در هر شماره از آبادی ، بخشی نیز به نوشته‌ها و ترجمه‌هایی درباره نهضتهای معماری معاصر اختصاص می‌یابد . هدف از درج این مطالب آشنا کردن علاقه مندان و پژوهندگان معماری با اصول نظری مکاتب معماری جهان در عصر حاضر است . اما این نقدها، دیدگاهها و نوشته‌ها هریک برداشتهای گوناگونی را از پدیده‌ها و آثاری واحد می‌دهند که چه بسا به آشفتگی ذهنی خوانندگانی منجر شود که ازسیر تحول تاریخی این جنبشها بی‌خبرند .(( سبکها وگرایشهای مدرن درمعماری)) ترجمه مدخل (( ایسم‌های مدرن)) در دایره المعارف اصول فنی معماری است که اول بار در سال ۱۹۷۹ توسط شرکت مک گروهیل منتشر شد . البته در این نوشته نهضتهای معماری مدرن ، برخلاف آنچه درکتب مرجع رایج است، به دور از هرگونه داوری مورد بحث قرار نگرفته‌اند و می‌توان گهگاه موضع گیری نویسنده را احساس کرد ، اما به هر حال برای آشنایی با سیر تحول معماری خالی از فایده نیست.  
آبادی بهار ۱۳۷۱
سبکها و گرایشهای مدرن در معماری
ویژگی اصلی معماری قرن بیستم چند گانگی آن است. برخی از منتقدان این فکر خطا را القا کرده‌اند که در معماری جنبش مدرن واحدی وجود داشته که سیرتکامل را پیموده است. اما واقعیت این است که جنبشهای مدرن،متعدد بوده‌اند. انقلاب اصلی درمعماری با مسائل اساسی جدیدی آغاز شد که دردهه ١٧٨٠ ‏به دنبال ساخته شدن بناهای بسیار،که همه هیئتی شکوهمند وسمبولیک داشتند بروز کرد و معماران آن دوره به مقابله با این مسائل پرداختند؛ مسائلی که ماهیتشان دقیقا به معماری بناهای عمومی مربوط می‌شد. ‏مثلا در آن دوره موزه را به شکل معبد می‌ساختند که نشانگر تقدس هنر باشد،دیری نگذشت که تمایل به ساختن بناهای باشکوه به انواع دیگری از بناهای عمومی مانند زندان،بیمارستان و مراکز آموزشی تسری یافت وسبکهای گوناگونی را به وجود آورد ودل مشغولی طرفداران نوزایی در قرن نوزدهم شد.   ‏تا قبل از ۱۸۸۰ ‏هنوز نیاز به یک سبک حقیقتا نو احساس نشده بود، حتی در آن زمان هم این احساس اصلا وضوحی نداشت، هر چند از بعضی جهات پیش درآمد همه آثار اوایل قرن بیستم بود. درپایان قرن،معمارانی که از تحولات جدید در جامعه،علوم، تکنولوژی و روان شناسی آگاهی داشتند، مسئله هویت معماری، آرمانهای آن ( از حیث سازه و تزیینات) و اهمیت فراینده تدارک نوعی معماری متناسب با زمان را مورد توجه قرار دادند.(( آرت نوو)) نتوانست چنان که باید، از جنبش قرن نوزدهمی نوزایی در سبک بگذرد و وارد دنیای جدیدقرن بیستمی شود. اما توانست ازطریق اکسپرسیونیسم،بین فردگرایی طراحان مکتب ((آرت نوو)) و ‏ کارجمعی معماران وابسته به جنبش بین‌المللی مدرنیسم اواخر دهه ۱۹۲۰ ‏پلی بزند.   ‏درسال ۱۹۲۵ ‏، الی یزر لیسیتکی (۱۹۴۱- ۱۸۹۰) وژان آرپ (۱۹۶۶-۱۸۸۷) از تعدد شیوه‌های برخورد با معماری و هنر به تنگ آمدند و در کتاب کوچک خود به نام ایسم‌ها درهنر سیاهه‌ای ‏هزل آلود از گرایشهای گوناگون آن زمان ارائه کردند. آنها از اکپرسیونیسم و جلوه‌های گوناگون آن نفرت داشتند وکوشیدند هنر جدید را در چارچوب زیبایی شناسی و تجرید گرایی کنسترو کتیویستی تعریف کنند. بنابر تعریف آنها و بسیاری از افراد ‏دیگر،هنر قرن بیستم می‌بایست بر ایده‌های غیرعینی، توانهای فنی و نماد گرایی ماشین استوار باشد. درتحلیلی که به دنبال می‌آید کوشش شده است تا دوره‌های اصلی سیر معماری در قرن بیستم از هم تفکیک شود.   التقاط گرایی   ‏ این واژه متداول تفسیرهای متعددی دارد و معمولا به معماری بناهایی اطلاق می‌شود که آمیزه‌ای از سبک‌های تاریخی هستند.برخی از منتقدان استدلال کرده‌اند که این اصطلاح معرف کل حاصل کار معماران قرن نوزدهمی اروپا و امریکاست که با چابکی بسیار موضع خود را از لحاظ  سبک تغییر دادند؛ برخی دیگر اصرار دارند که این نام برچسبی است برای توصیف بی اطلاعی از سبک. معنای صحیح این اصطلاح (( اقتباس گزینشی)) ‏است که در آثار بهترین معماران قرن نوزدهم ابزار موثرطراحی محسوب می‌شد.   زیادی از قرن بیستم نیز ادامه یافت . این سبک از ریشه‌های قومی و غرور ملی مایه می‌گرفت و در آن عناصری تزیینی و جنبه‌هایی از ساختمان به کار می‌رفت که یادآور عظمت دوره‌های تاریخی معماری بودند؛ عظمتی که التقاطیون را سخت مجذوب خود کرده بود. در برخی از موارد این سبک با آثارمعمارانی شباهت پیدا می‌کند که معمولا طراحان (( آرت نوو)) نام گرفته‌اند.اما آمال آن  بسیار وسیعتر از آمال (( مدرنیستهای اولیه)) جهان بود. برای نمونه، اثر چارلزرنی مکینتاش( ۱۹۲۸ – ۱۸۶۸) درگلاسکو را می‌توان بخش مهمی از ((آرت نوو)) بین المللی تلقی کرد، هرچند در این کار تلاش شده بود تا مناسک سلتی و نیز معماری بارونی اسکاتلندی احیا شود. درفنلاند، کارهای الیل سارینن ( ۱۹۵۰ – ۱۸۷۳) ، لیندگرن، گسه لیوس ‏، لارس سونک (۱۹۵۶ - ۱۸۷۰‏) وگالن کاله لا (۱۹۳۱ - ۱۸۵۷) دفاعی پرتوان ا ز علایق ملی گرایانه بود . در انگلستان، ریچاردنورمن شا و ( ١٩١٢ ‏- ١٨٣١ ‏) و بعدها چارلز وویزی ( ۱۹۴۱ – ۱۸۵۷) ، علاقه خاصی به آفرینش سبک بومی جدید انگلیی نشان دادند و کل جنبش باغشهرهای انگلیسی، که در آخرین دهه قرن نوزدهم آغاز شد، نمونه بومی مشهودی است از رمانتیسیسم ملی.
