ترجمه:

دکتر مسعود علیمردانی

عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجائی

 

کسری کتاب اللهی                    فاطمه زین الصالحین


فهرست مطالب

 پیشگفتار أ‌

مقدمه مترجمان. ج

قدردانی مؤلف.. د‌

مقدمه. ذ‌

فصل اول: قلعه‌ها )برترام گودهیو و شهر واهی(. ۱

فصل دوم: آثار تاریخی )دانیل برنهام و شهر سفارشی(. ۲۹

فصل سوم: تخته سنگی­ها )لوکوربوزیه، رابرت موزز و شهر منطقی(. ۵۵

فصل چهارم: املاک اربابی )فرانک لوید رایت و ناشهرگرائی(. ۸۵

فصل پنجم: مرجان­ها )جین جیکوبز، آندره دوانی و شهر خود سازمانگر(. ۱۱۱

فصل ششم: مراکز خرید )ویکتور گروئن، جان جرد و شهر فروشگاهی(. ۱۳۹

فصل هفتم: سکونت­گاه­ها )کنزو تانگه، نورمن فاستر و شهر اِکولوژیکی فنی(. ۱۷۷

یادداشت­ها ۲۱۱

مؤخره ۲۳۱

نمایه. ۲۳۳

واژه­نامه. ۲۳۹

درباره نویسنده ۲۵۸



پیشگفتار

در شمال آمریکا، اروپا و سرتاسر جهان اِحیای مفاهیم تاریخی، برای اولین بار به صورت گسترده و همه­جانبه در قرن نوزدهم همزمان با مدرنیته صنعتی مشاهده گردید، در قرن بیستم در سرتاسر جهان منتشر شد و اکنون نیز در قرن بیست و یکم به گسترش خود ادامه می­دهد. رویاپردازان متعددی در پیشبرد این هدف گام برداشته­اند. از این میان گروسونور گودهیو را شاید بتوان مؤثرترین و تأثیرگذارترین شخصیت این انگاره شهری معرفی نمود.

برترام گروسونور گودهیو در ابتدای زندگی از خود استعدادی غیرمعمول در رسم و طراحی به نمایش گذاشت. آثار متعددی از وی بر جای مانده است. اولین نمونه کارهای وی در سال ۱۸۹۶ شامل ترامبرگ، که یکی از روستای قرون‌وسطی در بوهمیای آلمان می­باشد، دومین کار که در سال ۱۸۹۷ انجام شده است، شهر فوسکا و باغ آن می­باشد که یک شهر عصر رنسانس را در جزیره­ای دوردست در دریای آدریاتیک ترسیم می­نماید. نمونه کار سوم در سال ۱۸۹۹، روستایی در شمال ایتالیا به نام مونتونتوسو را به تصویر می­کشد که به خاطر کلیسای سانتا کاترینا و میدان اِمبرتو مشهور می­باشد. زمانی که گودهیو مدل شهر رؤیایی خود را کامل کرد، ابزار معماری را برای ساخت کل شهرها طبق زمینه مورد نظرش، قلمروهای فانتزی رمانتیک، نشان داد. مهم‌تر اینکه گودهیو و دیگر معماران عصر وی با کنار گذاشتن آخرین بازمانده­های پروژه سیاسی اصلاح طلبان شهری در قرن نوزدهم، به صورتی کنایی سبک رمانتیک را از قید و بندهای تاریخی خود رها کردند. آنها انتقاد از اصلاح­طلبان را از سرمایه­داری صنعتی با بینشی عاری از قید و بند در مورد خیالات فردی جایگزین کرده و بر سطح سینمایی خیال­پردازی خود ابراز ورزیدند.

