اختصاصی وبسایت هنرمعماری آنلاین


پیچیده‌گویی‌های معمارانه[۱]

سی سال از زمانی که آلن سوکال[۲]، استاد فیزیک دانشگاه نیویورک، به منظور سنجش وزن علمیِ مجله متن اجتماعی[۳]، اقدام کرد، می‌گذرد. ماجرا این بود که آلن سوکال مقاله‌ای نوشت با عنوان؛ «تخطی از مرزها: به‌سوی تأویلی متحول‌کننده از گرانش کوانتومی[۴]» و در آن ادعا کرد که گرانش کوانتومی یک ساخت اجتماعی زبانی است. وی در این مقاله با استفاده از واژه‌های پرطمطراق، موضوعاتی مانندِ نسبیت عام، فیزیک کوانتوم، هندسه نااقلیدسی را به مباحثی مانند هرمنوتیک و فمینیسم ربط دارد. پس از چاپ مقاله، سوکال اعلام کرد که نوشته‌اش هیچ معنایی نداشت و تنها ترکیبی بی‌معنا از واژگان و مفاهیم بی‌ارتباط بوده است. او نشان داد که با استفاده از پیچیده‌گویی و ادبیات غامض، توانسته داوران نشریه را مرعوب کند و ادعای باطل خود را منتشر کند. این ماجرا به فریب سوکال[۵] مشهور شد.

آنچه از فریب سوکال و رسوایی‌های مشابه علمی[۶] برمی‌آید آن است که حربه پیچیده‌گویی حتی متخصصین را هم فریب می‌دهد. عملی که در منطق به مغلطه پیچیده‌گویی معروف است و ویژگی‌های اصلی آن استفاده بی‌مورد از کلمات تخصصی، واژه‌سازی‌های بی‌پایه و درهم‌آمیزی مفاهیم حوزه‌های مختلف علوم و فلسفه است. در این روش فرد تلاش می‌کند با استفاده از واژه‌های تخصصی بدون آنکه به گسترش و پیشبرد بحث کمکی کند خود را متخصص جلوه دهد و از اثبات ادعای خود بگریزد. نتیجه این مغلطه کلامی در بیشتر موارد، مرعوب کردن مخاطب است.

در همین ارتباط بخوانید!  پیچیده می‌گویم، پس هستم! | بازنشر مقاله‌ای از بابک شکوفی در مجله معمار، شماره ۴۵، سال ۱۳۸۶

در حوزه معماری در اواخر دهه ۷۰ میلادی با گسترش تفکرات پست‌مدرن و افزایش انتقادات به معماری مدرن، عرصه نقد و نوشته‌های معماری پر شد از متونی که خصوصیت اصلی آن‌ها پیچیده‌گویی و درهم‌آمیزی مفهومی و زبانیِ حوزه‌های گوناگون بود. با اندکی تأخیر این نحوه نگارش به ادبیات معماری ایران نفوذ کرد و فرصتی برای جولان و یکه‌تازی‌ها و مطرح‌شدن نام برخی معماران شد و با وجود نقدهایی که در همان سال‌ها بر این زبان نوشته شد، تا امروز هم شاهد گسترش آن در گستره معماری ایران هستیم[۷]. به‌طور مثال عباراتی مانند فرم‌های ژئوپلیتیک، جهان شیزوفرنیک، دیالکتیک زمین، بود و باش متفکرانه هستنده‌ها، تعلیق پیوریسم ارتدکس، مورفوسیس مفاهیم و... را می‌‎توان در عنوان درس‌گفتارها، ایده‌پردازی‌ها و متون تالیفی معماران یافت. بی‌تردید نبود معادل برای واژه‌های ادبیات تئوری معماری در زبان فارسی کار گفتگو را دشوار و حتی گستره اندیشه تنگ نموده اما این موضوع نباید توجیهی شود که هر کس به صرف معمار بودن به معادل سازی عبارات و واژه‌سازی دست بزند.

