پایگاه خبری هنرمعماری آنلاین زین بعد بر روی آدرس زیر به روز رسانی خواهد شد.

درنگی بر زندگی هوشنگ سیحون

هوشنگ سیحون ،در ٣١ مرداد سال ١٢٩٩،در زمان سلطنت احمد شاه قاجار در خانواده اى هنرمند و موسیقى دان چشم به جهان گشود .پدر بزرگ وى میرزا عبدالله فراهانى پدر موسیقى ایران بوده است.مادر وى یکی از بهترین نوازندگان تار و سه تار محسوب مى شدند. او در محیطى هنرى رشد یافت و از همان کودکى رو به سوى نقاشى و طراحى آورد.  او دوران کودکى خود را این گونه توصیف کرده ” دو سه سالم بیشتر نبود بدون این که کسى وادارم کرده باشد،زغال بر مى داشتم و روى در و دیوار خانه نقاشى مى کردم .کار به جایى رسیده بود که دیگر  جاى خالى روى دیوارها به زحمت پیدا میشد .” براى اطرافیان وى جاى تعجب بود که وى به این اندازه به نقاشى علاقه مند است. او در خاطراتش بیان کرده است که پدرش از یک لوکس فروشى معروف و اروپایى که در خیابان لاله زار تعدادى کارت پستال تهیه مى کردو و براى او مى آورد. او بى صبرانه همیشه منتظر لحظه اى بوده که پدر کارت پستال ها را برایش بیاورد.ولى پدر آنها را نشان مى داد و فقط یکى را در اختیارش مى گذاشت و از او مى خواست تا از روى آن بکشد.او براى به دست آوردن همه کارت پستال ها مرتب نقاشى مى کرد و دیگر دست از در و دیوار خانه ور داشته بود.

او گفته است در دوران دبستان آرزو داشت زود تر به دوران متوسطه برود زیرا در دوران دبستان همه درس ها آموزش داده مى شد به جز نقاشى. پدر استاد سیحون با مرحوم حسین بهزاد ,استاد بر جسته ى مینیاتور دوستى داشت. او که توانسته بود به خوبى از عهده تمرینات سخت استاد بر بیاید (تمریناتى از قبیل نوشتن سرى حرف انگلیسى s با قلمى که از موى نازک گربه درست شده بود) به زودى متوجه شد که مینیاتور سبک مورد علاقه او نیست.

پس از پشت سر گذاشتن دوران دبستان و ورود به دبیرستان وى به آرزوى داشتن کلاس نقاشى در مدرسه رسید. نام معلم على اکبر خان نجم آبادى بود او خود از شاگردان کمال الملک بود. به حمایت و تشویق  معلم هوشنگ سیحون به نقاشى رنگ روغن روى آورد.

 

پس از  پایان دییرستان او به شدت در انتخاب رشته دانشگاهى دچار تردید بود زیرا او دلبسته هنرهاى تجسمى بود ولى دانشگاهى در این زمینه وجود نداشت. او به رشته هاى ادبیات و کشاورزى فکر مى کرد .تا اینکه در تابستان سال ١٣١٩ دانشکده اى به نام هنر کده براى تدریس نقاشى،مجسمه سازى و معمارى به تاسیس رسید و در نهایت او رشته معمارى را انتخاب کرد.و در کنکور جزو ١٩ نفر برگزیده وارد دانشگاه شد. سه استاد کلاسهاى معمارى را تدریس مى کردند که دو استاد  فرانسوى و یک استاد ایرانى بود. به نام هاى ماکسیم سیرو و رونالد دوبریل و مهندس فروغى.

استاد هوشنگ سیحون از همان ابتدا با انگیزه و علاقه و عشق کار مى کرد و به زودى بر سر زبان ها افتاد و توانست اولین کسى باشد که دیپلم ممتاز کسب کند و تا سال ها بعد هم کسى نتوانست این عنوان را کسب کند.