انگاره دوم نیز در زمینه آثار تاریخی و مشابه با انگاره نخست است. رویاپرداز اصلی این انگاره دانیل برنهام معرفی شده است. در زمان مرگ دانیل هادسون برنهام در سال ۱۹۱۲، در آمریکا معماری معروف­تر از وی وجود نداشت. او به‌عنوان پدر آسمان‌خراش‌ها، برنامه­ریز نمایشگاه جهانی شیکاگو در سال ۱۸۹۳، بازسازی و نو نماییِ مرکز خرید ملی در واشنگتن دی سی، در تمامی ایالات متحده آمریکا و فراتر از آن، به‌عنوان یک فرد ثروتمند، سرشناس و باتجربه شناخته شد. رئیس‌جمهور تافت او را یکی از پایه­گذاران معماری جهان نام­گذاری کرده است. باور مکرر وی یعنی «از برنامه­ریزی­های کوچک اجتناب کنید، آنها هیچ سحر و جادویی برای به جوش­آوردن خون مردم ندارند. با برنامه­های بزرگ، طرحی منطقی و اصیل به خاطر می­آید که زمانی ثبت شده و هرگز نخواهد مُرد، اما بعد از اینکه ما دیگر نباشیم، چیزهایی وجود خواهند داشت که خود را با سازگاری روزافزون ابراز می­نمایند»، آرمان­های عالی آمریکایی­ها و احساس رو به رشد غرور ملی را در عصر بیانیه سرنوشت در خود تعبیه می­نماید. برنهام به‌عنوان یک فرمالیست و نئوکلاسیسیست که سبک­ها و انگاره­های قرن نوزدهم را به قرن بیستم آورده ­است، مخالفانی داشت. با این وجود، حتی بهترین مدرنیست­های عصر وی همچون فرانک لوید رایت بیان داشته­اند که برنهام یک معمار خلاق نبود، بلکه تنها یک انسان بزرگ بود. برنهام اولین آسمان­خراش­ها، ساختمان­ مونتاک ده طبقه در سال ۱۸۸۲ یا ساختمان ۱۶ طبقه مونادناک در خلال سال‌های ۱۸۸۹ تا ۱۸۹۱ را ساخته است.

این ساختمان­ها، بیان متعالی و بسترهایی­ برای قدرت تجاری رو به رشد شیکاگو به‌عنوان یک شهر خود توصیفگر با نشانه­هایی بزرگ می­باشند. در حقیقت، موفقیت و پیروزی­های برنهام به‌عنوان عامل هدایت­کننده نمایشگاه شیکاگو یا به‌صورت رسمی­تر، نمایشگاه کلمبیایی­های جهان در سال ۱۸۹۳، وی را به یکی از برنامه­ریزان شهری مشهور در آمریکا بدل نمود که قابلیت ترسیم نقشه­های دایره­ای و نمادین باعظمتی غیرقابل باور از شهرهای شیکاگو، سان­فرانسیسکو و مانیلا که به‌تازگی شکل گرفته بود را داشت. او به صورتی فاخرانه مدعی میراث یونان کلاسیک و روم کلاسیک و رنسانس اروپا به‌عنوان ظهور میراث آمریکایی می­باشد. آسمان‌خراش‌های وی الهام­بخش معماری­های کلیه جهان و بسیاری از مدرنیست­های پیروز دنیا بود که در شرایطی دیگر تمایل به بی­ارزش نمودن وی داشتند. ابداع مجدد برنامه­ریزی شهر امپریال به مدلی برای سازندگان شهر مدرن در تمامی حوزه­های سیاسی بدل شد: فاشیست­ها، کمونیست­ها و دموکرات­ها، مستبدان، ظالمان و ترقی­گرایان از این جمله می­باشند. دانیل برنهام به قرن بیستم، دو مورد از فرم­های شهری جهانی را عرضه کرده است. نمایشگاه شیکاگو برای بسیاری از مردم یک نوع وحی بود. برنهام خودش می­نویسد مردم دیگر در رابطه با موضوعات معماری جاهل نیستند. آنها از طریق نمایش نمایشگاه جهانی کلمبیا در سال ۱۸۹۳ آگاه شده­اند. اثر دانیل برنهام و همکارانش بخشی از یک جنبش گسترده را شکل داد که بهبودهای زیبایی­شناختی را به‌عنوان درمان بیماری­های شهرنشینی مردم به پیش می­برد. این جنبش از یک باغ محلی و کلوپ‌های شهری و مدنی به دنبال گفتار مشترک و به‌منظور زیباسازی و تزئین واحدهای همسایگی با کشت گیاهان، آب‌نماها و هنر مدنی گسترش یافت که همه آنها، شیوه­هایی پرهزینه، تلاش­های برنامه­ریزی رسمی شهری برای ساخت بولوارها، پارک و ساختمان­های نئوکلاسیک باغی بودند. شعارهای وی زیبایی مدنی و پیراستگی بودند که با هنر عمومی، باغ­ها، کاشت درختان، هموار کردن خیابان­ها و نورپردازی، با کاهش تبلیغات و پهنه­بندی صنایع زشت و آلاینده به دیگر بخش‌های شهر محقق می­شد. وی این برنامه را به ‌عنوان شیوه­هایی برای ترویج همزمان یک محیط زیبا و سالم و شهروندی خوب در بین ساکنین آن مد نظر داشت و آن را از این منظر می­ستود.

