اثرات متقابل محیط
۰
توجه به مردم
۰
بهره از امکانات
۰
اندازه و استانداردها
۰
نظم فضائی
۰
کیفیات هنری و بصری
۰
  در حال بارگذاری, خواهشا صبر کنید yasr-loader

زمانی که باؤهاؤس در سال ۱۹۳۳ بسته شد، اصطلاح «سبک باؤهاؤس» در روزنامه‌های آلمانی و مجلات تخصصی کاملاً جا افتاده بود. بازگشایی مدرسه در سال ۱۹۲۶ توجه عموم را بیش از پیش جلب کرد. گروپیوس عکس‌های متعدد و منحصربه‌فردی برای مجله‌ی معماری باؤ وِلت (Bauwelt) و مجله‌ی مردم‌پسند داس ایلوستریرته بلات (Das illustrierte Blatt) فراهم آورد. با این کار او هم کنجکاوی محفل‌های حرفه‌ای و تخصصی را ارضاء کرد و هم خوانندگان مجلات مصور را، که تعدادشان روزبه‌روز رو به افزایش بود. از لحظه‌ی شکل‌گیری باؤهاؤس، گروپیوس بر اساس این نظریه عمل می‌کرد که عکس‌ها خبر هستند. هانِس مایر و میس وان در روهه، هنگام تصدی مدیریت مدرسه، با انتظارات و توقعات عمومی (که گروپیوس به واسطه‌ی حضور پیوسته‌ی خود در رسانه‌ها ایجاد کرده بود) غافلگیر شدند. هر کدام از آنان به گونه‌ای متفاوت واکنش نشان دادند. مایر و گروپیوس در خفا رقیب هم بودند. مایر قصد داشت باؤهاؤس را مطابق با سیاست‌های چپی خود تغییر دهد. او در سال ۱۹۲۸ ارنست کالای را به عنوان سردبیر مجله‌ی باؤهاؤس استخدام کرد که بلافاصله صفحات مجله را به دو برابر افزایش داد. او در سال۳۰/۱۹۲۹ نمایشگاهی با عنوان «ده سال باؤهاؤس» را سازمان‌دهی کرد که در آن به عوض مرور تاریخ مدرسه، فقط محصولاتی که در زمان سرپرستی او در باؤهاؤس تولید شده بود، معرفی می‌شدند. با این حال نمایشگاه سیار او تحت تأثیر نمایشگاه پاریس در سال ۱۹۳۰ قرار گرفت، که به سفارش ورکبوند آلمان، توسط گروپیوس و با همکاری موهوی-ناج، برویر و بایر، مانند یکی از نمایشگاه‌های باؤهاؤس ترتیب داده شده بود.
در همین ارتباط بخوانید!  آموزش معماری زیر نظر میس وان در روهه | باؤهاؤس
کاغذ دیواری‌ها و چراغ‌های باؤهاؤس که توسط کاندِم تولید شده بود به احتمال زیاد نسبت به فعالیت‌های روابط عمومی مایر تأثیر بیشتری روی عموم مردم داشت. انتشارات پرشماری که مایر برای اوت ۱۹۳۰ در نظر گرفته بود، هیچ‌گاه عملی نشدند. مایر تنها در «نامه‌ی سرگشاده»ی خود  که در نشریه‌ی تاگهبوخ (Tagebuch) متعلق به لیبرال‌های چپی، منتشر شد در نقش رسانه‌ای خود همپای گروپیوس قرار گرفت. مایر به بحث درباره‌ی برکناری خود پرداخت و گروپیوس را متهم کرد که سرنخ‌ها را از پشت صحنه در دست دارد. برخی از انتقادهای طعنه‌آمیز او در باؤهاؤس ضرب‌المثل شد! در نهایت تلاش مایر برای تغییر تصور عمومی از باؤهاؤس (که توسط گروپیوس شکل گرفته بود) بی‌نتیجه ماند، چرا که او تمام مدت بین حمله، رقابت و نفی و تکذیب در نوسان بود. برعکس مایر، میس وان در روهه از رقابت علنی با گروپیوس اجتناب کرد. او در ۱۰ ماه می ۱۹۳۳ به مارتین مِشلر نوشت: «رویکرد تبلیغاتی و پرسروصدای باؤهاؤس در سال‌های نخست، درست همان چیزی است که نادرست بود» و «از این رو از جنجال‌های تبلیغاتی دوری می‌گزید.» در زمان سرپرستی میس تنها سه شماره­ی کم‌حجم مجله‌ی باؤهاؤس (که مایر از آنها به طور گسترده استفاده می‌کرد) به چاپ رسید و تنها یکی از نشریه‌ها شامل متنی چهار خطی از سردبیر جدید بود. هیچ مطلبی در مورد شرکت در نمایشگاه ساختمانی بزرگ برلین در سال ۱۹۳۱، که میس وان در روهه در آن متصدی بخش مسکن زمانه‌ی ما (Die Wohnung unsere Zeit) بود و باؤهاؤس مبلمان داخلی طراحی خود را در آن ارائه کرده بود، نوشته نشد. به پروژه‌ی مهم اجرای مبلمان آپارتمان فیلیپ جانسون در نیویورک نیز هیچ اشاره‌ای نشد.
در همین ارتباط بخوانید!  مجتمع مسکونی دامرشتوک | والتر گروپیوس
171-(2)