دوران دانشجویى استاد سیحون با جنگ جهانى دوم هم زمان شد و بعد از پایان جنگ وزیر فرهنگ  دولت فرانسه از سفارتخانه هاى خود از سراسر جهان خواست که نخبگان و مستعدترین را شناسایى و براى ادامه تحصیلات به فرانسه دعوت کنند. مسئول انتخاب اندره گدار رییس دانشگاه هنرهاى تجسمى بود و او بى شک استاد سیحون را بر گزیدند. در همین دوران انجمن آثار ملى فعالیت خود را آغاز کرد و تصمیم به بر گزارى هزاره ابن سینا داشت. در مسابقه بر گزار شده طرح هوشنگ سیحون پذیرفته شد و او تصمیم گرفت که این پروژه را در دانشگاه به عنوان پروژه فارغ التحصیلى ادامه دهد تا هم در دانشگاه شرکت کرده باشد و هم پروژه را به اتمام برساند.  نکته جالب در مورد تحصیل استاد سیحون در فرانسه این است که به هنگام شروع تحصیل به دلیل شناخته نشدن دانشگاه ایران در فرانسه از هوشنگ سیحون خواستند که در کلاس سال اول شرکت کند ولى او حاضر به این کار نبود و بع همین دلیل هیچ طرحى ارائه نداد و تنها به شاگردان سال بالایى کمک مى کرد تا زمانى که پروژه ایى براى “گراند آمریکن” مطرح شد و همه مى توانستند براى رقابت طرح هاى خود را بفرستن و طرح استاد سیحون جزو ٣٠ طرح اول شد و از آن پس نه تنها به او اجازه دادند که در کلاس سیکل دوم بنشیند بلکه از این به بعد هر دانشجویى از دانشگاه معمارى دانشگاه تهران بیاید مورد قبول آنان خواهد بود.

استاد هوشنگ سیحون خالق آرام گاه ها و بناهاى بسیارى در ایران است. او براى طراحى آرامگاه توجه ویژه اى به شخصت مشاهیر مى کرد. او براى مشاهیر ایران بناهاى سمبلیک طراحى مى کرد و از نشانه و سمبل ها از زندگى این بزرگان بهره مى برد تا اثر خلق شده معرف شخصیت هر یک از مشاهیر باشد. براى مثال نرده هاى پیرامون آرامگاه نادر شاه به شکل ردیفى از تبرزین هستند و در واقع مانند صف هایى از تبرزین هستند.او در مورد سمبلیک بودن طرح هایش این چنین گفته است “در معمارى خط هاى افقى معناى آرامش و خط هاى عمودى حاکى از استوارى و پایدارى است و خط هاى مورب نماد جنبش و تحرک .حال اگر به پایه ى مجسمه در آرامگاه نگاه کنید از یک سو مورب بالا رفته و علاوه بر آن مجسمه نادر شاه و سر بازانش در بالاى ستون به صورت مورب قرار گرفته.یعنى هم پایه و هم مجسمه ها از نظر معمارى تابع خط موربند. با این کار قصد من این بود است که نشان دهم اینجا آرامگاه مردى است که زندگى اش سراسر جنبش و کوشش بوده است.”

همچنین در آرامگاه عمر خیام از سمبل هاى ریاضى و ستاره شناشى استفاده شده و با در نظر گرفتن این که عدد ١٠ اولین عدد دو رقمى مهم علم ریاضى بوده پایه ها ده عدد انتخاب شدند. استاد سیحون در مورد این بنا این چنین گفته اند” نظامى عروضى سمرقندى در کتاب چهار مقاله ى خود داستانى در مورد عمر خیام دارد که در آن از زبان وى این پیشگویى را نقل مى کند که گور من در موضعى باشد که در هر بهار باد شمال بر آن گل افشانى کند.من براى تحقق اینکه باد بتواند گل هاى باغ اطراف آرامگاه را به روى گور این دانشمند بریزد،میان تیغه هاى دیواره ى آرامگاهش فضاى باذ قرار دادم و هفت حوض به نشانه فلک و آسمان و هفت مثلث سنگى به شکل خیمه زیرا که پدر خیام خیمه دوز بود و به همین دلیل او را خیام (خیمه دوز)نامیدند.”