انگاره معماری دیگری که شهرسازی قرن بیستم و به تبع آن وضعیت کنونی غالب شهرهای جهان را تحت تأثیر خود قرار داده است، با عنوان تخته­سنگی­ها و منتصب به معمار و شهرساز معروف، لوکوربوزیه بیان شده است.

لوکوربوزیه به دنبال گونه­ای جدید از نمادگرایی جهانی بود که فرا تاریخی و غیرمتداول باشد. لوکوربوزیه، قصد داشت شهر خود را به‌گونه‌ای بسازد که همچون یک اثر افراطی، بصری و خیالی جلوه نماید، چشم‌انداز لوکوربوزیه، در سُنتِ پروژه­های ساخت و ساز انبوه و تحت فرمان دولت و پروژه­های بازسازی در فرانسه از ورسای لویی چهاردهم گرفته تا دگرگونی­های شدید هوسمان در پاریس در اواسط قرن نوزدهم مشخص بود. در مورد بخش‌های قابل‌ملاحظه برنامه­های لوکوربوزیه چنین به نظر می­رسید که او به مردم وعده داده بود که هر چیزی که بخواهند به آنها بدهد. وعده وی شهر و کشور در یک بسته واحد بود. او به صورتی متناقض تأکید دارد که تمرکز بیشتر و عدم پراکندگی، درمانی برای بیماری­های شهری است و بدین وسیله می­توان مردم را در برج­های متراکم اِسکان داد که به واسطه فضاهایی سبز از هم جدا شده است. در اصل، او تنش­های میان شهر و کشور را با تلفیق آنها از بین برده است و نتیجه این فرآیند، برج­هایی در پارک، می­باشد. این عبارت به‌عنوان پیشنهاد لوکوربوزیه شناخته می­شود. وی بیان داشت که ما باید فضاهای باز را افزایش داده و مسافت بین آنها را نیز کاهش دهیم. بنابراین مرکز شهر باید به‌صورت عمودی ساخته شود. برنامه وی بیش از اندازه شهری بود که حول کسب و کارها سازمان‌دهی شده بود.

انگاره چهارم که گراهام معتقد است به صورت گسترده شهرهای امروزی را تحت تأثیر قرار داده است، انگاره ناشهرگرایی فرانک لوید رایت می­باشد. فرانک لوید رایت از شهر پهندشتی یاد می­کند، کلانشهر پهندشتی برای آینده می­باشد که نه‌ تنها جایگزین هیولای کلانشهرهای کنونی مانند شهر نیویورک می­شود، بلکه خود را به‌جای شهرهای کوچک‌تر و شهرک­ها نیز قرار داده و منظرهای غیر مرکزی و نامحدود را بر آنها تحمیل می­نماید که بهترین ویژگی­های هر دو محیط را در خود تلفیق می­نماید. سبک مرموزی را که رایت از نظر ویژگی شناختی بیان می­نماید، می­توان بدین­گونه توضیح داد که؛ شهر هیچ کجا نخواهد بود و در عین حال همه جا را شامل می­شود. رایت به توضیح این مسأله می­پرداخت که پهندشتی، جایگزین شهر نبود، بلکه مکملی برای آن بود. این امر بر اساس شعاری که بیان شده است عبارت بود از یک الگوی جدید زندگی برای آمریکا. شهر پهندشتی ایده صِرف بازگشت به اراضی نمی­باشد، بلکه شکست تقسیمات مصنوعی که بین زندگی شهری و روستایی ایجاد شده است می­باشد. این امر کلاً در کنار مفهوم مرکز شهر قرار داشت و کارکردهای سنتی مرکز را حول مناظر پراکنده می­نماید.

