پایگاه خبری هنرمعماری آنلاین زین بعد بر روی آدرس زیر به روز رسانی خواهد شد.

مصاحبه‌ی اختصاصی هنرمعماری آنلاین با رتبه نخست مسابقه‌ی پلاسکوی نو | ابوالفضل ملایجردی: همزمان با آتش‌نشانان شهید، اهالی بازمانده‌ی پلاسکو هم برای من در اولویت بودند

هنرمعماری آنلاین بر حسب رسالت حرفه‌ای خود و چارچوب علمی کار رسانه‌ای اقدام می‌نماید. در همین زمینه ما نخستین پایگاه خبری کشور بودیم که خبر برندگان مسابقه‌ی پلاسکوی نو را اعلام کردیم. هرچند این کنشگری و مطالبه گری رسانه‌ای بعنوان صدای به حق مردم و حرفه مندان از مدتها قبل آغاز شده بود. از جمله در حوزه‌ی برگزاری مسابقه‌ی عمومی و نه محدود و البته حذف افراد وابسته به برگزارکننده و ارکان مسابقه از بین تیم داوران. اکنون نیز با توجه به فضای رسانه‌ای معماری کشور و اظهار نظرهای مختلف بر آن شدیم تا با مصاحبه‌ای اختصاصی با رتبه‌ی نخست مسابقه به شفاف سازی موضوع بیش از پیش بپردازیم.

 

 

لطفاً در ابتدا تیم خود را معرفی نمایید.
بنده ابوالفضل ملایجردی هستم. ترک زبان هستم. در دانشگاه یاشار ترکیه تحصیل معماری کردم و مدتی هم در شیراز به دلایلی از ادامه تحصیل منصرف شد که باید وارد کار میشدم! همکارم در این مسابقه محمد ذبیح الهی بود که از پیشکسوتان حرفه هستند. ایشان بیشتر در ترکیه و غرب کشور کار معماری می‌کنند که کمک بسیار زیادی کردند از ایشان تشکر می کنم.

سوابق شما چیست؟
رتبه‌ی دوم مسابقه هلال ایرانیان، طرح تقدیر شده در مسابقات باغشمال تبریز، دلچه ویتا، طراحی مبلمان ایران را در کارنامه دارم. در مسابقه‌ی دلگشای تهران نیز رتبه‌ی سوم را کسب نمودم.

از پلاسکو برایمان بگو.
در دور نخست مسابقه زیر مجموعه‌ی گروه اسپین ایج بودم. این دوره مستقل عمل کردم. البته در این دوره هم برای همان گروه کار ارائه را انجام دادم. اکنون آن گروه دوم مشترک شده است و بنده نخست.

برخورد شما با مسابقات چگونه است؟
خب اولاً فرصتی برای ما جوانان است. علت برخی دلخوری‌ها این است که هنوز تصور بر این است که استادان توانمند باید همیشه در صدر مسابقات باشند چه اشکالی دارد حال شخصی جوان پا به عرصه گذاشته است ، ولی من سعی می‌کنم کار خودم را انجام بدهم. در مسابقات من به ایده‌ی خودم فکر می‌کنم و نه اینکه داوران چه سلیقه ای دارند. الآن در پلاسکو داوران ناگهان عوض شدند. خب از این کار خیلی‌ها ناراحت هستند ولی من هم مثل همه شرکت کننده بودم با همه تغییرات. بعضی اومدن روی آتش نشانهای شهید تمرکز کردند. این هم ایده‌ای است اما من به بازمانده‌ها هم باید بها می دادم چرا که تعدادشان کم نیست . اتفاقاً یکی از اهالی و کسبه‌ی پلاسکو از دوستان خانوادگی خود ما است. خب من دارم از نزدیک می‌بینم که زندگی اینها معطل این است که پلاسکوی نو زودتر ساخته شود و اینها بروند داخل و دوباره مشغول شوند. تولیدی پیراهن داشت الآن کلاً ماجرایش تغییر کرده است. من هم می‌توانستم یک مجسمه بسازم مثل بقیه. شاید هم خیلی‌ها خوششان می‌آمد اما من به شرایط زندگی و احیای کسب و کار کسبه فکر کردم.
بعضی هم فقط نگران یادمان هستند و خیلی ها در همکف این یادمان را کار کردند. خب همکف چهارراه استانبول معلوم است چه وضعی دارد و کم کم بعد از گذر زمان چه اتفاقی برای یادمان خواهد افتاد؟فضای برای نشستن متکدیان و سودجویان . مثل فضای باز فرهنگستان هنر که بسته شد. من یادمان را با توجه به بلند مرتبه بودن بنا بردم روی بام. تا در شرایط ازدحام برای بازید مانع برای کسب و کار اهالی پلاسکو نباشد. فکر نکنم هیچ طرحی چنین ایده‌ای داشته باشد. بحث طراحی ملهم از لوگو هم برای من مهم بود. ساختار کار من اساساً از روی لوگو بوده است.تلفیق لوگو با معماری باستانی برای من مهم بود. اشکالی هم ندارد. من مجسمه طراحی نکردم. من یک کار اصولی برای کسبه ساختم. کل فسلفه‌ی کار من همین بوده و هست.

اشکالاتی در پلان وجود دارد که روی آنها تبلیغات و انتقاد شده است. چه دفاعی در این زمینه داری؟
ببینید این مشکل فراخوان بود که برای کاری مثل پلاسکو سه شیت به ما با حداکثر حجم مثلاً 10 مگابایت فضا داده بودند. در این فضا من صرفاً ایده را مطرح کردم.و اساسا قرار نیست برای طرح مسابقه نقشه های فاز دو ارائه داده شود!

اتصال به بازار شمالی انجام شده؟
بحث اتصالات و سیرکولاسیون حل شده. بحث ایمنی حل شده. موضوع اتصال در تصویر دید پرنده‌ی کار من به خوبی مشهود و حل شده است یقینا ورودی بین پلاسکو جدید و بازاچه قدیمی بن بست نیست!

آسانسور جنوبی به همکف نمی‌رسد. بدون چاله‌ی آسانسور…این آسانسور آیا درست است؟
اتفاقاً این اسانسور مناسب پلاسکوی نو خواهد بود. این آسانسور شیشه‌ای است و در همه‌ی جای دنیا کار شده است. در همین دوبی صدها مدل از این آسانسور هست که از طبقات میانی کار می‌کنند، چال هم ندارند و از روی بام کشیده می‌شوند. اینها فناوری‌های نو هستند و مطمئنم خیلی از همکاران هم آنرا می‌شناسند. اتفاقاً از خواسته‌های کارفرما تکنولوژی‌های نو بود. همه این تکنولوژی را در نما دیدند. هیچکس در سازه ندیده است. من در جزئیاتی مثل تزئینات و همین آسانسور دیده‌ام. ضمن اینکه من بهترین پیشنهاد را مطرح کرده‌ام. کارفرما ممکن است طرح را تغییر دهد.
من دیدم یکی تاق و گنبد زده است. یکی خیلی سوررئال کار کرده است. در فراخوان از ما پلاسکوی نو خواسته بودند. خب سانحه دلخراش بوده است. اما اینجا دنبال یک بنای مذهبی یا مونومنتال نبودیم. این بنا باید در آینده کار کند. به کسبه و اهالی کمک کند. دوستان فقط بعد معماری را می‌بینند نه اقتصادی و فنی. چهار راه استانبول چه چیزی دارد که برخی می‌گویند این بنا شبیه چهارراه و بافت پیرامونی نیست؟ همین الان ساختمان ها و بناهای چهارراه مگر تا چند وقت دیگر کار می‌کنند؟ پلاسکوی نوی ما بنایی برای آینده است. فناوری نو دارد و کمک می‌کند دیگر بناها نیز خود را به روز رسانی کنند. در هنر رویکردهای مختلفی وجود دارد. رویکرد ما این بود.

گفته می‌شود مقطع کار از قدیم در اینستاگرام شما بوده است.
من قبلاً روی پلاسکو کار کردم و مسابقه هم دادم. هر معماری می‌داند که شما مدام روی موضوع فکر می‌کنید. ممکن است اتودهایی هم بزنید. این اشکالی ندارد ، من حتی برای ارائه طرح در مسابقات برای دیدن لوکیشن موضوع مسابقه سفر می کنم هزینه می کنم و پشت سیستم در منزل در گوگل سرچ نمی کنم و در رابطه با طرح موجود در اینستاگرام و طرح فعلی هم تفاوت‌هایی اساسی زیادی وجود دارد.

از بنا رد شویم. فشار زیادی روی شما است.
بله متأسفانه همه اظهار نظر می‌کنند. حتی کسانیکه در مسابقه طرح نفرستاده‌اند و حتی زحمت نگاه کردن دقیق به هیچکدام از طرح هارو به خودشون ندادند و متاسفانه در فضای داغ توهین و کم لطفی مجازی شناور هستند ایرادی هم ندارد البته . برخی رسانه‌ها هم که تشدید می‌کنند. ما ایرانی ها اگر حتی صاحب نظر هم نباشیم نظر می دهیم چون اگر ندهیم سر درد میگیریم در همه‌ی مسائل نظر می‌دهند دیگر. من دیدم حتی از من غلط املائی گرفتند. خب این به دلیل سرعت کار بوده است. همان لغات در شیت‌های بعدی درست تایپ شده‌اند.

از طرف کارفرما باهات تماس گرفتند؟
نه! هیچی. من خودم از طریق سایت شما فهمیدم برنده شده‌ام. البته چیز جدیدی هم نیست. در مسابقه‌ی هلال ایرانیان تا یک سال و نیم بعد پول ما را ندادند. زنگ که می‌زدیم برای پیگیری گوشی را می‌دادند به یک ابدارچی و او با بی ادبی می‌گفت حقوق ما را نمی‌دهند تو دنبال جایزه هستی؟

 

۱۳۹۷/۱۰/۱۴ ،۱۰:۰۵:۱۸ +۰۰:۰۰۱۴ دی ۱۳۹۷|دسته‌ها: گزارش, گفتگو, مسابقات|