استاد سیحون در دانشکده معمارى دروسى از جمله زمینه شناسایى معمارى باستانى و رشته هاى شهر سازى،موسیقى علمى و هنرهاى نمایشى را به رشته هاى دانشکده معمارى افزود.

علاوه بر طراحى آرامگاه ها استاد سیحون تعداد فراوانى منازل مسکونى و ادارى،کارخانه،داروخانه حمیدى ،شعبه مرکزى بانک سپه ،بخشى از بازار امیر چخماق یزد،موسسه آمرزشى در ىاهچى آباد تهران و بسیارى ساختمان هاى باارزش و معمارى شده از استاد سیحون در ایران وجود دارد.

دیگر عرصه موفق وى همان طور که قبلا اشاره شد نقاشى است که از تمامى سبک ها ایشان علاقه خاصى به آبرنگ و رنگ روغن داشته اند.او در دوره تدریس و ریاست دانشگاه تهران، دانشجویان را به روستاهاى مختلف مى برد و همراو با آنها کروکى مى کشید. او از کارهاى خود نمایشگاهى در فرانسه بر گزار کرد که بسیار مورد استقبال قرار گرفت و سر دبیر مجله ى آرشیتکتور فرانسه از او اجازه گرفت که کارهایش را به چاپ برساند و این کتاب در دانشگاه معمارى ایران تدریس مى شود.”نگاهى به ایران در پاریس” نام کتابى است که مجموعه آثار استاد در آن به چاپ رسیده است و مجموعه تجربیات و دستاورد هاى او در کتابى به نام” هوشنگ سیحون” به چاپ رسیده است.

نوعى دیگر از کارهاى هنرى وى نوعى نقاشى خاص با ترکیب خطوطى است که در فضا  در هم مى پیچند. او بیان کرده است که شروع این طرح ها از جلسات خسته کنتده ادارى شروع شد .در سال ١٩٧٢ از سوى دانشگاه ماساچوست نامه اى به دست او رسید و از او خواسته شده بود که دو طرح برایشان بفرستد ولى او ١۶اثر از نوع کلاف خط را برایشان فرستاد تا آنها به سلیقه خود انتخاب کنند و بعد او نامه ای دریافت کرد که آثار بسیار مورد پسند قرار گرفته و آنها تصمیم گرفته اند که سه غرفه برگزار کنند ،یک غرفه از آثار پیکاسو،یک غرفه از آثار سالوادور دالى و دیگرى هوشنگ سیحون.این نمایشگاه در آخرین سال زندگى پیکاسو برگزار شد.

از دیگر ابتکارات وى مى توان طراحى بر روى نمد و ابداع کار با کاغذ ابرى نام برد. در نقاشى هاى وى نقاشى اسب بسیار به چشم مى خورد او گفته است “اسب جانور بسیار نیرومند است و نرمش خطوط و انحناى زیباى بدن از هر جانور دیگر زیبا تر است.”

هم اکنون تعدادى از آثار استاد سیحون در گالرى سیحون به مدیریت دختر استاد،مریم سیحون در لس آنجلس در معرض نمایش گذاشته شده است. و همچنین بخشى از آثار وى در دانشگاه هایى مثل هاروارد، واشنگتن و mtz به صورت دائمى به نمایش گذاشته شده است.

استاد هوشنگ سیحون در روز پنجم خرداد سال ١٣٩٣ در خارج از ایران در گذشت.معمارى که طرح هایش آرامگاه مشاهیر ایران زمین شد ،دور از وطن بى آرامگاه ماند.


منبع: هنرگردی

۱۳۹۶/۵/۲۲ ،۰۸:۰۲:۴۴ +۰۰:۰۰۱۴ فروردین ۱۳۹۶|دسته‌ها: رویدادهای معماری ایران|برچسب‌ها: , |