معرفی سه کتاب جدید دکتر محمد منصور فلامکی در سال ۱۳۹۶

پروفسور فلامکی با سه کتاب در سال ۱۳۹۶

از دکتر محمدمنصور فلامکی، در سال جاری کتاب‌‌های «فضای حافظ»، «شهرایرانی در سنجش جهانی» و «گذارها و گام‌ها: زندگینامه دکتر فلامکی» منتشر شده‌اند:

v   «فضای‌حافظ» در ۳۷۴ صفحه، شمارگان هزار نسخه و بهای ۲۵هزار تومان، از سوی نشرفضا

 

بخشی از نوشتار دکتر فلامکی در معرفی کتاب:

 

«امروز روی به دستان حافظ داریم تا مگر بتوانیم به توانمندی‌های ادب‌فارسی در کاوش عالم ‌معنایی بنگریم که وی در گذار از علم به خیال و بالعکس برای ما می‌نمایاند»

 

«پیگیری مقوله‌ی فضای شعر و بازشناخت کمّ‌وکیفِ آن، حقّ معماران نیز است و به‌میان‌آوردن و به‌کاربردنِ ابزارهای این امر نیز کاری است نهاده در محفل معماران؛ غزل حافظ را معماران نیز می‌توانند بکاوند و هرآینه نکته‌هایی ناگفته و مقبول یافتند، بازگویند»

 

«انگیزه‌ی اصلی ما برای ارائه‌ی این کتاب، پرداختن به مقوله‌ی «فضا» در جهان حافظ بوده‌ است»

 

«غزل‌ها همانند بناهایی که بار معنایی و هنری و انسانی‌ـ‌فرهنگی پیدامی‌کنند، در دو جهت اصلی تابناک می‌شوند: نخست، در محفل خود یعنی در سنجش مستقیم با یکدیگر، توسط یک‌یک بازشناسندگان و دوم، توسط جمع شنوندگان و خوانندگان شعرها و آن زیستمندان شهرنشین که با ساختمانی که مقبول آمده‌است، سروکار پیدامی‌کنند»

 

«نزد حافظ سخن از مقیاس هر چیز به‌میان‌می‌آید که بتواند به تناسب دورشدن از جایی که در آن استقرار یافته، مفهوم یا معنایی متمایز پیداکند؛ گاه چندان متعالی شود که جز در فضایی مفروض نیاید و گاه دیگر، آن‌چه را خرد جلوه‌می‌کند ـ چه صُراحی باشد و چه دُرد ـ از جایی که در آن استقرار یافته، چندان دور می‌برد که خواننده‌ی غزل را به جهانی والاتر پرواز می‌دهد»

 

«گذر از خیال به علم نه راهی یکسره روشن و یکسویه است و نه راهی است چنان که نتواند، علی‌رغم گذارهایی پیش‌بینی‌ناشدنی، تصوّر شود؛ که در نهایت، عاشق را به معشوق می‌رساند اما اندام وی را به هلالی تقلیل حجم می‌دهد»

«در طول راهی که رهرو از عالم خیال به عالم علم طی می‌کند، بیش از هر چیز دیگر، فضاهایی نقش‌ساز می‌شوند که مایه‌ی اصلی خود را در جهان روزمرّه می‌یابند؛ اما همین جهان روزمرّه است که به سیاق خود، صحنه‌هایی از عدم‌یقین را بر ذهن آدمی‌زاده می‌نشاند»

«سخن ما در زمینه­ی ذات معماری است که هم حافظ را کاوشگر و ژرف­نگر و منتقد عالم زندگی آدمیان می­کند و هم انسان­ها را وا می­دارد تا به معنی و مفهوم آفرینش فضای زیستی ـ یا بهتر، به حقیقت­های قابل آفرینش در پهنه­ی بی­کران فضا ـ بیاندیشند»

«در طول یادداشت‌های گوناگون و هم‌پیوند این کتاب، سخنی متمایز درباب معماری می‌خوانیم؛ جایی که معماریِ فضا، نه معماریِ فضای ‌ساخته‌شده است ـ که آن را سفت‌شده نیز نامیده‌ایم ـ بل گزارشی است که سخن از برداشت‌های برخاسته از جهانِ‌ معنا دارد و ذهن را جای دریافت و محفل انباشت یافته‌ها و گستره‌های خاص سنجش‌ها و گزینش‌های آدمی‌زاده می‌خواهد. این‌جاست که فضا می‌تواند خود را به عنوان مکان دریافت‌های گونه‌گون، معنی و مفهوم، برای دوستداران عالم سنجش بنمایاند»

