Renzo Piano

زندگی نامه

رنتسو پیانو، معمار مشهور ایتالیایی، در چهاردهم سپتامبر سال ۱۹۳۷ در شهر جنوا به دنیا آمد، شهری که خانه و دفتر کارش هنوز در همانجا قرار دارد. پدرش صاحب یک شرکت ساختمانی بود و همین مسئله بسیار به او کمک کرد تا بسیاری از نظریه‌های خود را در عمل بیازماید. پیانو در دانشگاه پلی تکنیک میلان (پلی تکنیکو دی میلانو) در رشته‌ی معماری تحصیل کرد و پس از فارغ التحصیلی، در همانجا به تدریس مشغول شد (۱۹۶۵-۱۹۶۸). در همین سالها تجربیات خود را با سفرهایی به انگلیس و امریکا تکمیل کرد. در همان دوره با مهندس و طراح فرانسوی، ژان پرووه، آشنا شد و این دوستی، تأثیر عمیقی بر زندگی حرفه‌ای او گذاشت.

از پروژه‌های نخستین او می‌توان به یک مجتمع آپارتمانی در گارونه در نزدیکی آلساندریا (۱۹۶۹) اشاره کرد که البته هنگام ساخت به وسیله‌ی خود مالک، تغییرات بسیاری در آن راه یافت. پیانو سپس غرفه‌ی صنعت ایتالیا در نمایشگاه جهانی ۱۹۷۰ در اوساکا را با استفاده از پوشش‌های سبُک پلاستیکی طراحی کرد. از طریق تدریس در دانشگاه میلان و اتحادیه‌ی معماری در لندن AA، با ریچارد راجرز ارتباط یافت. شماری از پروژه‌های مشترک پیانو و راجرز در مرحله‌ی طراحی باقی ماندند و به اجرا در نیامدند، تا آنکه آنان در سال ۱۹۷۱ در مسابقه‌ی طراحی مرکز ملی فرهنگ و هنر ژرژ پمپیدو در پاریس برنده شدند. این پروژه در دنیای معماری همچون رویدادی کم نظیر سروصدا کرد و هر دو طراح آن را در بالاترین رده‌های جهانی مطرح ساخت. آنان در همان سال دفتر معماری مشترکی در پاریس افتتاح کردند که تا سال ۱۹۷۷ به کار خود ادامه داد. پیانو و راجرز پروژه‌ی ساختمان اداری B&B ایتالیا (۱۹۷۳) را نیز به عنوان پیش درآمد مرکز پمپیدو، در نووِدراته در نزدیکی کومو به اجرا درآوردند. این پروژه به محفظه‌‍ای شباهت دارد که در میان سازه‌ی باز ساختمان معلق است و کانال‌های تأسیساتی آن با رنگ‌های براق، به صورت نمایان در بیرون ساختمان باقی گذاشته شدند. پیانو در ۱۹۷۷ به همراهی مهندسی به نام پیتر رایس، یک دفتر معماری در جنوا افتتاح کرد.

پروژه‌های این دفتر جدید از جمله شامل آزمایشگاهی برای مرکز بازسازی شهری در اوترانتو در ایتالیا (۱۹۷۹) و موزه‌ای برای کلکسیون مِنیل در هوستون (تگزاس، ۱۹۸۲-۱۹۸۷) بود. پروژه‌های عمده‌ی بعدی در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ عبارت بودند از: سالن ورزش در راوِنا (۱۹۸۶-۱۹۹۳)، ورزشگاه در باری (۱۹۸۷-۱۹۹۰)، و ساختمان سینکروتون در گرنوبل (۱۹۸۷)، بنیاد بِیِلِر در ریهِن (۱۹۹۱-۱۹۹۷)، ترمینال فرودگاه کانسای در اوساکا (۱۹۸۸-۱۹۹۴)، و مرکز علمی دانش و فناوری «نوکلانشهر» در آمستردام (۱۹۹۲-۱۹۹۷)، که امروزه به مرکز علمی NEMO تبدیل شده است. این ساختمان که پوششی از مس دارد، از دور همچون یک کشتی پهلو گرفته به نظر می‌رسد. تقریباً در همان زمان پیانو مرکز فرهنگی چوبی ژان ماری تژیباو را نیز در نومئا، پایتخت کالدونیای جدید، ساخت و در آن سنت‌های ساخت بومی منطقه را به خوبی بازتاب داد. آثار بعدی، مانند پارک موسیقی در رم (۱۹۹۴-۲۰۰۲) و مرکز پاول کلی در برن (۱۹۹۹-۲۰۰۶) نشانگر آن هستند که پیانو در جست‌وجوی شیوه‌ای قطعی برای طراحی ساختمان‌های بزرگ است.