در همین ارتباط بخوانید!  گزارش دو میز گرد: نگاهی به معماری امروز ایران و جهان(بهار 1371)
  کار بسیار خاص معمار کاتالانی، آنتونی گودی (۱۹۲۶ – ۱۸۵۲)، با اینکه بی نهایت فرد گرایانه است، با گرایشهای ملی گرایانه کاتالانی‌ها در پایان قرن نوزدهم پیوند زیادی دارد؛ همانند کارهای دومینیک‌ای مونتانر،که معاصر گودی بود.ایستگاه قطار در اشتوتگارت آلمان نیز که در سال‌   ۱۹۱۰توسط شولار وپل بوناتز(۱۹۵۱ – ۱۸۷۷) طراحی شده وازنمونه موفق ترمینال هلسینکی تاثیرگرفته بود، بنای یادبودی است در تجلیل از رگه خاص ملی گرایی آلمانی که بعدها مجددا در بناهای بدمنظری که آلبرت اشپیر( متولد ۱۹۰۵) برای ناسیونال سوسیالیستها ‏ساخت، جلوه کرد. ویژگی اصلی کل این آثار در بناهایی دیده می‌شود که از مصالح بنایی سنگین ساخته شده‌اند (مگر در مورد خانه‌های انگلیسی) و ظاهری سنگین دارند. سبک پایان قرن ( آرت نوو)   در آخرین سالهای قرن گذشته دنیای هنر اروپا با تولد هنر نو یا آنچه معمولا آرت نوو نامیده می‌شود، غافلگیر شد. این جنبش هنری ‏در نمایشگاه  پاریس درسال ‌۱۹۰۰ ‏به اوج خود رسید و درست پیش از جنگ اول جهانی محبوبیت خود را ازدست داد. در ابتدا این جنبش مظهردوره بی شرمی و انحطاط پنداشته می‌شد، ولی آرایه پر زرق و برق، پیچ پیچ،مواج و طبیعت گرایانه این سبک به دستاوردی چشمگیر در عرصه نوآوری و خلاقیت نایل شد. التقاطی گری قرن نوزدهمی که در آن زمان هنوز سلطه‌اش را حفظ کرده بود،سرچشمه الهام بود، ولی چیزی نگذشت که آرت نو و در تجلیات متعددش در کشورهای مختلفی زبان خاص خود را پیدا کرد. این سبک تحولات ‏جداگانه و متعدد هنر و معماری دوره (۱۹۱۰ – ۱۸۸۰) را در بر می‌گیرد . تلاش آن مشخص کردن سبکی پیشرو و مدرن در زمانه‌ای بود که ‏رفتار و روحیات جاصه دمتخوثی دکرگونیا ی مسی قرار گرفته بود و ایده‌های نو در علوم وتکنولوژی مشهود بود و هردوی اینها را ‏می‌بایست به شیوه‌های جدیدی بیان کرد . اساسا هنرهای نو نشانگر ‏آزادی فردی تازه به دست آمده بودند . بعلاوه، تمایل به دیدگاه نئوکلاسیک یا گوتیگ نیز وجود داشت؛ بسیاری از طراحان درجستجوی الهام، به طبیعت و بیان اشکال طبیعی ازطریق کاربرد چوب (طراحان مکاتب نانسی،گلاسکو، پاریس و وین) ، شیشه و معجزه ساختمان آهنی (چه به صورت فرم دار - آهن چکش خور - چه به شکل چدن)، روی آوردند. معمارانی چون ویکتورا ورتای بلژیکی ( ۱۹۴۷ – ۱۸۶۱) اجرای دهنه‌های بزرگ از چدن با اشکال تزیینی را کشف کردند ( با کار مهندسان متقدمتر مقایسه کنید)، برای مثال، لینوواسیون استور در بروکسل (۱۹۰۰) .