اختصاصی وبسایت هنرمعماری آنلاین 


هنوز هم دامنه جنوبی البرز قلمرو زیبایی سحرآمیزی از جلوه طبیعتی است که چشم را می نوازد و روح را جلا می بخشد و بهشت ایست برای مردمان خوش ذوق. نیک بختی نگارنده، گذراندن ایام طفولیت و نوجوانی در بخشی از این دامنه مهربان و شاد

ی افزا بود که شمیرانش می نامند. اما نه شمیران امروز. آنروزها شمیران پوشیده از باغهای سبز و خرم و چشم اندازهایی خیره کننده بود. باغهایی از درختان مثمر و غیر مثمر که در بخشی از آن خانه ای بود یک یا دو طبقه آجری با شیروانیی که به این ترکیب می آمد. اما شمیران ایام کودکی من در زیر خروارها بتن و تیرآهن برای همیشه مدفون شد. دیگر برای درختان چنار چند صد ساله که در شبهایی حزن آلود و وحشن افزا، ماشینهای فولادی مهیب، سحر نشده از پا در آوردند هیچ جایگزینی نیست. درکنار جویهای کوچه باغهای شمیران، در آن روزها، بهار که می شد پونه می رویید و بوی پونه و صدای آب روان، رهگذران را امید و شادی می بخشید. اما امروز حتی به جویهای آب نمی نگری تا کمتر صحنه ای مشمئزه کننده ببینی. حرص و آز آدمیان، بهشتی را برای همیشه دفن کرد که میتوانست مجرای تنفس تهرانی باشد که امروز موضوعی است تمام وقت برای ستاد بحران . بر پیکر این سرزمین آز زده، نمایش جان فرسا و کریه نوکیسگی و فریب و خودنمایی در بناها و فضا های بدقواره و بی روح هر روز و شب در تکرار مکرر است و هر چه می گذرد زشتی آن بیش از پیش آشکار می شود. مگر ممکن است از سکونت در این شهر راحتی و آرامش توقع داشت.

 

 

هر بار که هوا در پایتخت از جنب و جوش و حرکت باز می ایستد، ذرات معلق و دیگر سموم حاصل از تکاپوی مردمان این شهر، راه نفس را چنان می بندد که فرصتی برای افسوس بر آنچه برسر این دیار آمآمده نمی ماند. هر که می تواند به راه گریزی می اندیشد تا شاید حتی برای ساعاتی از این جهنم خود ساخته دور شود.

لاجرم در جستجوی آرامش باز هم باید جایی را در همین دامنه مهربان البرز جستجو کرد. کهن شهر شمال شرق استان تهران، دماوند، انتخابی است کم نقص.  در روزهایی با سطح آلودگی خطرناک برای تمام ساکنین پایتخت، وقتی به قصد فرار از سایه سیاه مرگ که طعم آن را بخوبی با هر دم و بازدم احساس می کنی، بزرگراه شرق تهران را می پیمایی، هر چه بیشتر پیش می روی به وضوح می بینی که بر شفافیت هوا افزوده می شود. در مسیر جاده فیروزکوه، بعد از گردنه سرهار، هوا دیگرصاف و پاک است.  با گذر از منطقه مسکونی تاره بنا شدۀ گیلاوند که ترکیب نو ساخته از دو نام کهن گیلارد (یا جیلارد) و دماوند است از خروجی شمالی جاده فیروزکوه، راه بسوی کهن شهردماوند است.  پرداختن به گیلاوند که زمانی نه چندان دور درجنوب شهر اصلی دماوند  در حاشیه جاده فیروزکوه بنا نهاده شده است مجالی دیگر می طلبد.. در مواجهه اولیه با دماوند کهن، آنچه بیش از هر چیز مرا شیفته این شهر نمود، یادآوری خاطرات نه چندان دور از باغات شمیران بود همان باغهایی که داغ حسرت ویرانیشان بدست آزمندان پایتخت نشین بر سینه تهران سرگشته و بیمار مانده است. درختان کهن گردو که با شکوه سایه می گسترانند، تبریزیهای رقصان درباد وزان از جانب دشت مشاء، چنارهای پیر و استوار و سه رودخانه اصلی و تعداد بیشمار جویهای آب روان، دل می برند و روح می نوازند.

