگاه والای خود را دارد…مرکز فرهنگی مذهبی نیز وظایف خود را دارد. 

 

مرکز اسلامی در چین

مرکز اسلامی در هنر اثر چارلز کورآ، معمار شهیر هندی

مجتمع فرهنگی مذهبی حضرت ولی عصر(عج)

این دیاگرام ریزفضاهای پروژه به خوبی نشان دهنده رویکرد مرکز فرهنگی مذهبی در طرح بنای جدید است.

مفهوم و حس به جای منار و گنبد: در شرف رسیدن به آرزویی دویست ساله

از زمانی که به یاد داریم استادان معماری فریاد می زدند که معماری اسلامی، حتی اگر وجود داشته باشد(!) و منظور صرفا معماری دوران اسلامی ایران و بخشی از جهان نباشد، قطعا منار و گنبد و طاق هم نیست. کاشیکاری نیست. ما بر این دعوا خیلی اصرار ورزیدیم و برای آن جنگیدیم اما حرف در نشستهای رنگارنگ نهادهای معماری کافی نبود. جامعه دل به حرف ما نسپارد و امروز شاهد چاپ بنرهای کاشیکاری و نصب آنها روی مقبره شهدای گمنام هستیم. این انعکاس انفعال ماست. یعنی نه تنها نتوانستیم حرف خود را به کرسی بنشانیم که حتی ضربه هم خوردیم زیرا صرفا حرف زدیم. عمل نکردیم! جامعه حرف ما را نفهمید و بنر کاشیکاری روی المان بتنی اکسپوز ما برای شهید گمنام که نماد تعالی و محو شدن او در ساحت الهی بود چسبانده شد.

حالا معماران حرکت سیال به واسطه کارفرمای خود و اعتماد فیمابین توانسته اند این سد را بشکنند و بنایی با روحیه مذهبی طراحی کنند که منار و گنبد ندارد. حتی مقاطعی نام آنرا مسجد خواندند اما باز هم زیر بار ساختن منار نرفتند. پس دیگر منتظر چه هستید؟ این همان فرصتی بود که معماری ایران ۲۰۰سال منتظر آن بود. بنایی که در آن حس و مفهوم و هویت بر اسلامی بودن تاکید دارند نه منار و گنبد و کاشیکاری. شاید این طرح در خیلی از مفاهیم به موفقیت صد در صدی نرسیده باشد اما این گام نخست است. آری! می شود از مفاهیم به کار رفته، حس ساخته شده، جزئیات و ۱۰۰۰ مورد دیگر نیز خرده گرفت اما از نظر من، همین شکستن تابوی بنای اسلامی که کاشیکاری ندارد به همه اینها می ارزد. نمی ارزد؟

تخریب مسجد حضرت امیر را فراموش کرده اید؟ دخل و تصرفات بعدی انجام شده توسط مردم بر روی ۱۰۰۰بنای ساخته شده مذهبی چطور؟ این یک سر ماجرا هست. سر دیگر نیمه کاره ماندن مصلی های تهران و دهها شهر دیگر است. هر دو رادیکال نامناسب بودند. چه مدرنیزاسیون محض و خیلی انتزاعی و چه سنت گرایی رادیکال.