در اثر چا رلزرنی مکینتاش ( ۱۹۲۸ – ۱۸۶۸) در گلاسکو و یوزف ‏ ماریا اولبریش ( ۱۹۰۸ – ۱۸۶۷) و یوزف هوفمان ( ۱۹۵۶ – ۱۸۷۰) در وین، علاقه به اشکال هندسی مشهود است که در نوآوری دست کمی از آثار فوق ندارد اما به اندازه آنها حاکی از شیفتگی نیست.   ‏آرت نوو زمینه پرورش رهیافتی نو به فردگرایی در طراحی، و همچنین استفاده بموقع ا ز ترکیب فلز، شیشه، و سازه‌های در عین حال تزیینی را فراهم آورد .   ‏رادیکالیسم ‏ ‏به طورعمده‌ای این فرد گرایان بودند که خواستار آن شدند تا تاکید بر   ‏بناهای گذشته به تاکید برطراحی متناسب با نیازهای زندگی مدرن تغییر یابد.هانس پولتسیک معمار در سال ١٩٠۶ ‏نوشت: (( باید از کاربرد درست مصالح وساختمان به شکلی آگاهانه چنان سودجوییم که بتوانیم از کاربرد قدیمی آرایه‌های پیشی بگیریم و درعین حال از آنچه می‌توان ازتسلط پیشینیان بر مشکلات فنی معماری آموخت نیزغافل نمانیم.)) درسالهایی که به دنبال آمد،دویچر ورکبوند آلمان (تاسیس درسال ‌۱۹۰۷) نقش رادیکالیزه کردن هنر، معماری وصنعت را از راه،(( فرم))  به عهده گرفت.هرمان موته سیوس (۱۹۲۷ – ۱۸۶۱) ،که الها مبخش‌ور کبوند بود،درسال ۱۹۱۱نوشت: ‏ (( اگر فرم نبود ما هنوز در دنیایی خام وخشن به سر می‌بردیم.)) چنان که گویی دیدن رنجی است که با مشاهده فرم که مترادف (( طرح چوب)) انگاشته شده تسکین می‌یابد! موته سیوس نظریه‌ای درباب انواع (یا استانداردها) پروراند و آن را درنمایشگاه ورکبوند درکلن به سال ۱۹۱۴ ارائه داد.فردگرایانی چون هانری وان ده ولده( ۱۹۵۷ – ۱۸۶۳) تیپ سازی را توهین به آزادی هنرمند در خلق به مدد قوه اراده و شهود خود می‌دانستند. ماکت کارخانه‌ای که توسط ‏والترگروپیوس (۱۹۶۹ - ۱۸۸۳) برای، نمایشگاه ورکبوند طراحی شده بود، نمونه‌ای از ساختمانی است که به قصد ایجاد استاندارد ‏طراحی خوب بناشده و در سراسر دنیا باید از آن سرمشق بگیرند و به ‏کا رش بندند . بعدها تاثیر دیدگاههای موته سیوس وگروپیوس در زمینه تیب واستاندارد کردن (ودرنتیجه،پیش ساخته کردن) را می‌توان درپروژه‌های خانه سازی انبوه آلمان در دوره پس از سال ۱۹۲۴ والبته در کارهای باوهاوس مشاهده کرد.   کنسترو کتیویسم   ‏اصطلاح کنستروکتیویسم را نخستین بار ولادیمیر تاتلین ( ۱۹۵۳ – ۱۸۸۵) در سال ۱۹۱۴ در زمانی به کاربرد که درگیر جنبش کوبیستی – فوتوریستی ما قبل انقلاب بود.اما جنبش به اصطلاح کنسترو کتیویستی در اتحاد شوروی اندکی پس از انقلاب ۱۹۱۷ توسط دو برادر مجسمه ساز به نام‌های نائوم گابو (متولد ۱۸۹۰) و آنتوان پوزنر (۱۹۶۲ – ۱۸۸۶) آغاز شد. اهداف این جنبش در در بیانیه رئالیسم آنها که در سال ۱۹۲۰منتشر شد،گنجانده شده است.