خانه. آپارتمان. سوله. دفتر. فرهنگسرا. فروشگاه. رستوران. اسپا. خلوتگاه مذهبی. هتل هر از گاه، و از مکانی به مکان دیگر میزبان چنین فضاهایی بوده است. هتل چنان نشانه‌ها و نمادهای این فضاها را به درون خود جذب کرده و چنان برنامه‌ها و تسهیلات رفاهیِ موجود در آن‌ها را از آنِ خود ساخته که به مدلی ازلی و ابدی از فضاهای داخلی بدل شده است. هتل از بیمارستان و پنت‌هاؤس در تلاش‌شان برای داخل ساختنِ عنصر تفریح و تفرّج به زندگیِ روزمرّه تقلید می‌کند. هتل با تزریق دوزهای مختصری از خدمات و تجمّل به زندگیِ هرروزه، نیازهای متضادّ مسافران را چه برای مخفی ماندن هویت‌شان و چه در جهت مشهور شدن هر چه بیشتر مد نظر قرار داده است: هتل مکان امنی است که در آن عنصر عمومی و خصوصی به دیدار یکدیگر نائل می‌شوند.

در جامعه‌ی پساصنعتیِ امروز، هتل همچون آئینه‌ای است که زندگیِ در حال حرکتِ شهروندان را هر چه بیشتر در معرض دید می‌نهد. هتل به عنوان خانه‌ای موقتی که در اختیار هیبریدهای جهانی است که توانایی بی‌سابقه‌ای در قرار گرفتن خیالی در هیئت‌های مختلف یافته‌اند (به لطف وجود تلویزیون و شبکه‌های جهانگستری که ما امروزه آن را به پیشوندِ .www می‌شناسیم)، برای بقای خود نیازمند آن است که هرچه بیشتر عجیب و غریب و جذاب ــ و در عین حال آشنا ــ باشد و بماند. در بازار به‌شدّت رقابتی هتلداری در سرتاسر جهان، طراحی فضاهای داخلیِ آن به عنصری حیاتی در روند میهمان‌پذیری در معنای معاصر آن منجر شده که با گذشت هر سال تحوّل پیدا می‌کند. هتل که روزگاری به معنای پناهگاهی بود برای حفظ جان مسافران از خطرات راه و تاریکیِ آن، امروزه خدمات دیگری به مشتریان خود ارائه می‌دهد؛ هتلْ دیگر به مأمنِ روانشناختیِ عظیمی بدل شده که انسان را از آشوب و هیجان عرصه‌ی عمومی محافظت می‌کند. هتل چه به صورت شاله طراحی شده باشد، یا موزه یا مأمنی طبیعی، صورتِ تغییریابنده‌ای دارد که میراث خود را مرهونِ همان میهماخانه‌ها‌ی قرون وسطاست.