در همین ارتباط بخوانید!  خشت و خیال: منظر شهری تهران؛ روزگار نو

 

 

شهر کهن دماوند از چهار محله اصلی تشکیل شده که یک رودخانه از شمال به جنوب آنرا به دو قسمت تقسیم کرده است. این رود خانه در وسط خیابان اصلی شهر دماوند  و در امتداد  آن است با درختان کهن چنار در چهار ردیف. از جنوب که وارد اولین میدان این خیابان می شوی، محله مشهور به فرامه است که بخشی از آن در شرق خیابان اصلی و بخشی در غرب آن قراردارد. در شمال فرامه،  در غرب خیابان اصلی محله چالکا است ودر شمال فرامه و شرق خیابان اصلی محله قاضی قرارگرفته که مسجد جامع  با شکوه دماوند که قدمت آن به ورود اسلام به ایران می رسد، در همین محله قراردارد که تحسین بسیاری از بیندگان را بر می انگیزد. به قولی این مسجد بر بنایی باستانی از روزگار رواج آیین زرتشت بنا شده است. شمالی ترین محله دماوند، محله درویش است. سخن از بافت و مختصات هر کدام از این محله ها من جمله تکبه ها، امام زاده ها، چشمه سارها و خانه های فرح بش قدیمی، خود مجالی می خواهد و فصلی مفصل.

آنچه عمیقا موجب نگرانی ست و  باعث دلشوره ای جانکاه در ناظران آگاه می شود   تکرار سرنوشت بدفرجام شمیران در شهرستان دماوند است. چرا که سرآغاز این داستان همان است که بر شمیران رفت، پس شاید وجدانهای بیدار و دلسوزی عقلای این دیار پایان داستان را برای دماوند خوش بسرانجام آورد.   دماوند به جهت نزدیکی به تهران، راه ارتباطی بسیار مناسب(اتوبان پردیس)، هوای فرحبخش و روح فزا، برخورداری از باغهای پر نعمت، وجود چند رودخانه، مجاورت با دو دریاچه و بسیاری موارد دیگر همیشه مورد توجه بوده و شاید به همین دلیل است که حکومت مرکزی هموراه دماوند را بخشی ممتاز از شهرستانهای پایتخت دانسته است.

 

 

در یکسال گذشته که در گریز از تهران نیمه جان از هوای آلوده و شلوغیهای جنون آمیز و جان فرسای آن بنای اقامت در این شهر کهن و بسیار زیبا افکنده ام، متاسفانه شاهد هجوم روزافزون ساخت و سازهای بی قاعده و صرفا اتقلیدی بی مایه  از معماری نوکیسگی و کریه تهران هستم. که خود این معماری بی هویت و مهاجم در تهران هم مجال بحث و جدلهای جدی را در جامعه سرگشته معماری ایران فراهم آورده است. جامعه ای که در کلام، سخن از معماری ایرانی- اسلامی میراند و دم از میراثی گرانمایه می زند و در عمل شهر را تقلیدی مضحک، سرسری و تاسف آور از رم و فلورانس گردانده. تجربه شمال شهر تهران با انبوهی از پاساژها و مالهایی که خود را به اجبارِ فرصت طلبی و زیاده خواهیِ آزمندان کوته فکر و سیری ناپذیر در مامن درختان چنار چند صدساله نشانده و یا با تعداد بیشماری آپارتمانها و برجهای سر به فلک کشیده و اکثر خالی از سکنه، بدون در نظر گرفتن فضای شهری مناسب برای رفت و آمد و تردد و با از بین بردن پیاده راهها و صرفا با داشتن نگاه تجاری به شهر، تخریب محلات و تضییع حقوق شهروندان را موجب شده،  تجربه ای بسیار ناموفق است که متاسفانه مانند بیماریی واگیردار  نه تنها به بسیاری از کلانهای شهرهای دیگر نیز سرایت کرده بلکه شهرهای کوچکتر را نیز متأثر نموده است.

در همین ارتباط بخوانید!  نماهنگ معرفی هجدهمین بازارچه خیریه پیام امید | هنرمعماری آنلاین

گسترش این طرز تفکر غلط که منجر به از بین رفتن سرمایه عظیم ملی و ضررهای جبران ناپذیری زیست محیطی  چون قطع درختان گشته، امروز دماوند را نیز تهدید میکند. آیا دماوند با خصوصیات اقلیمی خاص خود، میتواند بناهایی با نمای سنگ را پذیرا باشد ؟ آیا بنای در اصطلاح رومی سازگار با این منطقه است ؟ چه لزومی به ساختن مالها و مراکز فروش مشابه با تهران است ؟ دماوند از دیرباز شهری ییلاقی بوده است، چرا با سیاستهای غلط و الگوبرداری نامناسب سعی در تخریب آن داریم  آیا زمان آن نرسیده است دمی دست از این بی تدبیری و ویرانگری برداریم و بیاندیشم به راهی که به خطا رفته ایم؟

چرا توسعه و پیشرفت را در تقلید نابخردانه از شهری میدانیم که خود پس از چندین دهه کشاکش در زیاده خواهی و بی برنامگی، خسته و بیمار از پا افتاده است و ساکنان آن روزهای پاک هوا در یک سال را می توانند با انگشتانشان بشمارند.