آنها و گروهی از هنرمندان نزدیک به آنان که طرفدار عینیت گرایی درهنر بودند – کازیمیرماله ‌ویچ ( ۱۹۳۵ – ۱۸۷۸) نقاش سوپرماتیست ومعمارانی مانند ولادیمیر تاتلین (متولد ٨٨۵ ‏ا) و ال لیسیتسکی ( ۱۹۴۱- ۱۸۹۰) -  خود را مرهون کوبیستهای فرانسوی، اکسپرسیونیستهای آلمانی و فوتوریستهای ایتالیایی می دانستند. جنبش جدید اگر چه از نظر تکنیک و مایه‌های دلمشغولی دنباله رو بسیاری از ابتکارات گروه‌های اندکی متقدمتر بود، با اعقاب خود اختلافات زیادی نیز داشت.گابو بعدها می‌نویسد:
در همین ارتباط بخوانید!  شهرسازی و معماری در تاجیکستان | بهاءالدین ظهور الدینوف
  ((همه ماخودمان را سازنده می‌نامیدیم... به جای تراش یا قالبگیری پیکره‌ای یکپارچه، آن را درفضا بنا می‌کردیم ...)).کنستروکتیویسم، ‏همانند عنصرگرایی دستیل که در اواسط دهه۲۰ ‏وابستگیش بدان تشدید شد،دفاعی پرشور از ایده‌ها‌ی فرم وفضا درمعماری و سایر هنرها بود. مهمترین نمونه آغازین معماری کنستروکتیویستی طرح تاتلین برای (( ‏یاد بود انترناسیونال سوم)) بود که درسال ۱۹۲۰سا خته شد طرح مبتنی بر فرمی مارپیچ بود که آشکارا با سازه‌های مهندسی برپاشده در اتحاد جماهیر شوروی آن زمان و بناهایی چون برج ایفل پیوندی نزدیک داشت. بسیاری از طرحهای معماری کنستروکتیویستی به صورت پروژه‌های ساخته نشده با‌قی ماندند‏ تا اینکه گابو درسال ۱۹۵۷ بنای عظیم (( ساختمان در فضا)) خود را دربیرون فروشگاه با ینکورف ‏در روتردام برپاکرد. تاثیر کنستروکتیویسیم در معماری را می‌توان در بسیاری از پروژه‌های به اصطلاح پیشگام جنبش مدرن دید؛به ویژه پروژه‌های مارت استام و مارسل بروئر ( متولد ۱۹۰۲) و حتی اثر جیمز استیرلینگ ( متولد ۱۹۲۶) از لحاظ نحوه کاربرد شیشه و فولاد بیانگر قرابتهای زیادی با این سبک در معماری است.   ‏اکسپرسیونیسم   ‏چیزی به نام مکتب معماری اکسپرسیونیستی وجود نداشته است؛هر چند که تعدادی از معماران و طراحان پیوند نزدیکی با جنبش اکسپرسیونیستی آلمان در بین سالهای ۲۳_۱۹۱۰ ‏داشتند . اما این اصطلاح درسال ۱۹۱۸ ‏در مجله و ندینخن ‏به طور مشخص به گروهی از معماران هلندی اطلاق ‏می‌شد و از آن زمان تا کنون به صورت واژه‌ای کاملا پذیرفته در آمده است. این اصطلاح برای توصیف کار معمارانی به کار می‌رود که صلادهنده دو دوره از جنبش مدرن بودند: دوره بین المللی و دوره کارکردگرایی . به این ترتیب شامل حال معماران فردگرای آلمانی پیش از جنگ اول جهانی مانند هانس پولتسیک (۱۹۳۶ - ۱۸۶۹) وبرونوتات (۱۹۳۸ - ۱۸۸۰‏)، برادران تات درمرحله پس از جنگ و خیالپردازان اتوپیستی مانند فینسترلین، اریش مندلسون (۱۹۵۳ – ۱۸۸۷)،هانس شارون ( متولد ۱۸۹۳)،برادران لوکهارت،کرایل و برای مدتی کوتاه والتر گروپیوس می‌شود. ‏ ‏ یک تاز مرحله اکسپرسیونیسم