برخی از نخستین نمونه‌های هتلداری در اصل ایستگاه‌های اتراق سربازان رومی بودند که به گشت‌زنی در پهنه‌ی وسیع امپراتوری روم مشغول می‌شدند. این‌ها را mansioni می‌گفتند که در واقع چیزی بیش از پادگان نبودند، و چنانچه از لفظ به‌کاررفته در موردشان نیز معلوم می‌شود، عنصر اولیه‌ای از تجمل و امنیت موجود در هتل‌های امروزی را باید در میان آن‌ها جست‌وجو کرد. لازم به توضیح نیست که این پناهگاه‌های اولیه تنها مورد استفاده‌ی نظامی نداشتند؛ حتّی بازرگانان در حال سفر در آن‌ها اقامت می‌کردند و در معنایی بسیار اولیه خدمات و تسهیلات رفاهی مخصوص تجار در اختیارشان نهاده می‌شد. نقش میهمانخانه‌ها و هتل‌ها در زندگی اقتصادی مردم طی قرن سیزدهم تحوّل بیشتری پیدا کرد. مارکو پولو، سیاح افسانه‌ای و معروف ایتالیایی، به رحل اقامت افکندن با یاران و ملازمان خود در رُباط‌های مسیر جاده‌ی ابریشم اشاره کرده است. این رُباط‌ها در اصل برای ارائه‌ی خدمات بَریدی در سرتاسر امپراتوری مغول احداث شده بودند. دین هم نقشی اساسی در شکل‌گیری این رباط‌ها ایفاء نمود، چراکه زیارت مکه و عتبات عالیات نیازمند وجود منزلگاه‌هایی در سر راه بود. موقعیت‌های صعب جغرافیایی، مثل شرایط آب و هواییِ کوهستان آلپ، نیز باعث شکل‌گیریِ مفهومِ میهمانخانه شد و بر معنای رمانتیکِ آن به عنوان پایان یک سفر دشوار تأکید می‌کرد. (شاید مشهورترین میهمانخانه‌های آلپ مربوط به گذرگاه صعب‌العبور سن برنار باشد که ایتالیا را به سوئیس پیوند می‌زند؛ این مهمانخانه هنوز هم توسط جماعتِ مؤمنین آؤگوستینی اداره می‌شود.) در قرن هفدهم میهمانخانه نقش دیگری یافت و آن آسایشگاه سلامت بود؛ مشتریانِ ثروتمند که در جست‌وجوی مراقبت‌های پزشکی بودند در میهمانخانه‌های کنار دریا یا در اسپاهای کوهستانی اقامت می‌کردند تا بتوانند از هوای سالم و پاک این کلینیکها و از طبیعت اطرافشان لذت ببرند.

البته هنوز هم تا قبل از فرارسیدن قرن نوزدهم عده‌ی معدودی از افراد بودند که بدون انگیزه‌ی جنگ، کشف، تجارت، دین، یا رفاه جسمانی، رنج سفر را بر خود هموار می‌کردند و به چنین مسافرت‌هایی تن می‌سپردند. با آغاز عصر انقلاب صنعتی و رشد بورژوآزی، مفهوم اوقات فراغت اهمیت جدیدی پیدا کرد. هتل‌ها اسماً و رسماً به اُکازیون بدل شدند، و راه آهن به همه جا سرک می‌کشید و دامنه‌ی خدمات خود را به همه جا می‌گسترْد. برخی هتل‌ها اتفاقاً توسط همین شرکت‌های خطوط راه آهن حمایت می‌شدند، که شاید معروفترین آن‌ها میهمانخانه‌ی اُلد فِیْث‌فول پارک ملّی یِلوستون باشد که توسط خط راه آهن نورثرن پاسیفیک گردانده و به لحاظ مالی تأمین می‌شد. در پایان قرن نوزدهم موقعیت و دامنه‌ی فعالیت هتل به صورت تصاعدی افزایش یافت. هتل‌ها که روزگاری جز میهمانخانه‌های سر راهی و کنار جاده‌ای نبودند و فقط مقاومترین مسافران تن به سکونت در آنجا را می‌دادند، به دروازه‌های شگفتی طبیعی و به اسباب تشخُّص برای شهرهای روبه‌رشد بدل شدند. نوکر، غلام‌بچه، سلمانی، مانیکوریست، مغازه‌های رنگارنگ، رستوران‌های مجلل، خدمات اتاق، راهنمای گردش، برنامه‌های اوقات فراغت ــ همه‌ی موارد یادشده به جزئی لاینفک از اسباب و لوازم هتلداری تبدیل شدند. به‌خصوص برآورده ساختن نیاز مسافران به هدف همه‌ی هتل‌ها بدل گردید. فراهم ساختن اسباب تفریح و سرگرمی میهمانان هتل البته در چارچوب محذورات اجتماعی اهمیت مضاعف یافت.