سیاست و تسویه حساب های شخصی

البته میدان نبرد واقعی کاترین و رضا نه در جلب موافقت منتقدان معماری، نشریات و همکاران معمارشان، بلکه در جای دیگری است. جایی که جریانی می خواهد مجتمع فرهنگی مذهبی حضرت ولی عصر(عج) را به اسم مسجد تصرف و مورد تغییرات کالبدی قرار دهد. نشانه های این نبرد از هم اکنون و جنجال های رسانه ای که همیشه از این دسته سراغ داریم اغاز شده است. پای هزار و یک مغلطه در میان است. پای اینکه اینجا مسجد بوده، که نبود؛ پارکینگ بوده است. ما که تاریخ از یادمان نرفته است!…هرچند برخی اینجا را در ذهن خود مسجد هم دیدند و توافق هم کردند مسجد بسازند. برخی هم شاید با نیت خیر توافق کردند و اسم مسجد اینجا گذاشتند. این خود بحصی جداست. پای اینکه طراح قبلی اینجا خیلی خیلی مومن و معتقد و مسلمان بوده و طراح امروز لائیک وغیر مسلمان و دارای هویت چندپاره است… زیرا در طی این سالها مدل موهایش عوض شده است! یا چرا همسر او نامی غیرایرانی دارد…اینها مغلطه هستند! اینها فریب افکار عمومی هستند. اینها سوءاستفاده از عدم آگاهی مردم است.  پای اینکه سقف بنا شبیه کلاه یهودیان است. پای فراماسونها که ظاهرا برخی در ایران آنها را خیلی جدی گرفته اند و آنها را نیز از خود ایشان بهتر می شناسند و شناسایی می کنند نیز مثل همیشه در میان است!

از کسی که بلندترین فریادها را در این سالها برای این پروژه کشیده است و حتی کتاب چاپ کرده و بسط نشسته تا مسجد رویاهایش را تحویل بگیرد پرسیدم آیا اینجا از نظر شما مسجد هست یا خیر؟ باز هم فریاد زد و گفت خیر…! اینجا چه هست و چه هست و چه هست. زاها حدید را هم می شناخت! گرا را به او داده اند و گفته اند داد بزن! گفتم اگر مسجد نیست پس شما در همین کانکس ادامه می دهید و بنا را تحویل نمی گیرید؟ مکثی کرد و گفت آن بحث دیگری است. سهم ما اینجا ۲۰۰۰متر بوده الان ۸۰۰ متر مربع میخواهند بدهند. این هم مغلطه است. از همانهایی که گفتم. ظاهرا بحث معماری بهانه است برای رسیدن به اهداف اقتصادی و سیاسی. اینجاست که کاترین و رضا نباید کوتاه بیایند تا اثر به خطر و سرنوشت بنر کاشیکاری دچار نشود و انتقام تغییر معمار را پس از تحویل اثر، از خود اثر بگیرند. روزی نشود که برویم و ببینیم از کف تا سر بنا را بنر کاشیکاری چسبانده اند. از این مغلطه ها در این ماجرا زیاد است…اما من نمیخواهم به آنها بیشتر بپردازم. اما مسائلی طرح می شود که گویی ما در این مملکت از سرنوشت دیگر مساجد و بناهای مذهبی بی خبریم. حتی انهایی که به عنوان یک اثر شاخص تاریخی مطرح بوده اند. بنده شخصا دو سال در اردستان و در جوار مسجد جامع این شهر تاریخی و معتقد به ارزشهای اسلام و انقلاب، شب را سحر و سحر را به شب رسانده ام. بارها به چشم دیدم که این اثر تاریخی جهان اسلام چقدر راحت برای نصب یک بلندگو سوراخ شد! یا برای نصب پرچم سریش به تنش مالیدند. حال بگذریم که برخی می خواستند جای مسجد و بنگاه اقتصادی را جا به جا کنند تا مثلا درامدزایی برای مسجد بکنند و خرج ماهیانه آنرا از خود مسجد دربیاورند.
بیایید مساجد کنونی را مرور کنیم.

اثر جدید که یک مجتمع فرهنگی مذهبی است اما آیا این بنای نشان داده شده در تصویر بالا در شأن مسجد است؟ به جای مجتمع ولی عصر(عج)بیایید نگران هزاران مسجدی باشیم که این روزها اسیر مناسبات فضاهای اقتصادی خرده فروشی اطراف خود هستند و از معماری ضعیف رنج می برند.

