همین جامعه‌ی مدنی‌ای که امروز داریم و در آن افراد مانور می‌دهند و اظهار نظر می‌کنند و کمپین‌های رنگارنگ به راه می‌اندازند محصول تلاش جمعی رسانه‌های معماری و حرفه‌مندان اطلاعات و ارتباطات است که کار رسانه‌ای آنان از دهه‌ها پیش با کار معماری گره خورد. ادغام دو رسالت آرمانشهر معماران ایرانی و آرمان رسانه‌ی بچه‌های ارتباطات باعث گردیده تا امروز، معمار به کنشی فعال در جامعه تبدیل شود اما این پایان کار نیست. ما باید خواهان جامعه‌ی مدنی بزرگتری باشیم!

 

ارزش رسانه‌های پیشکسوت

عمر رسانه‌های معماری در ایران به یک قرن نمی‌رسد. در کشوری که معماران آن عادت به نوشتند نداشتند و از هزاران سال تاریخ معماری آنان، برگی از نظر و عقیده در دست نمانده، یا اگر کتابی بوده در جنگ‌های خانمان سوز به آتش کشیده شده است، رسانه‌های معماری در طی هفت دهه مجموعه‌ی عظیم و عمیقی از اطلاعات و اعتقادات را گردآورده‌اند. مجموعه‌ای متنوع و پر زرق و برق از کشمکش، تئوریزه کردن، رصد غرب تا شرق، کشف مرزهای جدید، مستندسازی پیشینیان، ایجاد فضا برای آیندگان و حتی نقد خودی و غیرخودی! هرچند این راه پر فراز و نشیب بوده است و اشکالاتی نیز به لحاظ اخلاقی و علمی داشته و دارد اما همین گام رسانه‌های معماری در همین ابتدای کار، ایشان را برای همیشه‌ی تاریخ قابل احترام می‌نماید. ما نباید فکر کنیم رسانه‌های قدیمی‌تر از اندیشه افتاده‌اند...همینها بودند که جامعه‌ی مدنی امروز را خلق کردند. جامعه‌ای که در آن جوانان غوغا می‌کنند. غوغای جوانان آرزوی ما بوده و هست اما نباید هدف اصلی را فراموش کنیم...مردم! مردم باید به معماری حساس گردند. مردم باید برای معماری کمپین و غوغا کنند. مردم باید برای معماری بجنگند. ما تازه در ابتدای راه هستیم دوستان!

در همین ارتباط بخوانید!  مجوز نخستین نشریه تخصصی احیای بناها و بافت‌های تاریخی صادر شد

حرکت جدی‌تر به سمت تکمیل جامعه‌ی مدنی

آرمانشهر رسانه‌های معماری، ایجاد فضای باز و تولد یک جامعه‌ی مدنی توانمند، آگاه و دارای واکنش نسبت به مسائل و اتفاقات است. دقت کنید که من می‌گویم جامعه‌ی مدنی، نه جامعه‌ی معماری مدنی! اینجا بحث مردم مطرح است. جامعه‌ی معماری مدنی، اکنون کمابیش متولد شده و در حال فعالیت است اما نباید در همین نقطه متوقف شویم. هدف ما چیز دیگری است. ما باید از جامعه‌ی معماری مدنی گذر کنیم، رشد کنیم و به جامعه‌ی مدنی برسیم. جامعه‌ای که ابتکار عمل دارد و با روش‌های علمی و عقلانی به سمت ایده‌آل‌های خود حرکت می‌کند. جامعه‌ای که در تمام طی این مسیر از اخلاق حرفه‌ای و منافع جمعی عدول نمی‌کند و به مرزهای آن نیز تجاوز نمی‌کند. جامعه‌ای که معماری را می‌فهمد و برای آن ارزش قائل است. هنوز هیچ کشوری در جهان به این آرمانشهر رسانه‌ای نرسیده است. مشخص است که راه زیادی در پیش داریم اما تصویر نهایی هندسه‌ی این آرمانشهر، از آرمانشهر جامعه‌ی معماری چندان متفاوت نیست. همین هدف مشترک است که معماری و رسانه را به هم گره زده و پیوندی ناگسستنی بین این دو شکل گرفته است. معماری در همه‌ی ابعاد خود، از مصالح و شرکت‌های اطرافش تا خود معماران و اعتقاداتش به رسانه نیاز دارد و رسانه نیز روی معماری، به عنوان بستر زندگی مردم حساب ویژه‌ای باز کرده است.

ما نباید درگیر شویم و رسالت خود را فراموش کنیم. ما باید متحدتر شویم، چتر خود را بیشتر باز کنیم، با مهندسان مشاور و هزاران معمار و شهرساز و معمار منظر و مسئول معماری در شهرداری و غیره که به رسانه و کار مدنی اعتقاد ندارند همکاری کنیم تا در نهایت به مردم برسیم. چتر ما هنوز خیلی خیلی کوچک است!

هزاران معمار در این مملکت هستند که هنوز جزء هیچ نهادی نیستند و کار معماری می‌کنند و به هیچ رسانه‌ای هم پاسخگو نیستند و متأسفانه از ما به مردم نزدیک­تر هستند و هر کیچی را به اسم معماری به مردم غالب می‌کنند. صدها مسئول هستند که اصلاً درکی از معماری ندارند و هربار که کار معماری می‌خواهند در دام سودجویان می‌افند. ما بر سر چه چیزی می‌جنگیم؟ یک هزارم جامعه‌ِ آماری معماری و کسانیکه هم دوش ما برای ارتقای آن درگیر هستند؟

در همین ارتباط بخوانید!  استقبال قوی از استدلال ضعیف | هنرمعماری آنلاین

رسانه‌های معماری تنها هستند، خود را تنهاتر نکنید!

من تحقیقی پیرامون اختصاص اخبار معماری در فضای رسانه‌ای کشور انجام داده‌ام. نمی‌گویم صفر مطلق! اما بگذارید خود را تحقیر کنیم و بگوییم زیر ۰٫۰۰۱٫ زیر ۰٫۰۰۱ اخبار کشور به معماری اختصاص دارد و این یعنی هیچ! اصلاً اختصاص خبر که بماند، ما در جغرافیای اخبار کشور جایگاه‌مان مشخص نیست. مشخص نیست اخبار معماری در بخش میراث می‌آید، یا هنرهای تجسمی. تقریباً هر کس به سلیقه‌ی خود اخبار معماری را نشر می‌دهد و حتی در بخش سیاست و جامعه هم گاهاً اخبار معماری رویت می‌شود. باورکردنی نیست که جامعه اینقدر نسبت به معماری بی‌تفاوت است!

در همین ارتباط بخوانید!  استقبال قوی از استدلال ضعیف | هنرمعماری آنلاین

هر قشری در خبرگزاری‌ها جایگاهی دارد، سینماگران، موسیقی‌دانان، ورزشکاران، سیسات‌مداران و حتی فرماندهان نظامی! اما معماران هیچ! در این فضا انجام کار حرفه‌ای رسانه‌ای برای معماری و آگاه‌سازی مردم بسیار واجب است. اکنون رسانه‌های معماری محدود شده‌اند به تعداد اندکی از جامعه‌ی معماری. تنها یک وبسایت و یک مجله به مردم نزدیک شده‌اند که آن هم متأسفانه تفکر علمی و مهندسی ندارد!

تحقق جامعه‌ی مدنی که جزئی از جامعه‌ مدرن است در همه جای دنیا به رسانه نیاز دارد. همین اندک فضای مدنی موجود در کشور و در بین قشر معماران محصول اقدامات رسانه‌های مکتوب و غیرمکتوبی است که تاکنون مبارزه کرده‌اند و نگذاشتند تا بیرق بر زمین بیوفتد. کار در تحریریه‌ی یک رسانه کم از مبارزه در خط مقدم جبهه ندارد و هر خبرنگار و اهل قلمی می‌داند که ممکن است روزی چای و بیسکوئیت‌های دفتر تحریریه و تیتر یک رسانه‌اش به تاریخ بپیوندند. با اینحال او می‌نویسد و می‌کوشد جامعه‌ی مدنی را سرو سامان بدهد. اگر همه‌ی رسانه‌های معماری در این راه بکوشیم، روزی چتری بیش از آنجه که امروز داریم خواهیم داشت و آن روز، روزی است که ما می‌توانیم از ایجاد کمپین واقعی، توسط مردم، برای معماری، همچون جوامع دارای مدنیت صحبت کنیم.