گراهام، انگاره پنجم را در قالب شهرهای خودسازمانگر، که کلیت آن را می­توان منتسب به کنگره نوشهرنشینی دانست و در افکار و نگاشته­های جیکوبز، دوآنی و پلاترزیبرگ متصور است، معرفی نموده است.

در سال ۱۹۵۲، جیکوبز در انجمن معماری هنری لوس، که در میان کلیه موضوعات، پوشش موضوعی آنها نوسازی شهری بود، مشغول به کار شد. وی مقاله­ای انتقادی در مورد شهر فیلادلفیا با همان مضمون رابرت موزز و ادموند بیکن نوشت که وی را مورد توجه ویلیام وایت قرار داد. ویلیام وایت، وی را بابت مقاله­ای در سال ۱۹۵۸، با عنوانِ مراکز شهر برای مردم هستند، در مجله فورچون بکار گمارد. کتاب، مرگ و زندگی شهرهای بزرگ آمریکایی هجمه­ای بر برنامه­ریزی جاری شهری و بازسازی شهر می­باشد. او زمینه­های پربار هاوارد، جامعیت­گراهای آمریکایی شامل لوییس مامفورد، کاترین باور، کلارنس اشتاین، هنری رایت و RPAA را ادامه داد. این افراد به گفته وی ضد خیابان و ضد تراکم شهری بودند و بنابراین بر ضد مردم بودند: حضور بسیاری از مردم دیگر در بهترین حالت یک روح اهریمنی می­باشد و برنامه­ریزی بهینه شهری باید هدف خود را حداقل بر حریم خصوصی حومه شهری و انزوا متمرکز نماید. در بهترین حالت، تمرکز زداها، مانند هاوارد ضد شهر بودند: شهر بزرگ، یک کلانشهر، شهر فوق­العاده عظیم، شهری هیولایی، یک مرگ زنده است. این شهر باید از صحنه محو شود. جیکوبز برخی از عوامل کلیدی را لیست کرده است. در وهله اول، مردم در اصل در خودروها نمی­باشند، بلکه پیاده بوده و خیابان­ها باید به‌عنوان قلمرو پیاده­روها شناخته شود در ثانی، باید افرادی وجود داشته باشند که از خیابان­ها استفاده کرده و از آنها به‌صورت دائمی بهره­مند شوند که می­تواند در بهترین شرایط به واسطه ترکیب گسترده­ای از ساکنین، کار، خرید و فروش و زندگی شبانه محقق شود. برای درک شهرها، ما باید با ترکیب یا اختلاطی از کاربری­ها سر و کار داشته باشیم، نه با کاربردهای مجزا (تک عملکردی) به‌عنوان پدیده­های ضروری.

از دیدگاه گراهام، انگاره خرید یکی از مهمترین پدیده­های حاکم بر شهرها و معماری دهه­های آخر قرن بیستم بوده که منجر به شکل­گیری شهرهای فروشگاهی شده است.

دوره رکود عظیم و جنگ جهانی دوم موانعی بر سر راه توسعه حومه شهر قرار داد، ولی انتهای جنگ شروعی برای مهاجرت خیلی عظیمی از آمریکایی­های سفیدپوست به حومه­های شهر بود که به وسیله مالکیت خودرو، ساخت جاده­ها، رهن­های دولتی و سیاست­های مالیاتی، تولد نوزادان، اقتصادی رو به رشد و گسترش و محصولاتی نوآورانه و بازاریابی بهینه از سوی صنعت مستغلات و املاک تقویت می­شد. جی. سی. نیکولز مدلی در مورد تعبیه یک مرکز خرید با خدمات کامل را در قلب مسیر مسکونی حومه جدید شهری ارائه نمود که هدف آن کمک به خریداران در جهت فروش خانه­هایشان بود که به دلیل اِنزوا و دوری از شهر احساس نگرانی می­نمودند. توسعه­گران تجاری با وضعیت بهتری مواجه بودند و دریافتند که مراکز خرید منطقه­ای که تعمداً در تلاقی بزرگراه­های منطقه­ای و مسیرهای دسترسی ساده برای خودروها و پارکینگ­ها قرار گرفته بودند، می­توانستند به جاذبه­ای برای شمار زیادی از مشتریان بدل شوند. در سال ۱۹۵۴، مرکز نورثلند از سوی معماری به نام ویکتور گروئن طراحی شد و در حومه شهری دیترویت با برنامه خوشه­ای مدرن و منحصربه‌فرد با به‌کارگیری ۸۹ هکتار از مناظر، پارکینگ برای ۱۰۰۰۰ خودرو و کنترل اقلیمی کامل با گرمایش مرکزی و تهویه هوا به‌عنوان اولین فروشگاهی که می­توانست مدعی این زمینه باشد، افتتاح شد.