مسجد شیخ لطف الله، محل تدریس این عالم ربانی بوده است که امروز به اسم مسجد شناخته می شود. البته در آن نماز نیز می گذاشتند. این بنای شاخص یادگار عصر درخشان حکومت شیعیان صفوی در ایران چه مسجد باشد و چه مرکزی فرهنگی مذهبی، منار ندارد! منار نشان مسجد بودن نیست. نشان اسلامی بودن هم نیست. باعث تأسف است که برخی معماران با این بهانه به اثر جدید حمله می کنند. اگر این حقیقتا اعتقاد آنان است نباید در سالها تدریس معماری اسلامی آنها تردید کنیم؟

میگویند مجتمع ولی عصر(عج) بسیار پر خرج بوده است. این مسجد در شیراز است این بنا در عصر خود با فاصله زیادی نسبت به فرهنگ و سبک زندگی مردم بنا شد. اینهمه رنگ  و نور نشان از احترام به معبودی بود که مسجد برای او بنا شده بود. مغلطه‌ای که می گوید این مسجد با روحیات معاصر سازگار نیست از سر بوم افتاده اند.

 

بنای اسلامی را چیزی به غیر از کالبد آن اسلامی می کند.

فضای داخلی اثر جدید به خوبی در تلاش برای ایجاد گفتمان با تاریخ معماری این کشور است.

سقف مسجد شیخ لطف الله اصفهان

دلبستگی طراحان به هندسه اسلامی در این اسکیس از طرح فعلی به خوبی مشهود است.

اساساً یکی از ارزشهای اثر جدید کاترین و رضا در احترام به تاریخ معماری مدرن ایران در عین رعایت اصول معماری تاریخی ایران است. دیگر از یک طراح چه می خواهید؟ کسانیکه تئاتر شهر را بنایی فاقد تاریخ خوانده اند مشخص کردند که هیچ دانشی نسبت به علم «میراث معماری مدرن جهان» ندارند.

مسجد جامع اردستان یکی از نخستین مساجد ایران است. برخی دیگر مغلطه را از سر دیگر آن پی گرفته اند و میگویند در کشور ما بنای مذهبی(مساجد) پرطمطراق بوده اند. آیا مسجد جامع اردستان پرطمطراق و گران قیمت است؟ آنها که به سادگی بنای جدید خرده می گیرند و دنبال کاشیکاری هستند، از سوی دیگر بوم افتاده اند و مسجد و اسلام را هنوز خوب نشناخته اند.

 

مسجد هفت تیر: نمونه بارز همراهی با فرهنگ معاصر

به عنوان کسی که سالهاست از مقابل مسجد هفت تیر می گذرم نقش آنرا به خوبی درک میکنم. اولا معمار این بنا تا سالها مشخص نبود. اما مسجد بسیار معروف است. این خود شامل هزاران نکته با اهمیت است. اهمیت بنای معماری به معمار آن نیست. به خدمتی است که مردمش می کند. دوم اینکه این بنا در زمان خود که اتفاقا فضای فکری خیلی مذهبی تر بود با این شمایل ساخته شد و هنوز هم به عنوان یکی از مهمترین مساجد ایران شناخته می شود. اخیرا با مرمت بنا، روی آنرا با پوشاننده های نانو پوشانده اند که نسبت به آلودگی هوا حساس است. نتیجه انکه بنا با الودگی هوای میدان هفت تیر خود را تمیز میکند. این مسجد مدرن، سفیدترین مسجد ایران است. کافی بود روی آن با نانو پوشیده شود. اما مساجد دیگر چه؟ وانگهی الان این مسجد ضمن اینکه محل برگزاری نماز و فریضه های دینی است، یک مرکز فرهنگی بسیار مهم است. اعمال و امور دینی، عبادی و سیاسی زیادی اینجا صورت میگیرد اما چه حاصل؟ وقتی ما مجبوریم برای جشن میلاد حضرت موعود(عج) مردم را دقیقا در کنار خیابان روی صندلی بنشانیم؟ چه حاصل وقتی اینجا پارکینگ ندارد؟ مسجد الجواد حقیقتا امروز از نظر کمبود فضاهای فرهنگی مذهبی در رنجش است.

از طرفی دیگر ما مساجدی مثل مسجد دانشگاه چمران یا مسجد الغدیر را می شناسیم که رنگ و بوی آجر و اسلامی هم دارند…آنها هم موفق بوده اند. هزاران مسجد هم با فرم کاملا سنتی میشناسیم. انها هم موفق بودند. حالا کاری نداریم که شهرداری بر سر هرکدام دو مناره فلزی بسیار زشت و غیراخلاقی کوبید اما چرا فکر میکنیم مسجد باید حتما گنبد و منار داشته باشد؟ وقتی تجربه مسجد میدان هفت تیر داریم…این بحث ها بر سر چیست؟ من مجددا تاکید میکنم که مجتمع ولی عصر(عج) مرکزی فرهنگی مذهبی است، فضا عبادی هم مثل تمام بناهای عمومی ایران دارد، اما اگر مسجد هم بود…باز هم مسجد بسیار خوبی بود.

فراموش نکنیم که مجتمع ولی عصر(عج) ادعای مسجد بودن ندارد. اگر هم داشت مسئله ای نیست. مگر امروز مساجد کانون فرهنگی، پایگاه بسیج و دهها فضای غیرعبادی ندارند؟ من مسجدی را میشناسم که در کنار آن مهد کودک قرار دارد. یعنی دقیقا حیاط مسجد تبدیل به مهد کودک شده است. از تکرار موارد بالا خودداری میکنم.

 

مسجد الجواد(ع) در میدان هفت تیر بیش از نیم قرن پیش با کالبدی مدرن بنا شد و اکنون از مهمترین مراکز فرهنگی مذهبی تهران است.

 

نبرد علم و صنعتی!

بنای جدید کاترین و رضا به هیچ عنوان خالی از اشکال نیست، قطعا هیچ اثر معماری ای بدون اشکال نیست. این بنا باید نقد شود، تحلیل شود، بررسی شود، برای دیگر معماران معرفی شود، اما آن اتهاماتی که به این اثر امروز مطرح می شود بیشتر بوی انتقام برای از دست دادن منافع سیاسی اقتصادی است تا مباحث فنی معماری. امیدوارم کاترین و رضا که تاکنون اثر را به پیش آورده اند، به پشتوانه قانون و مدیران مسئولیت پذیر کار را به سرانجام برسانند.

حداقل انتظار از طراح قبلی اثر این بود که شأن استاد و شاگردی را رعایت میکرد و با نگاهی چون یک معلم بر دانشجویان جوان خود نظر می انداخت. برخی اظهارات مطرح شده از محور عدالت و انصاف خارج شده اند. شکی در این باب ندارم. اما کاش اگر گله ای هم در کار بود آن را با بیان منطق معماری مطرح می نمودند. به هرحال هم کاترین و هم رضا دانشمیر فارغ التحصیل دانشگاه علم و صنعت هستند. جایی که طراح قبلی سالها به تربیت دانشجویان معماری مشغول بودند. اگر این بنا روزی باعث افتخار شود، این افتخار برای دنشگاه علم و صنعت نیز خواهد بود.

 

داعشی ها به اسم اسلام مساجد را تخریب می کنند. هیچکس در ایران در پی تخریب مسجد نیست. مسلمانان واقعی با درک نیازهای جدید جامعه اسلامی، و به مدد دانش و خرد خود، به رفع این نیازها اقدام نموده و در جهت ارتقای فضای زندگی شهرهای اسلامی گام برمی دارند. این بزرگترین خدمت به اسلام و مسلمین است…شاید یکی از همین موارد یک مجتمع فرهنگی مذهبی در قلب فرهنگی پایتخت ایران اسلامی باشد…

۱۳۹۷/۱۰/۱۳ ،۰۷:۳۹:۳۵ +۰۰:۰۰۲۶ آذر ۱۳۹۷|دسته‌ها: نقد و نظریه, نگاه سردبیر|