Opera House, Valencia

کلاهخود، کله‌ی مار، یا آفریده‌ای از جهانهای دوردست؟ هریک از تشبیهات را می‌توان برای شکل این بنا به کار برد، و در همان حال، هیچ یک از آنها تعریف دقیقی نخواهد بود. کالاتراوا، همانند نقاش هموطن خود، سالوادور دالی، تخیل غیرمعمول و بکری دارد که معماری او از آن سرچشمه می‌گیرد. ساختمان‌های او نمود بی واسطه‌ی همین ذهن و تخیل نیرومند هستند.

این حجم که در انتهای غربی محور (نزدیکترین محل به مرکز شهر) قرار گرفته و آخرین بخش از شهر «هنر و دانش» به شمار می‌آید، با همان فرم‌های خمیده‌ی ساختمان‌های پیشین، چهار تالار بزرگ را برای برنامه‌های اپرا، تئاتر و موسیقی در خود جای داده است. به گفته‌ی کالاتراوا، این ساختمان «همچون مجموعه‌ای از فرم‌های ظاهراً تصادفی طراحی شد که در درون دو پوسته‌ی بتنیِ شکاف خورده و بریده شده، گرد آمده و وحدت یافته‌اند».

حجم عدسی شکلی زیر سقف فلزی عظیمی گسترده شده که دو تکیه‌گاه آن را نگه داشته‌اند: یکی در انتهای شرقی و دیگری در نقطـــه‌ای در میانه‌ی بنا. بقیه‌ی سازه همانند یک پر بر فراز زمین شناور می‌ماند. این سقف که ۲۳۰متر طول و ۷۰ متر ارتفاع دارد، شاخصترین عنصر ساختمان است. در هر طرف دو پوشش فولادی چندلایه به چشم می‌خورد که با روکشی از سرامیک شکسته (trencadís)، دور تراسها و سکوهای اطراف تالار اصلی پیچیده می‌شوند و پلکان و آسانسورهای تماشایی را پشت خود پنهان می‌سازند.

در همین ارتباط بخوانید!  مرکز فیلم‌های تجربی

در روزگاری که برخی از معماران نوگرا به دنبال ابتکاراتی در فرم‌های غیرعادی، ولی اغلب بی‌استفاده هستند، مجموعه‌ی فرم‌های کالاتراوا ریشه در حس عمیق طراحی و مهندسی دارند و بیشتر از درون او بر می‌خیزند تا از ملاحظات هنری تحمیلی و غیرکاربردی. معماری کالاتراوا آشکارا متفاوت از کار اکثر معماران معاصر است. او با دوری جستن از فرم‌های (جدید) تولید کامپیوتر، فرم‌هایی را بیشتر می‌پسندد که پیوندی خصوصی و نزدیک با هنر و دنیای طبیعت دارند. کالاتراوا مشکلات موجود بر سر راه طراحی را با اتکا به دانش خود در زمینه‌های مهندسی، معماری، و مواد و مصالح، و نیز با بهره جستن از ذوق هنری ناب و کم نظیرش حل می‌کند.

در همین ارتباط بخوانید!  صفای روستایی رایان سیکرست در هالیوود

دسترسی از منتهی الیه غربی و با گذشتن از پلی انجام می‌گیرد که به دو راهرو متقارن و پس از آنها به سرسرای ورودی راه پیدا می‌کند. «تالار اصلی» در سازه‌ای از بتن سفید جا گرفته که تکیه گاه ساختمان نیز به شمار می‌آید. این تالار با ۱۷۰۰ صندلی و چهار طبقه لژ، حفره‌ای برای ارکستری شامل ۱۷۰ موسیقیدان، و صحنه‌ای به مساحت ۵۳۰ متر مربع دارد که می‌تواند دکورهای متعلق به دو اپرا را همزمان در خود جای دهد.

صندلیهــا به گونه‌ای در یک منطقـه‌ی واحد قـــرار گرفتـه‌اند که هرکس می‌تواند به نمای سراسری تالار دید داشته باشد. «تالار بزرگ»، تالار دیگری است که در جانب غربی واقع شده و محل نشستن ۴۰۰ تماشاچی در آن پیش بینی شده است، برای برنامه‌های موسیقی و گردهمایی‌ها یا نشست‌های مطبوعاتی مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ در بالای آن، یک کافه تریا و در پایین، رختکن‌ها قرار گرفته‌اند.

فضای دیگر، «آمفی‌تئاتر» با ۱۵۰۰ صندلی، هم برای اجرای برنامه‌های زنده و نمایشهای سمعی بصری قابل استفاده است و هم برای تماشای اپراهای تالارهای دیگر بر روی صفحه نمایش‌های عظیم. اتاقهای تمرین گروهی و انفرادی، کارگاه‌ها، فضاهای انبار، و رختکن‌ها در مجاورت تالارهای نمایش و در ۹ طبقه‌ی مختلف (از ۱۲ متر پایینتر از سطح خیابان تا ۲۷ متر بالای آن) پراکنده‌اند. و بالاخره «تالار گردهمایی» با گنجایش ۴۰۰ تماشاچی، که به تئاتر تجربی اختصاص دارد، در منتهی الیه جنوب غربی مجموعه واقع شده است و به شکلی مستقل از «کاخ هنر»، بخشی از ساختمان هنرهای تزئینی را تشکیل می‌دهد.

در همین ارتباط بخوانید!  نگاهی تصویری به خانه شیشه‌ای لئوناردو

هرچند این تصاویر شاید تالار اجتماعات تنریف، ساخته‌ی خود کالاتراوا را در ذهن زنده کنند، ولی او در اینجا در قلمرو دیگری سیر می‌کند و مجموعه‌ای از فرمهای نسبتاً سوررئالیستی را به خدمت می‌گیرد.

تکرار فرم‌های یک‌ شکل در بسیاری از آثار مدرنیستی، حالتی خسته کننده پیدا می‌کند، ولی همین تکرار در ساخته‌های کالاتراوا با استفاده از فرم‌های خمیده و بادبزنی شکل، به سرچشمه‌ی گونه گونی و حرکت تبدیل می‌شود.