در سال ۱۹۳۰ در نمایشگاه پاریس، گروپیوس بخش وِرک­بوند آلمان را طراحی کرد.

[مأخذ: دروسته، ۱۳۸۷: ۹۴]

والتر گروپیوس حتی بعد از سال ۱۹۲۸ به باؤهاؤس به عنوان مکانی که خود آفریده بود، نگاه می‌کرد و همواره در جهت به شهرت رساندن آن در سراسر جهان تلاش می‌کرد. در سال ۱۹۲۹ کتاب باؤهاؤس با عنوان از ماده تا معماری منتشر شد و یک سال بعد کتاب ساختمان‌های باؤهاؤس در دساؤ به چاپ رسید، که مایر آن را توهینی به خود قلمداد کرد، چرا که از دید عمومی هیچ جایگاهی برای وی قائل نشده بود. گروپیوس که هم در داخل کشور و هم در خارج از آن، به عنوان یک سخنران، شنوندگان بسیار داشت، از سال ۱۹۳۲ در سخنرانی‌هایش از باؤهاؤس یاد می‌کرد. با این کار او قدمی بزرگ برای به‌روز نگه داشتن باؤهاؤس برداشت و باؤهاؤس را از مرزهای زمان و ملیت رها دید. سپس گروپیوس این نظر را اظهار داشت که او با باؤهاؤس الگوی آموزشی جهانی و کهنگی‌ناپذیری آفریده است و آن را «مخرج مشترک طراحی» نامید. گروپیوس به این شکل، به مضمونی از آوان‌ـ‌گارد روی آورد مبنی بر اینکه آموزش‌های استادان باؤهاؤس، مروّج نگرش‌هایی مستقل از تاریخ و سنت است. بنابراین گروپیوس یکی از پیشگامان آوان-گارد شد. همچنین کارکنان باؤهاؤس یک حس مشروعیت نسبت به سبک  آوان-گارد پیدا کردند. آنان بر این عقیده بودند که تدریسشان بینش‌های مستقل از تاریخ و سنت را به ‌وجود آورده است.
در همین ارتباط بخوانید!  دانشگاه ملک سعود، 1975-1984/ ریاض، عربستان سعودی
از سوی دیگر، میس وان در روهه پس از رفتن به ایالات متحده در سال ۱۹۳۸ تقریباً هیچ‌گاه در مورد باؤهاؤس حرفی نزد و هر وقت هم این کار را کرد تقریباً از روی اکراه بود. او تبدیل باؤهاؤس به قدیس را به گروپیوس واگذاشت. گراوه در نوشته‌ی خود با عنوان فراخوان برای عمل! اعضای باؤهاؤس در آمریکای شمالی (Call for action! Mitglieder des Bauhaus in Nordamerika) سکوت میس وان در روهه را به «تقسیم وظایفی» تعبیر کرد که در آن، میس شهرت تاریخی باؤهاؤس را مدیون گروپیوس می‌دانست و گروپیوس او را یک معمار موفق آمریکایی معرفی می‌کرد. «تأویل دوباره‌ی باؤهاؤس» توسط گروپیوس، آن را به ایده‌ای تقلیل داد که معمولاً از آن به عنوان افسانه یاد می‌شود. نباید از یاد برد که این افسانه توسط گروپیوس ساخته شده است. او اطمینان می‌داد که باؤهاؤسِ «او» در در رسانه‌ها بازتاب یافته و با وجود چند پژوهش منتقدانه درباره‌ی این مدرسه، هنوز این تصویر از باؤهاؤس، قوه‌ی اسطوره‌ای خود را از دست نداده است. بنابراین، اکنون لازم است که تاریخچه‌ی باؤهاؤس با دید انتقادی نسبت به گروپیوس نوشته شود. منابع: دروسته، ماگدالنا(۱۳۸۷). باؤهاؤس ۱۹۳۳-۱۹۱۹ ترجمه‌ی نغمه نظرنیا. تهران: هنر معماری قرن.