پس از جنگ در آلمان گروه (( زنجیره شیشه‌ای)) بود که رهبریش را برونوتا ت برعهده داشت که از آثار پل شیربارت لغتنامه نویس و شاعر اکسپرسیونیست الهام گرفته بود . هرچند روشن است که میس وان درروهه (۱۹۶۹ – ۱۸۸۶) وقت آن را نداشت تا به آثار تخیلی و رمانتیک گروه بپردازد، در اوایل دهه ١٩٢٠ ‏تعدادی پروژه را به شیوه ‏اکسپرسیونیستی طراحی کرد، از جمله پروژه آسمانخراشی با نمای شیشه‌ای که کف طبقات آن از بتن مسلح دارای پیش آمدگی ساخته شده و پارکینگ آن هم بتنی بود . مضمون کار گروه زنجیره شیشه‌ای معماری با استفاده از شیشه و بتن (رنگین و شفاف) بود و همین به طرحهای ابتکاری بسیاری منتهی شد. کار به اصطلاح اکسپرسیونیستهای هلندی ( یافانتاستها) درمقابل این پروژه‌ها سنتی جلوه می‌کرد. آنان از فرمهای بومی الهام می‌گرفتند و از طریق ساختمانهای خود علاقه شان را به مصالح گرمی مانند سنگ، آجر و پوشال ابراز می‌داشتند و برخلاف آلمانیها برنا‌مه‌های اتوپیایی در سرنداشتند.   ‏ساختارهای بتنی غریبی که در دهه ١٩١٠ ‏توصط رودولف اشتاینر( ۱۹۲۵ – ۱۸۶۱)، فیلسوف عارف، در دور ناخ سویس ساخته شد نیز از لحاظ مقصود در مقوله اکسپرسیونیستی جای می‌گیرند. ‏ فوتوریسم   از نخستین گروه‌های آوانگارد ضد هنر ( و بعدها ضد معماری) فوتوریستها بودن. در سال ۱۹۰۹ در پاریس،فیلیپومارینتی شاعر ( ۱۹۴۴ – ۱۸۷۶) در روزنامه فیگارواولین بیانیه فوتوریستی را منتشر کرد. این بیانیه هرچند به طورخاص به شعرفوتوریستی مربوط می‌شد،اما زیبایی سرعت وحرکت را ستوده وهنرآکادمیک ، کتابخانه‌ها وموزه‌ها را محکوم کرده بود. بعدها توجه جنبش فوتوریستی معطوف بیان ایده‌هایش ازطریق نقاشی،مجسمه سازی و تئاتر شد.   ‏مارینتی، که هنوز تبدیل به یک معمارفوتوریست نشده بود، آنتونیو سانت الیا ( ۱۹۱۶ – ۱۸۸۸) را وارد گروه کرد،زیرا طراحیهای او را برای (( شهری جدید)) بتنی طبقه طبقه ومرتفع در نمایشگاه دانشجویی میلان به سال ۱۹۱۴ ‏دیده بود. سانت الیا درجریان عملیات نظامی درسال ۱۹۱۶ ‏کشته شد اما مارینتی در ژوئیه ۱۹۱۴بیانیه معماری فوتوریستی را منتشرکرده بود.دراین بیانیه اعلام شده بود که معماری فوتوریستی (مارینتی هرجا که لازم بود این اصطلاح را هم اضافه می‌کرد اگرچه سانت الیا آن را به کارنبرده بود)، (( ‏معماری محاسبه است وجسارت و سادگی؛معماری بتن مسلح و ‏آهن وشیشه ... وکلیه جانشین‌های چوب و سنگ و آجرکه نهایت انعطاف وسبکی را امکانپذیرمی‌کنند ‏درادامه این سند با لحنی خطابی آمده است: (( ‏بیایید بناهای یادبود،پیاده روها،گذرگاههای سرپوشیده وپله‌ها را به دوراندازیم.بیایید میدانها را دو زمین فروبریم و سطح شهر را بالا آوریم.))