 

بیشتر بخوانید، بیشتر آگاه باشید!  گزارش رونمایی از کتاب جواد حاتمی

 

v   «شهرایرانی در سنجش جهانی» در ۵۰۴ صفحه، شمارگان هزار نسخه و بهای ۶۵هزار تومان، از سوی نشرفضا

 گزیده‌ای از دکتر فلامکی در معرفی محتوای کتاب:

«خوانش شهرهای ایرانی، امری یکسره بی‌رمزوراز نیست و هر آن‌چه می‌توانی یافت، نه همه‌ی آن است که بر ذات شهر و برکالبد آن، نور می‌تاباند.»

«در نهاد این کتاب، رمزی نهفته است کم‌یابیش شناخته و رسوا: این کتاب می‌خواهد بر دگربودنِ شهر و فضای مدنیِ شهرهای ایران، به زبان و بیان خاص آن‌ها بپردازد و این خود، زاینده‌ی مسأله‌ها و ابهام‌هایی است که ریشه‌ی علمی‌ـ‌دانشگاهیِ جهانی دارند.»

«تاریخ شهرزیستیِ انسان‌ها در مغرب‌زمین ـ یعنی جایی که بیش از هر گستره‌ی زندگی‌شده‌ی دیگراز جهان، زیر پوشش پژوهشی قرارگرفته و از همه‌ی رازورمزهایش در طول تاریخ خبر به میان آورده‌ شده است ـ درنهایت‌امر، گوشه‌ای از جهانِ زندگی‌‌شده‌ی ما را کاویده و همه‌ی آنچه را که می‌بایست، به شناختی متوازی و متقارن به میان نیاورده است تا به ترازی درست ـ در عالم شناخت ـ راه دهد.»

«…و انگیزه‌ی پایه برای به‌سنجش‌بردنِ شهرهای ایران با سایر کشورها، آن بوده که نه به ارزیابی‌های منتهی بر رجحان، بل به شناختی دست‌یابیم که راه‌های پایه‌گذاری و ابزارهای معماری‌ـ‌شهری برای تدوین شرایط مطلوب و حتی آرمانی را بازشناساند.»

«کتاب پیشِ روی بر مجموعه‌ای از دو گونه یافته‌ها یا داده‌های متمایز استوار است: نخست‌ـ آن‌چه از فرهنگ و ادبیات شهرشناختی مغرب‌زمین به‌دست آمده‌اند و دوّم‌ـ نکته‌های برخاسته از شهر ایرانیان که افقی دگر و خاستگاه‌هایی ویژه‌ی خود دارند.»

«کتاب پیشِ روی، شهر را به‌مثابه مکانِ گذار آدمیان می‌بیند؛ ما می‌توانیم در شهرهایی احساس حیات کنیم که نیستند و نیز می‌توانیم، عالمِ خیال خود را درپی شناخت هر صحنه و یا هر رویدادِ نو، ارزیابی کنیم.»

«آنچه نزد ایرانیان ـ از دیرباز تا امروز ـ جاری است، صورت و معنایی دگر دارد؛ نه پرهیزکار و نه گشاده‌دست است؛ نه آمر است و خواستار فرمانبرداری؛ نه سخنگویی است به بیان روز و نه پرهیزکاری خموش. این جوّ اجتماعیِ متفاوت، گونه‌ای متمایز از فضای ساخته‌شده، می‌آفریند.»

«بنگریم که جوّ کالبدی شهرهای ایران ـ و تنها براساس شاخص‌های کاربردیِ شناخته‌شده‌ی قابل رؤیت‌اش ـ جوّ کاربردیِ شهر را به نمایش نمی‌گذارد و اسرار درون‌اش را به زبانی روشن یا تهی از رمزوراز نمی‌نمایاند؛ رازهایی که هم گونه‌گون‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند و هم پرشمار.»