قابل انکار نیست که زبان معماری هم مانند هر نظام فکری دیگری دارای ابهامات و نظرات شخصی است. و همین موضوع فصاحت و بلاغت زبان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. فصاحت زبانی می‌تواند لایه‌های مختلفی از ارتباطات را شکل دهد و در شکل‌دهی به درک مخاطب نقش مهمی ایفا کند. اصطلاح‌سازی یکی از ابزارهای زبان معماری است و نمونه‌های زیادی را نیز می‌توان از ادبیات معماری جهان مثال زد. به طور مثال واژه ساتوپیا[۸] به معنای حومه‌نشینی در اوتوپیا که در مجله آرکیتکچرال ریویو[۹] چاپ شد و به سرعت رواج یافت[۱۰].

در همین ارتباط بخوانید!  پیچیده می‌گویم، پس هستم! | بازنشر مقاله‌ای از بابک شکوفی در مجله معمار، شماره ۴۵، سال ۱۳۸۶

اما پرسش اینجاست که تا کجا می‌توان دست به اصطلاح‌سازی زد؟ می‌توان تا جایی پیش رفت که برقراری ارتباط با مخاطب زیر سایه اصلاحات پیچیده قرار گیرد؟ اگر بپذیریم که هدف اصلی هر گفتمانی تأثیرگذاری است و زبان برای برقراری ارتباط اهمیت ویژه دارد، به نظر می‌رسد با پیچیده‌گویی و سخنان مغلق، نمی‌توان ارتباطات مناسب و پایدار برقرار کرد. این رویکرد که هر روز در جامعه معماری ما گسترش می‌یابد از چند جنبه می‌تواند تأثیرات مهمی در پی داشته باشد. از سویی دانشجویان و معماران جوان را تحت تأثیر قرار داده و باعث شده به جای کار در جهت خلق آثار معماری در فرآیندهایی منطقی و درست، معماری را به توضیحات پیچیده و درهمِ کلامی فرو کاسته و بدون شناخت از موضوع با استفاده از کلمات پر طمطراق تلاش کنند مخاطب را مرعوب کنند. تأثیر دیگر این روش سرخوردگی معمارانِ بدنه است، زیرا که با حجم زیاد متون و سخنان پیچیده، آنها خود را ناتوان از درک حرف روز معماری می‌یابند. از دیگر سو جدایی فکری و کلامی را در رابطه معماران با دستگاه‌های قانون‌گذار، جامعه سفارش‌دهنده و استفاده‌کننده فضاهای معماری در پی دارد، در زمانه‌ای که نیاز به ایجاد گفتمانی وسیع میان این چهار گروه به شدت احساس می‌شود. به نظر می‌رسد رویکرد رو به گسترش معماران در پیچیده گویی، حاصلی جز دور شدن گفتمان معماری از واقعیات امروز و مسیر آینده نخواهد داشت و ظاهر سنگین کلمات چیزی بر ارزش فضاهای معماری ما اضافه نخواهد کرد.

در همین ارتباط بخوانید!  پیچیده می‌گویم، پس هستم! | بازنشر مقاله‌ای از بابک شکوفی در مجله معمار، شماره ۴۵، سال ۱۳۸۶

[۱] . اشکان قشقایی- فارغ التحصیل کارشناسی ارشد معماری، دانشگاه شیراز

[۲] . Alan Sokal

[۳] . Social Text

[۴].Transgressing the Boundaries: Toward a Transformative Hermeneutics of Quantum Gravity

[۵].Sokal Affair

[۶]. نگاه کنید به کتاب "چرندیات پست مدرن" نوشته آلن سوکال و ژان بریکمون ، ترجمه عرفان ثابتی

[۷] . نگاه کنید به مقاله "پیچیده می‌گویم، پس هستم" نوشته بابک شکوفی، مجله معمار، مهر و آبان ۱۳۸۶

[۸] .Sub+ Utopia

[۹]. Architectural Review

[۱۰] . نگاه کنید به کتاب "معماری و اندیشه نقادانه" نوشته وین اتو، ترجمه امینه انجم شعاع