 

 

متاسفانه دامنه زیاده خواهی زرپرستان کوته فکر تهرانی، گریبان این شهر را بیش از پیش گرفته است. اگر تا پیش از این صرفا به داشتن ویلایی دنج برای فرار از گرمای طاقت فرسای تهران بسنده میکردند، امروزه با نگاهی سودجویانه و سودای جون آمیز آینده ای پر رونق و اقتصادیِ این قسمت از استان تهران، اقدام به ساخت آپارتمانهای بلند مرتبه نموده و اغلب قوانین شهرداری را نادیده می انگارند. ساختمانهایی که هیچ هماهنگی و مناسبتی با اقلیم دماوند و مناسبات اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی این شهر ندارند و تنها میتوانند جلب نظر از آزمندان کج اندیش کنند.

در همین ارتباط بخوانید!  در تهران طی ۲۵ سال ۷۰۸ برج ساخته شده است

این تغییر و تحولات بسیار سریع در دماوند صرفا با به خواست اقلیتی است که اساسا در ترکیب جمعیتی دماوند لحاظ نمیشوند. آنان افرادی هستند که بیشتر برای گذراندن تعطیلات پایان هفته به این شهر میآیند. که البته در عمل عده بسیاری از آنها به دلیل مشغله فراوان و سفرهای متعدد خارجی، مجالی برای حضور در این شهر نداشته و این ساختمانهای ناهمگون، به عنوان سرمایه هایی بلااستفاده رها میگردند.

ترکیب اصلی جمعیت دماوند را جدای از ساکنان  بومی، تعداد بسیار زیادی از مهاجرین تشکیل میدهند. این شهر به دلیل موقعیت جغرافیای خاص خود محل تعامل شهرها و روستاهای مختلف و فرهنگها و قومیتهای گوناگون است. این منطقه از گذشته محل گذر ایلات و عشایر مختلف در زمان یلاق و قشلاق بوده است. عشایری که عمدتاً گله های خود را از سمنان گرم در بهار به سوی مراتع سرسبز و بی نظیر پلورو دشت لار می برندو در پاییز به سمنان باز می گردانند.

با توجه به پیشینه و تاریخ دماوند، این سوال مطرح میگردد که آیا توجه به کشاورزان و باغداران دماوند در مقایسه با انبوه سازی و مال سازی از اهمیت کمتری برخوردار است ؟ روزی را تصور کنیم که دماوند به بیماری منحوس شمیران دچار گشته و خالی از باغهای پربرکت شود و جای تمام آن درختان سیب، گردو، چنار و تبریزی را تعداد بیشماری پاساژ، مال و آپارتمانهای بلند مرتبه  اشغال نماید. آیا با این نگاه سودجویانه مشکل اشتغال جوانان برطرف شده  است؟ ساکنین این شهر مجبور به مهاجرت اجباری نگشته اند ؟ منابع ملی محفوظ و مصون مانده اند ؟ آلودگی هوا و گرد و غبار پا به این شهر نگذاشته است ؟

امروز تخریب منابع زیست محیطی، میراث فرهنگی و هویتی به بهانه توسعه و کارآفرینی و ایجاد اشتغال، نقاب فریبکاری و تزویری است که بر چهره هیولای سوجویی و حرص نهاده اند تا یکبار دیگر

مصیبتی بر سر رقه ای زیبا از دامنه البرز جنوبی فرود آید.

 

 

بیماریی که شمیران و لواسان را دچار چنین فساد و تباهی ای کرده است، امروز دست در گریبان دماوند انداخته و شاید تنها هوشیاری و کنش فعال مردم فهیم دماوند در غیاب و غفلت از قانون میتواند از بروز فاجعه ای حتمی جلوگیری کند.


با تشکر از مهندس سید محسن جلالی موسوی

فاطمه عباسی

بهمن ۹۵


دیگر تصاویر: