رسانه‌های دوپهلو، برای معماران دو پهلو: مقصر نزاع نیما کیوانی و سولماز فولادی کیست؟ | علیرضا عظیمی

به گمانم موضوع استودیو کیوانی و استودیو پریماورا اکنون بر اکثر کنشگران معماری اطلاع رسانی شده باشد. واقعیتش حداقل برای راقم این خطوط اهمیتی ندارد که کدام طرف ماجرا بیشتر راست می‌گوید… زیرا هردو عملی غیرحرفه‌ای انجام داده‌اند و مسبب این خطاها، نه خود معماران عزیز و خالق، که ما رسانه‌ها هستیم.

 

ابتدا به ساکن لازم است تأکید کنم که مراقب باشید که در این ماجرا کسی با مظلوم نمایی دیگری را اعدام نکند. همچنین فراموش نکنید که در این داستان کیوانی به فولادی، هر دو به یک اندازه خطاکار هستند اما نه به اندازه‌ی رسانه‌ها. کیوانی به ادعای فولادی موضوعی خارج از عرف و منطق و کنش حرفه‌ای به او پیشنهاد داده است: « چاپ آثار در مجلات به شرط درج نام استودیو کیوانی. » فولادی هم خواسته‌ای خارج از حرفه داشته است: « چاپ ولو به قیمت تن دادن به هر عملی حتی نوشتن نام کیوانی پای پروژه.»  اما همانگونه که نوشتم صادقانه، مقصر نه این دو که ما رسانه‌ها هستیم. البته منظورم از رسانه‌ها نیز شفافاً رسانه‌های بزرگ، مستقل و حرفه‌ای معماری است که البته در ایران تعدادشان از انگشتان یک دست هم کمتر است؛ در مجموع کل رسانه‌های چاپی و آنلاین تخصصی معماری.

 

تأکید می‌نمایم رسانه‌های واقعی نه بنگاه‌های سخن‌پراکنی و انتشار صرفاً محتواها، قارچ‌نیوزها، وبسایت‌ها و کانالها و صفحات اینستاگرامی که در طی یک شب پدید می‌آیند و نه اصول معماری می‌دانند و نه اصول رسانه!

 

چرا تقصیر ماست؟

نخست: نقصی هست که یک معمار جوان وطنی اینگونه می‌اندیشد

یاران عزیز رسانه‌ای، مطبوعاتی‌ها و ادمین‌ها، نقصی در نظام ماست که یک معمار جوان وطنی حتی این فکر به ذهنش خطور می‌کند که صرفاً به دلیل درج نام او، پروژه چاپ و در مسابقات برنده می‌شود.

 

دوم: نقصی هست که یک معمار ناآگاه هم‌وطن غیر مقیم این کار را می‌کند

در نظام ما نقصی است که یک معمار ناآشنا به فعالیت تبلیغاتی و رسانه‌ای فکر می‌کند برای چاپ اثر خود یا کسب جایزه باید نام فرد یا افرادی را زیر پای پروژه‌ی خود اضافه کند. چه کردید شما؟

 

سوم: نقصی هست که رسانه‌های فیک کاری می‌کنند که افراد بصورت اغراق آمیز بزرگ جلوه داده می‌شوند

عزیزانم! در اقدامات روزانه‌ی شما نقصی است که نه فقط یک معمار جوان، که هرکسی ممکن است علیرغم برخورداری از شایستگی، تلاش و استعداد خود در معماری، برای مطرح شدن چنین عملیاتی را طراحی کند که درج نام او، ضامن نشر اثر یا برنده شده در مسابقات معماری ایران است. رسانه‌های فیک زیاد و غیرقابل کنترل و نظارت هستند، شنونده باید عاقل باشد، معماران دسته بندی دارند و لزوماً همه با حرفه‌ای‌ها کار نمی‌کنند، می‌دانم! اما چقدر منفعل و سست بودید که رسانه‌های توخالی‌ افراد را به چنین قدرت خطرناکی رسانده‌اند؟ هنوزم مصلحت بر سکوت و روش شما، پایین انداختن سر و به راه خود رفتن است! از رسانه بودن شما ای دریغ… بحث بر سر یک نفر یا استودیو نیست… احتمالاً خیلی‌ها شبیه این دوستان فکر می‌کنند، فقط جرأت انجام چنین جسارتی را ندارند!

 

چهارم: نقصی هست که فولادی به یک صفحه‌ی اینستاگرام متوسل می‌شود

ظاهراً خانم سولماز فولادی با برخی رسانه‌ها، احتمالاً همانها که به او جایزه داده‌اند و اثرش را چاپ کرده‌اند یا وبسایتهایی که اثر او را با نام یا بدون نام او منتشر کرده‌اند مکاتبه کرده است و به درب بسته خورده است. این نقص است! اگر نبود، افشاگر موضوع یک صفحه‌ی اینستاگرامی با هر منشاء و دلیلی نبود. چه می‌کنید شما و کدام پروژه را در دست دارید که چنین خبری را جا گذاشتید؟ بر سر اعلام خبر کدام مسابقه و پوستر کدام نشست درگیر بودید؟

 

پنجم: نقصی هست که موضوع شفاف سازی نمی‌شود، و افراد در پوشش کلاس حرفه‌ای از پاسخگویی می‌گریزند

به پایان ماجرا بنگرید؟ نیما کیوانی یک فیلم منتشر می‌کند که هیچ دلیل خاصی و دفاع مشخصی از خود نمی‌کند جز حافظه‌ی موتور گوگل و در انتها می‌گوید دیگر افتخار نمی‌دهد پاسخ شایعات را بدهد. واضح است که سایت‌های خارجی تا زمانی که قرار بر درج هر دو نام بوده، هر دو نام معمار را زده‌اند و وقتی توافق به هر دلیلی و توسط هر فردی شکسته شده است، با درخواست احتمالاً یکی از طرفین و ما به ازای دریافت مستندات، آنها نیز مطالب را حذف یا ویرایش نموده‌اند!
همچنین فولادی و صفحه‌ی حامی او پس از افشاگری اولیه در یک سکوت معنادار فرو می‌رود و ما هنوز حیرانیم که ته ماجرا چی شد و زین بعد باید با چه کسانی چه برخوردی داشته باشیم. یک هفته تشنج در معماری ایران بدون نتیجه! پرسش انتقادی حقیر این است که آیا این کار رسانه‌ها نیست که موضوع را جمع کنند؟ البته من باب تجربه‌ی شخصی می‌دانم که یک طرف ماجرا اصلاً همکاری نمی‌کند و واضح است که چرا. اما بسط و عمق بخشی و پیگیری موضوع کار ما رسانه‌ها است که البته ظاهراً در اولویت نیست! ای دریغ!

 

بحث حقیر با افراد در این ماجرا اساساً شخصی نیست و برای همه‌ی عزیزان کمال احترام را قائل هستم. بحث حقیر یک دغدغه‌ی حرفه‌ای است. رسانه و نسبت آن با معماری هنوز جذاب‌ترین موضوع برای راقم این سطور است و عجیب اینکه پیچیدگی‌های این دو مقوله‌ی زیبا هر روز افقی جدید پیش روی امثال حقیر باز می‌کنند و تأسف اینکه فرهنگ رسانه‌ای که هیچ، حتی سواد رسانه‌ای هم در ایران مظلوم است؛ نه فقط در بین عموم، نه حرفه‌مندان معمار که حتی خود اهل رسانه‌های معماری (ائم از فارغ التحصیلان ارتباطات، معماری یا تجربه‌اندوزان این مقوله) نیز با اصول غریبه هستند.

 

اما چند نکته در پایان برای روشن سازی افراد ناآشنا به روال کاری مجلات معماری در ایران با تمرکز بر فصلنامه‌ی هنرمعماری:

  1. برای رسانه‌های بزرگ یک ضرورت است که اخبار معتبر منتشر نمایند زیرا ایشان مرجع آخر خبر و اطمینان خاطر مردم هستند. بعید است ایشان در امر اطلاع رسانی با کسی تعارف داشته باشند. مؤکداً منظور رسانه‌های بزرگ است.
  2. برای انتشار آثار شما در نشریات معماری ایران، نیازی به واسطه نیست. فرایند کار در این زمینه کاملاً شفاف، آزاد و مشخص است. نشریات قدرتمند مستقل عمل می‌کنند.
  3. هنرمعماری بعنوان بزرگترین هولدینگ رسانه‌ای معماری کشور هرگز تحت تأثیر افراد و جریانات به معرفی آثار نمی‌پردازد. وبسایت رسمی مؤسسه که مالکیت مجله را دارد، در این زمینه کاملاً باز و روشن به توضیح پرداخته است. روش ارسال آثار جهت چاپ در مجله و معرفی در مسابقات ملی و جوایز نیز مشخص است. شما می‌توانید یک پی دی اف ساده از آثار خود تهیه و به ما ایمیل کنید.
  4. ما عموماً با انتشار فراخوان از همه جهت حضور در مسابقات و جوایز هنرمعماری دعوت می‌نماییم. برای آشنایی با این رقابت‌ها کافیست به وبسایت ما مراجعه کنید.
  5. هنرمعماری، نهادی است که معمار سال ایران را هرساله معرفی می‌نماید. ما در پاییز سال ۱۳۹۶، به جای یک نفر، یک جریان را به عنوان معمار سال ایران معرفی کردیم. این جریان «زنان معمار منتقد» بود. کسانیکه یا طلوع کرده‌اند یا هنوز طلوع نکرده‌اند اما نقشی افشاگر و منتقد در آینده بازی خواهند کرد. خرسندیم که یکسال پس از این انتخاب، شاهد حضور و اقدامات افشاگرانه‌ی زنان هستیم. لیکن امیدواریم در این زمینه ایشان از خطوط اخلاق تخطی نفرمایند.
  6. در گوشه‌ای شنیدم که سولماز فولادی گفته است که: « از دبیرخانه‌ی دائمی مسابقات درخواست می‌کنم اقای مهندس کیوانی را از حضور در مسابقات منع نماید. » به نظر حقیر این نشان از عمق ناآگاهی افراد دخیل در ماجرا دارد. دبیرخانه‌ی دائمی مسابقات صرفاً بر برگزاری مسابقات دولتی در ایران نظارت می‌کند که حتی در این زمینه نیز ضعیف عمل کرده است. این نهاد در حدی نیست که معماران را از حضور در مسابقات منع یا تحت تعقیب قانونی قرار دهد. اگر افراد این موضوع را از طریق خود نشریات پیگیری نمایند که برگزارکننده‌ی مسابقات هستند قطعاً مفیدتر خواهد بود.

اما پر کردن این شکاف عمیق آگاهی بر عهده‌ی چه کسی جز ما رسانه‌ها است؟

 

۱۳۹۷/۱۱/۶ ،۰۵:۴۹:۳۸ +۰۰:۰۰۶ بهمن ۱۳۹۷|دسته‌ها: نقد و نظریه|