«کتاب‌های اول و سوم، ضمن پرداختن به سیر تحوّل‌هایی که در طول تاریخ شکل گرفته‌‌اند، از نگاهی تاریخ‌نگارانه جدایند؛ مانند آن‌جا که به سیر تحوّل زیستگاه‌های انسانی، از ناب‌ترین تا پیچیده‌ترین و پیش‌بینی‌ناشدنی‌ترین رویدادهای شهرشناختی می‌پردازد و کمون‌های‌اولیه را رودررویِ ابرشهرها می‌گذارد و این امری است که نمی‌خواهد بار و بینشی تاریخی ـ و متداول ـ را پذیرا شود.»

«چنان‌که از معنای برآمده از فهرست این کتاب می‌توانیم بیابیم، متن حاضر پذیرای آن شده‌است که زمینه‌های دریافت شهر به بیانی متعارف (و جاری در محافل دانشگاهی) را بنمایاند و سپس، به‌مناسبتِ لزوم شناخت علمی‌ـ‌فنّیِ برخی مقوله‌های جاری در همه‌ی شهرهای همه‌ی آدمیان، ابزارهای لازم برای محقّق‌کردن شناختی متفاوت از آن‌چه را در کتاب‌های درسی‌ـ‌دانشگاهیِ جاری می‌آید، فراهم آورد.»

 

بیشتر بخوانید، بیشتر آگاه باشید!  دو سخنرانی از بهروز دارش در مؤسسه فضا پیرامون هنر مجسمه سازی معاصر جهان

 

v   «گذارها و گام‌ها: زندگینامه دکتر محمدمنصور فلامکی» در ۳۳۵، شمارگان هزارنسخه و بهای ۴۵هزار تومان، از سوی انجمن مفاخر معماری ایران

با مقدمه‌ی محمدرضااصلانی و تدوین و نگارشِ بهاره وهاب‌زاده

 

بخشی از نوشتار محمدرضا اصلانی در مقدمه کتاب:

«فلامکی را از دیرهنگام، از سالهای پنجاه می‌شناختم. می‌دانستم با آمدن دکتر میرفندرسکی به دانشکده معماری دانشگاه تهران، جوّ عوض شده و دانش‌آموختگانِ ایتالیا به دانشگاه آمده‌‌اند، به‌جای بوزار فرانسه.»

«منصورخان فلامکی، درس‌خوانده‌ی دارالفنون است. دیپلمه‌ سال ۲۳؛ سال پایانی و آغازین برای ایران، برای تهران آن موقع و آن مدرسه که آن‌سویش کنار و پیوسته میدان توپخانه، آن‌سوتر لاله‌زار و کمی آن‌سوتر میدان بهارستان؛ و دو مدرسه دارالفنون و شرف؛ دو پهنه‌ی یار و یارکشی دارودسته‌های حزبیِ منحله و غیرمنحله‌ی جوان‌های مدرسه‌ای، که آن زمان دبیرستان حکم دانشکده داشت و آن‌طرف‌تر دانشگاه تهران، تازه داشت سربرمی‌آورد.»

«کار و بار زندگیش اشتیاق و جوششی گاه شگفت‌آور بود که جوانی را به حکیمی و فرزانگی وصل کرد و فلامکی یک‌تنه اگر ازسویی کوشید که بخش‌هایی از شهرها را باززنده کند و شد و نشد، لحظه‌ای از سخن و از قلم نماند. یک‌تنه نوشت، یک‌تنه گفت، یک‌تنه پرخاش کرد، یک‌تنه کاوید و یک‌تنه وصل کرد؛ معماری را به موسیقی، به نقاشی، به ادبیات‌ روایی، به ادبیات ‌حکمی و او این بارِ سنگین را بگویم یک‌تنه چنان پیش‌برد که همگانِ همگانی‌شده گفتند: سنگین است. ادبیات سنگین معماری.»

 

 

بیشتر بخوانید، بیشتر آگاه باشید!  دو سخنرانی از بهروز دارش در مؤسسه فضا پیرامون هنر مجسمه سازی معاصر جهان

 

۱۳۹۶-۱۲-۸ ۲۱:۵۳:۵۹ +۰۳:۳۰ ۴ اسفند ۱۳۹۶|آموزش, معمار معاصر, معماری امروز, نقد و نظریه دسته بندی ها|برچسب ها: , |