و نهایتاً انگاره هفتم، که هم اکنون نیز در محافل علمی و تخصصی شهرسازی جهان، یکی از مهمترین مسائل مورد بحث می­باشد، مسائل اِکولوژیکی- فنی در ساخت شهرها، سکونت­گاه­ها و معماری­ در می­باشد. از دیدگاه گراهام، شکل­گیری و پیشرفت فراوان در این زمینه، مرهون زحمات تانگه و فاستر می­باشد.

در سال ۱۹۵۹، همکاری­ بین ژاپن و ایالات متحده آمریکا در زمینه شکل دادن به شهر، در حال پیشرفت بود. این همکاری در نزدیکی مؤسسه فنّاوری ماساچوست بود که در آن معمار ژاپنی به نام کنزو تانگه به مدت یک ترم مشغول به تدریس بود. طی این مدت، تانگه از شهرهای دیگر آمریکایی شامل نیویورک، شیکاگو و                 سان­فرانسیسکو دیدن کرد. در این شهرها، وی تحت تأثیر پروژه­های عظیم زیرساخت شهری، خصوصاً بزرگراه­های مرتفع وسط شهرهای شلوغ قرار گرفت. فارغ از اجرای برنامه­های روزانه، وی در فعالیت­های صورت گرفته در کشور ژاپن، زمانی را صرفِ تفکر در مورد رشد و تحول و نحوه ادغام فضاهای ارتباطی با معماری می­نمود. منظور وی از این تلاش­ها مسیرهای حمل و نقل مانند بزرگراه­ها، راه­آهن و بندرها بود.

او تصمیم گرفت که وظیفه اسکان ۲۵ هزار نفر در بندر بوستون را بر عهده دانشجویان سال پنجمی سمینار بگذارد. نتیجه این فرآیند یک جفت ساختمان با قاب اِی شکل به‌صورت خطی و طولانی بود که از ساحل به سمت آب رفته بود و به سمت مجموعه­ای از جزیره­های ساخته دست انسان متمایل می­شد. زمانی که ژاپن محاصره شد، تانگه تنها ۳۱ سال داشت. او و دیگر معماران و برنامه­ریزان نسل خود که زندگی کاری خود را با تفکر به زمینه­های شهری نامحدود در آسیا شروع کرده بودند، به پایان جنگ رسیدند و با شهرهای خود که بیشتر به خاکستر بدل شده بودند، مواجه شدند. تانگه در مؤسسه بازسازی دولتی مشغول به کار شد و در تیم پیمایش هیروشیما به مسئولیتی مهم منصوب شد.

او نقشه­ای برای بازسازی شهر مخروبه تهیه کرد که تحت تأثیر ایده کارکردهای مجزای شهری لوکوربوزیه قرار داشت، ولی کارکرد اضطرار نیازهای فوری جمعیت بازمانده از این جنگ تفکری مجدد و افراطی در مورد الگوهای از پیش موجود را از بین می­برد. در سال ۱۹۴۹، برنامه بازسازی تانگه در شورای عالی ژاپن مورد تصویب قرار گرفت و فرآیند توسعه در پارک و میدان صلح شروع شد و موزه خاطرات بمباران اتمی، یکی از تخته سنگی­های بتنی و بلندی بود که در کنار آن قرار داشت و روی پیلوت ساخته شده بود. کلیه بناهای تانگه  تأثیر لوکوربوزیه را نمایان می­کردند. از دهه­های ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، سکونت­گاه­هایی که برای نویسندگان کتاب متابولیسم قابل شناسایی بودند، در دریا، زیر آن و در میدان­های یخی قطب جنوب و در مدار زمین پراکنده شده بودند. یکی از موارد در میان بسیاری از نمونه­های موجود، کار معمار بریتانیایی نورمن فاستر می­باشد. فاستر از چندین اثر فرانک لوید رایت و لویی کان دیدن کرد و به وست کاست سفر کرد تا نمونه­هایی از ایده­های نوین و تازه طراحی را در آنجا ببیند. وی نیز تحت تأثیر معماری جالب و باز و فرهنگ معماری قرار گرفته بود. فاستر در مسیر خود از ترسیم­هایی با خودکار و ماشین­حساب­های دستی تا طراحی به کمک کامپیوتر کار کرد. او در ابتدای قرن بیست و یکم نوشت که: بسیاری از ایده­های سبزی که ما در پروژه قبلی کشف کردیم، اکنون به وسیله فنّاوری­های امروزی محقق و ممکن می­باشند. فاستر اغلب در مورد تلفیق و یکپارچگی صحبت می­کند و چنین می­نویسد که برای من، راهکار بهینه طراحی، شامل تلفیقی از نگرانی­های زیست­محیطی، اقتصادی، زیبایی­شناسی و فنّاوری می­باشد. پروژه­های فاستر به دنبال این بودند که با طبیعت هماهنگ باشند.