در آغاز قرن بیستم این فضاهای جدید نه فقط به کعبه‌ی آمال مسافران ثروتمند و مرفه تبدیل شدند، که مأوایی بودند برای اقامت موقت شهرنشینان بسیار ثروتمند. (این هتل‌های مسکونیِ ابتدایی، با مستأجرانِ متنفّذ و متمایز خود، بر مشروعیت و مقبولیتِ آپارتمان‌نشینی تأثیر نهادند که هنوز می‌بایست خود را از قید و بند سکونت در خانه‌های وسیع به صورت مشترک با دیگران آزاد می‌کرد.) این مکان‌ها حتّی قبل از هتل، با امکانات رفاهی و خدمه‌ی ورزیده و مجرّب خود که نقش همان کلفت و نوکر خانه‌های اربابی قدیم را ایفاء می‌کردند، برای طیف اجتماعی بسیار مرفه به عنوان منزلگاه موقت و جایگزین شمرده می‌شدند. از شوخی روزگار یکی هم این که همین‌ها خبر از مؤسسات بعدی در قالب هتل‌های مسکونی بدنامی می‌دادند که انحصاراً برای اسکان فقرا در نظر گرفته شده بودند.

طبعاً هتل نمی‌توانست تنها به یک طیف از اجتماع خدمات ارائه دهد و سر پا باقی بماند. یک طایفه‌ی دیگر از آدمهای گذرا هم بودند که به قول تِنِسی ؤیلیامز به لطف و مرحمت غریبه‌ها تکیه داشتند، و آن‌ها کسی نبودند جز تجّار در حال سفر. با رسیدن قرن نوزدهم، تجار مسافر که به دنبال لشکرکشی‌های نظامی راه می‌افتادند و در بازارهای محلی دنبال فرصت‌های مقتضی می‌گشتند، به‌تدریج به «فروشندگان در حال سفر» بدل شدند. این بازرگانان در کنار مخدومین خود یعنی سردمداران صنایع به ولع تسهیلات رفاهی دچار بودند تا به شهرت ایشان لطمه‌ای وارد نیآید. دونالد آلبرشت، مورخ معماری، در کتاب خود با عنوان هتل‌های جدید برای کوچ‌نشینان عرصه‌ی جهانی، می‌نویسد: «در دهه‌ی ۱۸۳۰ اتاق‌های عمومی هتل‌ها نه تنها فضایی برای ایجاد مناسبات متقابل و صرف غذا ایجاد می‌کردند، که در عین حال فضای عمومی مدرنی بودند که شهروندان با حضور در آن‌ها به پیگیری مناسبات تجاری خود با دیگران می‌پرداختند.» از این گردهمایی‌های غیررسمی سالن‌های رقص و اتاق‌های کنفرانس پدید آمدند که به خصوصیتِ استانداردِ بسیاری از هتل‌ها در دهه‌ی ۱۹۲۰ بدل شدند. فضل تقدم در این عرصه‌ی خاص هتلداری متعلّق است به الزؤرث میلتن استاتلر، که نخستین بار هتل‌های زنجیره‌ای را طراحی کرد تا به طبقه‌ی تجار و اصناف بازار خدماتی ارائه کرده باشد. او نخستین کسی بود که دریافت این قبیل هتل‌ها با گذشت زمان هر چه بیشتر بر تسهیلات ارتباطی متکی خواهند شد. وقتی هیلتن مجموعه‌ی هتل‌های زنجیره‌ای استاتلر را در سال ۱۹۵۴ خرید، مسافرت هوایی آغاز به گسترشِ بسیار کرده بود و جذابیت هتل‌های زنجیره‌ای از مرزهای ملّی فراتر رفت. علاوه بر این، افزایش مسافرت هوایی سرانجام متقاضیان هتل را نیز افزایش داد ــ چه به منظور تجارت یا تفریح ــ و این امر هم برای مؤسسات کوچکتر و هم برای زنجیره‌های بین‌المللی سودمند واقع شد.