پیانو در هفتاد و یک سالگی همچنان معماری پرکار به شمار می‌آید. او رئیس دفتر معماری «کارگاه ساختمانی» (Building Workshop) است که بیش از ۱۰۰ نفر در دفاتر آن در پاریس و جنوا مشغول به کار هستند. برخی از پروژه‌های اخیر او که هنوز در دست ساخت هستند، عبارتند از: موزه‌ی هنر امریکا (ویتنی) در نیویورک (۲۰۰۵)، موزه‌ی ایزابلا استوارت گاردنر در بستن (۲۰۰۵)، برجهای ۱ و ۲ رنتسو پیانو در سان­فرانسیسکو (۲۰۰۶)، ساختمان نیویورک تایمز در منهتن نیویورک (افتتاح در ۲۰۰۸)، بازسازی فرهنگستان علوم کالیفرنیا در سان فرانسیسکو (افتتاح در ۲۰۰۸)، پل پیاده‌رو نیکولز در شیکاگو (افتتاح در ۲۰۰۹)، توسعه‌ی «جناح مدرن» پژوهشکده‌ی هنر شیکاگو (افتتاح در ۲۰۰۹) و...

پیانو در طول زندگی حرفه‌ای خود، افتخارات معماری فراوانی را به دست آورده که از میان آنها می‌توان به بردن معتبرترین جوایز معماری جهان مانند پریتزکر (۱۹۹۸) و مدال طلای پژوهشکده‌ی معماری امریکا (AIA) در سال میلادی جاری اشاره کرد. مجله‌ی تایم در شماره‌ی ویژه‌ی خود در سال ۲۰۰۶ او را در زمره‌ی ۱۰۰ فرد تأثیرگذار جهان معرفی کرد. او که یک موزه‌ی هنر معاصر را با همکاری یونسکو در سارایوو ساخته بود، در هجدهم مارس ۲۰۰۸ به عنوان شهروند افتخاری سارایوو در بوسنی و هرزگوین شناخته شد.

استاد نور و سبکی

ریچارد راجرز

رنتسو پیانو استاد مسلم نور و سبُکی است. او درکی شگفت‌آور از ساخت و مقیاس قطعات دارد. فکر نمی‌کنم کسی از این نظر به پای او برسد. او فرزند یک ساختمان‌ساز بود و با پدرش بسیار روابط نزدیکی داشت و از اینکه ساختمان‌ساز است احساس غرور می‌کرد. نکته‌ی غیرمعمول درباره‌ی پیانو آن است که او از کوچک به بزرگ کار می‌کند. من تا کنون چنین معماری ندیده‌‎ام. رویکرد او برای طراحی ساختمان هرگز از ایده شروع نمی‌شود، بلکه از زمین سر بر می‌آورد. او همچنین یکی از باوقارترین معمارانی است که من می‌شناسم. هم از نظر شخصیتی، باوقار است و هم ساخته‌هایش بسیار باوقار و بسیار انسانی به نظر می‌رسند. آنها پیکره‌هایی انتزاعی و تجریدی نیستند. آنها برگرفته از درکی عمیق از این مسئله هستند که ساختمانها چگونه با هم همراه و هماهنگ می‌شوند و نور چگونه به درون آنها راه می‌یابد؛ او سقف‌هایی می‌سازد که نور را به درون می‌کشند. پیانو از دستگاه عظیم و سنگینی مانند مرکز ژرژ پمپیدو در پاریس، که آن را با هم طراحی کردیم و همچون پلکانی پر از آدم است، تا موزه‌ها و کتابخانه‌های بسیار زیبا طراحی کرده است، یکی باوقارتر از دیگری. تنوع آثار پیانو هولناک است. من عاشق استادیوم فوتبال سان نیکولا در باری، ایتالیا، هستم که سازه‌ی پرعظمت آن در قالب گلبرگهای عظیم بتنی از زمین روییده است. از سوی دیگر، ساختمان بِیِلِر در سویس را می‌بینیم که از هرچه فکرش را بکنید سبکتر است. نمی‌خواهم بگویم کدام یک از ساختمانهای او بیشتر مورد علاقه‌ی من هستند. خود او معمار مورد علاقه‌ی من است. او یکی از برترین معماران مدرن نسل خویش است. او دریانورد کهنه کاری هم هست. قایق‌هایش را خود طراحی می‌کند. در اوایل دوستیمان، حدود ۴۰ سال پیش، او یک قایق بادبانی بتنی طراحی کرد که واقعاً هم عالی از آب درآمد.

بهار ۲۰۰۶