کتاب شهرهای رؤیایی؛ شاکله جهان در هفت انگاره شهری، تألیف وید گراهام استادیار دانشگاه پپرداین کالیفرنیا، در نوع خود به لحاظ روند و سیر تاریخی تحولات شهر و پرداختن به انگاره­های "قلعه­ها"، "آثار تاریخی"، "تخته سنگی­ها"، "املاک اربابی"، "مرجان­ها"، "مراکز خرید" و "سکونت­گاه­ها" به نحوِ مطلوب علمی ارائه شده است. بی­شک این اثر کمک مؤثری به دانش­افزایی در معماری، طراحی شهری، برنامه­ریزی شهری و رشته­های علوم شهری خواهد داشت. ترجمه سلیس و جامع این اثر توسط جناب آقایان دکتر مسعود علیمردانی، مهندس کسری کتاب­اللهی و سرکار خانم مهندس فاطمه زین­الصالحین، بر زیبایی آن در داخل کشور خواهد افزود. اُمید است کتاب پیشِ رو، مورد استفاده دانشگاهیان، صاحب­نظران و دانشجویان مقاطع مختلف تحصیلی و علاقه­مندان به شهر قرار گیرد.

دکتر کرامت الله زیاری

  استاد دانشگاه تهران

     تابستان ۱۳۹۶



مقدمه مترجم­ین

در سال‌های اخیر کتاب­ها و مقالات ارزنده و مهمی درباره مبانی و مفاهیم معماری و شهرسازی خصوصاً در دوره معاصر به زبان فارسی ترجمه و چاپ شده است که جای سپاس فراوان دارد. هرچند بسیاری از این منابع لازم و کاربردی هستند، با این وجود نسبت به انبوه منابع ارزشمند خارجی که در این حوزه تألیف شده­اند، نمی­توانند کافی باشند.

در جهت بهبود و اعتلای منابع جدید زبان فارسی در حوزه مبانی نظری معماری و شهرسازی معاصر، اینجانب پس از بررسی­­های انجام گرفته که در ذیل به آنها اشاره شده است، کتاب شهرهای رؤیایی را به ‌عنوان منبع ارزشمندی انتخاب نموده و با همکاری مترجمان گرامی، جناب آقای مهندس کتاب­اللهی و سرکار خانم مهندس زین­الصالحین، مراحل ترجمه کتاب را آغاز نمودیم. کتاب شهرهای رؤیایی، در سال ۲۰۱۶، در شش ماهه نخست انتشار آن جزو پرفروش­ترین کتاب­ها در سایت معتبر آمازون قرار گرفته و از لحاظ محتوایی و علمی، حاوی بخش­ها، نکات و اطلاعات جدیدی است که می­تواند برای مخاطب فارسی­زبان، مفید و مثمر ثمر باشد، و مشابه آن در سایر کتاب­های منتشر شده تا کنون، مشاهده نگردیده­ است. همچنین نویسنده کتاب در زمره اساتید پرآوازه دانشگاه پپرداین بوده و آثار متعدد و معتبری از ایشان در حوزه معماری و شهرسازی به چاپ رسیده است.