برای همپایی میان نوآوری و سرگیجه‌ی ناشی از رشد سریع مسافرت‌های هوایی، هتل‌های سال‌های میانی قرن بیستم معیاری از آشنایی را مد نظر قرار می‌دادند تا مسافران احساس غریبگی نکنند. از جمله استثنائات سبک بین‌المللی و فراگیر هتل‌های برجی، که در عین حال قدرت هتل‌ها را به رخ می‌کشیدند، بناهای مرتفع موریس لاپیدوس در ساحل مشهور فلوریدا، مایامی بیچ، بودند. هتل‌های فونتن‌بلو و اِدِن‌رُک (۱۹۵۴ و ۱۹۵۵) به اندازه‌ای فضای متنوع و مملو از عناصر بصریِ لاس وگاس، جذاب نبودند؛ و در عین حال با هر میزانی از تخیل و فانتزی باز هم منزوی به شمار می‌آمدند. فضاهای روکوکوـ مدرنِ لاپیدوس بیشتر شبیه صحنه‌هایی از شوهای تلویزیونی در اوایل دهه‌ی ۱۹۶۰ بودند که سبکی التقاطی و لحنی کنایه‌آمیز در بیان بصری داشتند.

امروزه با پلورالیسم پست‌مدرن مسئله این نیست که آیا هتل باید به تئاتر تبدیل شود یا نه، بلکه این است که هتل باید چه نوع تئاتری باشد. هتل‌ها دریافته‌اند که مسافران امروزی وقتی چمدان و لپ‌تاپ‌شان را در شهری غریبه باز می‌کنند، اتفاقاً بیشتر نیازمند صحنه‌ی جدید و عرصه‌ی بدیع هستند. روزگاری اینطور استدلال می‌شد که هتلی در بانکوک باید شبیه هتلی در شیکاگو یا پاریس باشد. اما افزایش مسافرت‌های هوایی امروزه این فهم نوستالژیک که روزگاری باعث تشابه لابی‌ها و اتاق‌ها به یکدیگر می‌شد را از میان برده. همان نسلی که سرانجام دفاتر کار را به‌تمامی از آنِ خود ساخت، در حالِ خلقِ هتل‌هایی در معنای جدید است که نه تنها ذائقه‌ها و سلائق متعدد و متفاوت را ارضاء و حس نویی از تشخص را نیز در فرد ایجاد می‌کند، بلکه تصویر جامعی ارائه می‌دهد که روزآمد نیز هست.

در جامعه‌ی جهانی‌شده‌ی امروز، خودِ مقوله‌ی «تفاوت» اکنون به عنوان یک کالای تجاریِ کمیاب دست به دست می‌شود؛ در جامعه‌ی سرمایه‌داری، مشتریان در انتظار و متقاضیِ حق انتخاب شخصی‌شان هستند. هتل‌ها به عنوان نهادهای مستقل و از یک شهر به شهر دیگر به چنین حال و هوایی پاسخ می‌دهند و به مشتریان خود اغلب تسهیلات کاملاً متفاوتی عرضه می‌کنند. از دل مواردی که بی‌شمار تغییر و تبدل به خود پذیرفته است، مقولات گسترده و معدودی سر برآورده­اند. آنچه در این مقاله به مقایسه‌ی آن خواهیم پرداخت، شش آرکه‌تیپ بنیادی است: هتل به مثابه سرپناه؛ هتل به مثابه زمین بازی؛ هتل به مثابه بوتیک؛ هتل به مثابه فضای مُد؛ هتل به مثابه عرصه‌ی خیالات؛ «گراند هتل» در معنای امروزی؛ و یک پدیده‌ی جدید که عبارت باشد از هتل «پست‌مدرن» با مؤلفان متعدد و پرشمارش.

⇓برای دیدن تصاویر بر روی دکمه زیر کلیک کنید⇓

در همین ارتباط بخوانید!  طراحی داخلی هتل‌های معاصر (بخش پنجم)

برای مشاهده بخش دوم اینجا کلیک کنید