Tjibaou Cultural Centre

 Noumea, New Caledonia 1991 - 1998

بر پیش رفتگی ساحلی در میان خلیج ماگنتا و مردابی پوشیده از گیاه چندل، در جزیره‌ی کالدونیای جدید در جنوب اقیانوس آرام، یک ردیف سازه‌ی بومی شگفت انگیز از میان درختان سر برافراشته‌اند که به یک اندازه، هم کهن و باستانی به نظر می‌رسند و هم مدرن و مربوط به آینده. با آنکه بی‌اندازه بزرگ هستند به سبد حصیری شباهت دارند و با آنکه از چوب ساخته شده‌اند، شبیه به تلسکوپ‌های رادیویی به نظر می‌رسند. آنها هم یادآور فرهنگ بومی کاناک و مصنوعات و کلبه‌های بافته شده از مواد گیاهی هستند و هم نماد جنبه‌هایی از تمدن پیشرفته‌ی بشری و ابعاد کیهانی.

در حقیقت، همه‌ی این تداعیها درست و بجا هستند: این سازه‌های عظیم (که آنها نیز «کلبه» نام گرفته‌اند) چشمگیرترین اجزای مرکز فرهنگی تژیباو هستند که با هدف حفظ فرهنگ کاناک ساخته شده است.

«یکی از زیباییهای بزرگ معماری، آن است که هربار همه چیز همانند زندگی جدیدی از نو شروع می‌شود. همانند کارگردانی که در حال ساختن یک فیلم عاشقانه یا وسترن یا پلیسی است، معمار نیز در هر پروژه خود را در برابر جهان جدیدی می‌بیند.»

رنتسو پیانو

پشتیهای بلند کلبه‌ها فضاهای اصلی مرکز را در برگرفته و همانند سایر ساخته‌های کاناک ارتباط بصری بسیار نزدیکی با پوشش گیاهی اطراف و به ویژه کاجهای بلند جزیره برقرار می‌کنند. در مجموع، ده کلبه در سه اندازه‌ی مختلف ساخته شد که از دریا همانند سه دهکده به نظر می‌رسند. بزرگترین آنها ۲۸ متر طول و ۱۳/۵ متر قطر دارند و طول کلبه‌های متوسط و کوچک به ترتیب ۲۲ و ۱۸ متر و قطرشان ۱۱ و ۹ متر است. دور هریک از این کلبه‌ها دو ردیف پره‌ی چوبی چندلای قائم به شکل یک چهارم محیط دایره بر پا شد. پره‌های ردیف درونی، مستقیم و بدون انحنا هستند و سقف را نگه می‌دارند، هرچند خودشان از ارتفاع سقف بالاتر رفته‌اند. پره‌های بیرونی در پایین بیش از بالا شیب و انحنا دارند. آنها فقط نگه دارنده‌ی صفحات کرکره مانند پیش ساخته‌ای متشکل از تیغه‌های چوبی هستند. تعداد پره‌ها بسته به قطر کلبه متفاوت است.

در همین ارتباط بخوانید!  مرکز پُمپیدوــ‌مِتْـس | هنر معماری

«مجموعه‌ی ساختمان‌های رنتسو پیانو دامنه‌ای خیره کننده و تنوعی گسترده از مقیاس و مصالح و فرمها را در بر می‌گیرند. او به راستی معماری است که حس و درکش دامنه‌ای وسیع از این سده و سده‌های پیشین را در خود پذیرفته است.»

از بیانیه‌ی هیئت داوران جایزه‌ی پریتزکر (۱۹۹۸)

پره‌های چوبی چندلا به شکل‌های مختلف با اتصالات فولادی محکم شده‌اند، چرا که کلبه‌ها در زمان توفانهای شدید در معرض فشار عظیمی قرار می‌گیرند.

فاصله‌ی پره‌های درونی در همه‌ی کلبه‌ها یکسان است و از این رو می‌توان از عناصر و لوازم یکسانی برای پر کردن این فواصل سود برد، مانند پنجره‌های ثابت و کرکره‌دار، کرکره‌های مات از شیشه‌ی لعابدار، صفحات چوبی عایق صدا، تاقچه‌ها و گنجه‌های کم عمق و قفسه‌های عمیقتر. با آرایش مختلف این عناصر می‌توان فضاهایی با شفافیت و نور و نماهای مختلف برای کاربردهای متنوع به دست آورد. بیشترین شفافیت فضا در کافه تریا به چشم می‌خورد و کمترین در مرکز سمعی بصری.

در همین ارتباط بخوانید!  مؤسسه‌ی هنر معاصـر بوستـون | هنر معماری

مقطع کلبه:

a) کافه تریا  b) گذرگاه پیاده c ) فروشگاه صنایع دستی d ) دستشویی‌ها  e ) تونل خدماتی  f ) تأسیسات و انبارها  g ) تئاتر  h ) شبکه‌های صحنه

«معماری شاخص رنتسو پیانو بیش از ۳۰ سال است که در سراسر جهان تحسین همگان را برانگیخته است. کار او دامنه‌ی کاملی از دغدغه‌های معماری امروز را در بر میگیرد. معماری او، تندیس‌وار، زیبا، فنی و پایدار است. او حوزه‌های مختلف تشکیل دهنده‌ی یک بنای امروزی را در محیط‌هایی منسجم و انسانی در هم می‌آمیزد.»

از بیانیه‌ی هیئت داوران جایزه‌ی (AIA ۲۰۰۸)

تهویه در همه‌ی کلبه‌ها به یک شکل انجام می‌شود. تیغه‌های بیرونی فقط برای زیبایی طراحی نشده‌اند، بلکه فواصل نسبتاً زیاد آنها در سطوح پایینی، امکان گذر باد را به صورت افقی فراهم می‌آورد. آرایش تمام پره‌ها و تیغه‌ها بر پایه‌ی شبیه سازی‌های کامپیوتری بادهای منطقه‌ای و آزمایش تونل باد انجام شده تا بهترین حالت برای شرایط آب و هوایی محل یافته شود.

در همین ارتباط بخوانید!  برجهای گریان: مرکز جدید تجارت جهانی

مرکز تژیباو برای چشمان مدرنیست غربی ممکن است بیشتر احساسی و رمانتیک به نظر برسد تا خردورز و عقلانی. پیانو شاید در این پروژه، بیش از تمام آثار خود در پیروی از شیوه‌ی طراحی مبتنی بر «بده بستان» با محیط، جسارت به خرج داده است. در عین حال و ضمن استفاده‌ی فراوان از سنت‌های فرهنگی منطقه‌ی کاناک، فرم و ساخت هر جزء از ساختمان از منطقی کاملاً امروزی برخوردار است.

حاصل کار، بنایی است که احساسی بسیار عمیق را در ما برمی‌انگیزد: در همان حال که عصر مدرن صنعتی را ترک می‌گوییم، در می‌یابیم که باید بیاموزیم نه فقط با زمین و محیط طبیعی، بلکه با فرهنگ‌های مختلفی نیز همزیستی پیدا کنیم که پس از مدتها خاموشی و سرکوبی به وسیله‌ی دولت‌های ملی بزرگتر یا قدرت‌های استعماری (همانند استعمار کالدونیای جدید به وسیله‌ی فرانسه)، اینک خواستار آن هستند که به رسمیت شناخته شوند.