وید گراهام مؤلف کتاب، معتقد است شهرهای رؤیایی یک راهنمای جامع در مورد جهان مدرن شهری است. وی در این کتاب، از برنامه­های اصلی معماران و شهرسازان با شهرت جهانی، پرده­برداری کرده و مبانی شهرهای متنوع امروزی را آشکار می­نماید.

از دیدگاه وی، تمامی شهرهای جهان را می­توان در قالب هفت انگاره متصور شد. کتاب نیز مشتمل بر هفت فصل است و هر فصل تشریح­کننده یک انگاره معماری یا شهرسازی است که در طول سال­ها توسعه و رشد شهرها را جهت داده­ است. گراهام هفت انگاره را به ترتیب تقدم زمانی شکل­گیری آنها، با عناوین "قلعه­ها"، "آثار تاریخی"، "تخته­سنگی­ها"، "املاک اربابی"، "مرجان­ها"، "مراکز خرید" و "سکونت­گاه­ها"، بیان می­نماید و معتقد است این انگاره­ها به ترتیب منجر به شکل­گیری "شهر واهی"، "شهر سفارشی"، "شهر منطقی"، "ناشهرگرایی"، "شهر خودسازمان گر"، "شهر فروشگاهی" و نهایتاً "شهر اِکولوژیکی، فنی" شده­اند.

در ترجمه کتاب سعی شده­ است، اسامی اشخاص مطابق گونه رایج آنها در زبان فارسی ترجمه گردد. در مورد اسامی مکان­ها، فضاها و عناصر طبیعی، از ترجمه معنایی واژگان اجتناب شده است و واژگان استفاده شده، صرفاً فارسی نوشته واژه انگلیسی هستند: مانند هورتون پلازا، ریورساید و ...

با تمام دقت بکار رفته در مراحل ترجمه، تایپ، ویرایش و صفحه­آرایی، این کتاب از کاستی­های احتمالی مبرّا نبوده، یادآوری آن از سوی خوانندگان فرهیخته، دستمایه بهبود و ارتقای کیفی ویرایش­های بعدی کتاب و سایر آثار مترجمان خواهد بود.

در اینجا لازم می­دانم از تمامی کسانی که به نوعی در آماده­سازی این اثر همکاری نموده­اند، سپاسگزاری نمایم. یقیناً بدون حمایت­ها و همکاری تمام عزیزان، چاپ کتاب مسیر نمی­شد. بر این اساس از سرکار خانم دکتر آیدا درویشان، به خاطر همکاری­شان در تهیه کتاب، در کمترین زمان ممکن از انتشار آن، کمال تشکر را دارم. همچنین از جناب آقای دکتر فرامرز آشنای قاسمی، رئیس اداره انتشارات و نشریات علمی پژوهشی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجائی و تمامی پرسنل آن اداره، به پاس همکاری­­هایشان در مراحل چاپ و نشر آن، سپاسگزارم.

از جناب آقای دکتر کرامت­ الله زیاری استاد دانشگاه تهران، به دلیل نگارش متن پیشگفتار و جناب آقای دکتر پویان شهابیان استادیار گروه شهرسازی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، به خاطر نگارش مؤخره کتاب، کمال قدردانی را دارم.

در پایان از جناب آقایان فرزاد کتاب­اللهی، حسین زین­الصالحین، مهندس محمدمهدی مهدی­زاده و سرکار خانم­ها سهیلا رعدی، سوما اصلانی و زهرا بهرامی، به دلیل حمایت­ها و مشاوره­های دلسوزانه­شان، و نیز ویراستار محترم جناب آقای طهماسبی قدردانی می­کنم.

امید است مطالعه این کتاب به معماران و شهرسازان ایرانی کمک ­کند تا علاوه بر شناخت انگاره­های معماری و شهرسازی مؤثر بر شکل­گیری شهرها در غرب و کاربست آن در شهرهای ایرانی، بتواند اندیشه، مباحثه و کنش مربوط به ماهیت شهرها و انگاره­های شهری را در بین دانشجویان رشته­های مرتبط و علاقه­مندان به شهر، شهرسازی و طراحی شهری برانگیزد.

 

                                                                                                    مسعود علیمردانی

                                                                                                استادیار گروه شهرسازی

       دانشگاه تربیت دبیر شهید رجائی

                                                                                                      تابستان ۱۳۹۶