در همین ارتباط بخوانید!  استفاده از نیروهای طبیعی در تنظیم هوای داخل ساختمان | مرتضی کسمائی
  ‏بیانیه درآن زمان ( احتمالا به خاطر تاثیرات خنثی کننده ‏جنگ) تاثیراندکی به جا گذاشت. اما دردهئه ۱۹۵۰ ‏مجددا کشف شد و جان گرفت وبه صورت منبع الهام طرحریزان - معماران در آمد.   نئوپلاستیسیسم ( نو شکل آفرینی)   ‏نئوپلاستیسیسم درمفهوم دقیق کلمه با نظریه هنر تجسمی ناب ارتباط دارد که نقاش هلندی، پیت موندریان( ۱۹۴۴ – ۱۸۷۲)  آن را از کوییسم گرفت . در این هنر منحصرا از زاویه قائمه در وضعیت افقی ‏استفاده می‌شد و سه رنگ اصلی در بومهای گوناگون در کنتراست یا تلفیق با سه غیر رنگ سفید، سیاه، خاکستری به کار می‌رفت. این نظریه که در سالهای ۱۹۱۲ تا ۱۹۱۷ ( سال تاسیس گروه دستیل در لایدن هلند) تکوین یافت، تاثیر قطعی در کار معماران هلندی به جا گذاشت. نخستین خانه‌ای که به طور کاملا یکپارچه نئوپلاستیسیستی بود هنوز در ا وترخت دیده می‌شود که طرح آ ن را خریت ریتفلد (۱۹۶۴ – ۱۸۸۸) برای خانم شرودر- شرادار تهیه کرده بود . این خانه از چند سطح عمودی و افقی ساخته شده است که عمدتا بتنی‌اند و دارای مجموعه‌ای ا ز نماهای سه بعدی شبیه به تابلوهای نقاشی پیت موندریان است. پیکرتراشی گروه دستیل، وانتون گرلو نیز طرحهایی تجربی عرضه کرد که می‌توان آنها را جستارهایی در اصول معما ری دانست . تئووان دوسبرگ، موسس گروه دستیل ( ۱۹۳۱ – ۱۸۸۳) و کور وان‌ایسترن ( متولد ۱۸۹۷) پروژه‌هایی برای ساختمانهای مجزا و نیز طرحهای شهرسازی تهیه کردند که مبین ا‌یده‌های نئوپلاستیسیستی بود. ‏ ‏زیبایی شناسی نئوپلاستیسیستس در دوره پس از جنگ توسط با لیو هنرمند و منتقد، احیا شد. در این زیبایی شناسی قرابتهای بسیاری با برخی ا ز ا یده‌های نخستین کنستر و کتیویست‌های روسی و آ ‏لمانی ونیز ا یده‌های گروه دستیل دیده می‌شود.   ‏مدرسه باوهاوس ‏ ‏باوهاوس مدرسه هنر و طراحی بود که والترگروپیوس معمار ( ۱۹۶۹ - ۱۸۸۳‏) درسال ۱۹۱۹‏ آن را بنیان گذاشت که ابتدا مقر آن در دسائو وسرانجام برای مدت کوتاهی درسال ۱۹۳۳ ‏در برلین بود. در آغاز آموزش این مدرسه مبتنی براصول اکسپرسیونیستی بود و استادان آن نقاشانی چون لیونل فینیگر ( ۱۹۵۶ – ۱۸۷۱)، پل کلی ( ۱۹۴۰ – ۱۸۷۹)، واسیلی کاندینسکی ( ۱۹۴۴ – ۱۸۶۶) و اسکار شلمر ( ۱۹۴۳ – ۱۸۸۸) بودند که شهرتی جهانی داشتند. این مدرسه طراحی،انقلابی در طراحی صنعتی، گرافیک، تئاتر، عکاسی و فیلم به وجود آورد.در سال ۱۹۲۳،هنگامی که لاسلوموهویی – نادی ( ۱۹۴۶ – ۱۸۹۵) به باوهاوس پیوست،مشغله ذهنی این مدرسه طراحی کنسترو کتیویستی و جنبه هندسی فرمها و رنگهای اصلی شد.در این زمان دوره اکسپر سیونیستی به سرآمده بود. اما تا زمانی که هانس مه‌یر (۱۹۵۴ – ۱۸۸۹)،معمار سویسی، در سال ۱۹۲۷ به جای گروپیوس ریاست مدرسه را به عهده نگرفت،بخش فعال آموزش معماری در آن وجود نداشت. پس از او سرانجام میس وان درروهه،معمار آلمانی،به ریاست مدرسه رسید.   ‏باوهاوس مرکزی خلاق برای تجربه‌های هنری در دهه ۱۹۲۰‏بود و ازطریق نشریات ونمایشگاهها وهمچنین مهتر ازهمه از طریق کار روسای معمار مدرسه ،که در خط مقدم آوانگاردهای اروپایی قرار داشتند، شهرت جانی پیداکرد. تاثیر روشهای طراحی باوهاس را می‌توان در کالاهای مصرفی بی شماری به چشم دید، از میزوصندلیهای ساخته شده از فلز خمیده و چراغهای آویز حبابدار گرفته تا حروف درشت سیاهی که در پوسترهای نمایشگاه‌ها در سراسر جهان دیده می‌شود.   CIAM و مدرنیسم بین المللی   کنگره بین المللی معماری مدرن ( CIAM) تشکیلاتی بود که لوکوربوزیه ( ۱۹۶۶ – ۱۸۸۷)  و زیگفرید گیدیون ( ۱۹۶۸ – ۱۸۹۳) در سال  ۱۹۲۸ در عمارت ییلاقی هلن ماندرو واقع در لاساراز سویس به وجود آوردند. در این سازمان فرم مشترک در میان کلیه معماران علاقه مند به معماری جدید قوام یافتCIAM چشم اندازی جهانی داشت و در سرتاسر جهان به برگزاری مجموعه‌ای از کنفرانسها پرداخت و مشوق تشکیل گروههای کوچک بی شمار شد،پس از بحثهای شدید با نسل جوانتر معماران در اوترلوی هلند ‏درسال ۱۹۵۹، این سازمان به دیگران وا گذار شد.   CIAM  مهمترین سازمانی بود که جهان از طریق آن با ایده‌های معماری وشهرسازی مدرن آشنا شد. لوکوربوزیه، موسس، ‏رهبر وقهرمان وموتور محرک سازمان بود که آن را یکپارچه نگاه می‌داشت.گفته‌های او اهمیتی کمابیش همپای آیات مقدس پیدا کرد که حتی امروزه نیزپژواکشان به گوش می‌رسد. لوکوربوزیه و همکاران نزدیک او صدای رسای سازمان بودند وبه این ترتیب در سیاست خانه سازی دولتها ، مقامات محلی واشخاص درسراسر اروپا تاثیرگذاردند‌ درسال ۱۹۲۹،دومین کنگره CIAM در فرانکفورت با مساعدت‌های ارنست‌مای ( متولد ۱۸۸۶) که در آن زمان معمار شهر بود،برگزار شد و حاصل این کنگره توصیه‌هایی برای به وجودآوردن مسکنی مناسب حداقل زندگی بود. ویژگی اصلی سبک معماریCIAM بناهای مکعبی با نمای سفید وبام مسطح است که ‏معمولا در چشم اندازی بایر ساخته می‌شوند. درسال ۱۹۳۳ ‏کنگره چهارم CIAM  (( شهر کارکردی)) را موضوع کارخود قرارداد و ‏منشور آتن را صادرکرد که گزارشی بود با هدف تاثیرگذاری در طرح ریزی و بازگرداندن شهرها به وضع قبلی خود در سراسر اروپا ( مانند طرح MARS برای لندن در سال ۱۹۳۸).