حیف است تو را عمارت گل کردن/ تعمیر کنی خرابه دل بهتر سید محمد بهشتی | رئیس پژوهشکده میراث فرهنگی

تکیه زده بر دامان شیرکوه و در دل کویر؛ به تعبیر حمدالله مستوفی «شهری نیک است و پاک و مضبوط» و در ظاهر فقیر به لحاظ موهبت‌های طبیعی. شهر غنی یزد وجود نمی‌داشت اگر یزدیان به همین ظاهر کم‌بضاعت کویری بسنده کرده بودند و تلاشی برای راه بردن به دل امور نمی‌کردند. خوشبختانه یزدیان نه اسیر صورت که اهل باطن بودند و حساب باطن از ظاهر جداست. بسنده نکردن به صورت، صفت کیمیاگران است؛ آنان‌که در امور به ظاهر بی‌ارزش، قوه اعتلا یافتن را «درمی‌یابند» و به تعبیر حافظ «دُر می‌یابند»؛ در و گوهری از جنس آب زلال کاریز زارچ، همرنگ کاشی‌های فیروزه‌ای مسجد جامع یزد، و هم‌قیمت پارچه‌های الوان ترمه و زری که همگی‌شان قوتی ازلی بوده پنهان در دل خاک و ناگفته پیداست که یزدیان چیزی را که خوب دریافته‌اند، خاک است و خاک است و خاک.

اگر معماری تاریخی اروپا با سنگ عجین بود، نه به آن سبب بود که سنگ در اروپا وافر و سهل‌الوصول بوده و نه از آن‌رو که میزان معتنابهی از مواد ساختمانی دیگر، مثل خاک یا چوب در اختیار نداشتند؛ بلکه بیشتر از آن‌رو بود که سنگ، تمنای اروپاییان برای سلطه فاعلانه و دایمی بر محیط را بهتر برمی‌آورد. معماران سنتی چین، برخلاف اروپاییان، چوب را مایه پایه عمارات خود قرار دادند، باز نه به آن علت که چوب در آنجا فراوان بود یا چینیان در کار با خشت و سفال مهارت نداشتند، بلکه بیشتر از آن‌رو که چوب بهتر به تمنای توسعه و تکثیر منفعلانه چینیان در محیط‌شان پاسخ می‌داد. یزد نیز در حالی بزرگ‌ترین شهر خشتی جهان است که پشت به کوهی از سنگ‌های آهکی و گرانیت داده؛ دو قسم از مهم‌ترین اقسام سنگ ساختمانی. اما یزدیان را در بنا کردن شهر یزد به سنگ‌های این کوه اعتنایی نبود. مگر تمنای یزدیان از عمارت کردن چه بود که با در اختیار داشتن سنگ که هم مقاوم‌تر است و هم باشکوه‌تر در انتخاب مصالح، خشت را مصلحت دیدند؟!

بیشتر بخوانید، بیشتر آگاه باشید!  چهارمین نشست: داستان تهران، همراه با معرفی و نقد کتاب داستان تهران

ماده اصلی ساختن خشت، خاک است. در ادب فارسی طوری از خاک یاد شده که پنداری خداوند پست‌تر از خاک نیافریده؛ «خاک پای کسی بودن»، «خاکی بودن»، «خاکساری»، «به خاک افکندن» و… از این جمله است. در همان حال خاک بیش از هر ماده دیگری فرصت انس و الفت فراهم می‌کند. اگر راه بردن به دل سنگ دشوار است و «سنگدل» صفت کسانی است که آسان نمی‌شود در دل‌شان اثر گذاشت و با ایشان انس گرفت، راه یافتن به دل گل ساده است. بی‌علت نیست که در اشعار شعرای پارسی‌گو از جناس «گل و دل» بسیار استفاده شده است. کمال همنشین بر گلی ناچیز اثر می‌گذارد و آن را اعتلا می‌دهد.

اما راه بردن به دل گل چه اهمیتی داشته که باعث امتیاز گل بر سنگ در معماری شده است؟! دل به معنی باطن است؛ آنجایی که مغز و منافع و حقیقت هر چیز را حفظ کرده است. انس گرفتن و راه یافتن به دل موضوعات ورای ظاهر آنها، سبب می‌شود آدمی بتواند آن گوهر نهفته را بیرون آورده و بدین‌سان آنچه را که در ظاهر پست و بی‌ارزش بوده، قوت و غنا بخشد. بی‌جهت نیست که «قلب» دو معنا دارد؛ یکی به معنی دل یا باطن و دیگری به معنای تبدل و تغییر. البته قلب در معنی تغییر و تبدلی ژرف است، مترادف با «از این‌رو به آن‌رو کردن» یا «زیر و زبر کردن». یعنی هر آن میزان که چیزی کم‌ارزش‌تر و ناچیزتر باشد، در جریان قلب کردن، درست به‌عکس، ذی‌قیمت و ارزشمندتر می‌شود.

بیشتر بخوانید، بیشتر آگاه باشید!  کهنه‌های ملیتی دیگر....

این همان معنای حقیقی کیمیاگری است؛ در این معنی کیمیاگری، افسانه تبدیل مس به طلا نیست بلکه بیش از آن استعداد انس گرفتن با هر چیز و تقلیب آن است. لذا هرقدر امری پست‌تر باشد، همچون خاک، در منش کیمیاگرانه عرصه بهتری برای جولان است. گل این قابلیت را دارد که در فرآیند پیچیده‌ای که حقیقتا تفاوتی با فرآیند کیمیاگرانه ندارد، تبدیل به کاشی فیروزه‌فام شود که در زیبایی و نفاست حقیقتا کم از فیروزه ندارد.  البته این منش محدود به یزد نیست؛ غالب شهرهای حاشیه غربی کویر، قم و کاشان و یزد و کرمان، آراسته به صفت کیمیاگری‌اند. کسانی‌که در قید ظاهر فقیر محیط‌شان نماندند و منتهای فقر را به منتهای غنا پیوند زدند. جالب آنکه هرجا که طبیعت بیشتر سختی کرد، انس اهالی با آب و خاک‌شان بیشتر و نتیجه کارشان قابل ستایش‌تر بوده. در این میانه یزد در ظاهر در زمره فقیرترین‌ها بود که به مدد کیمیاگری، در ردیف سرآمدترین‌ها قرار گرفت. بی‌شک کسانی‌که یزد را از هیچ ساخته‌اند، سرلوحه آبادگری‌اند و ازین‌روست که از گذشته‌های دور در هر کجای ایران که بعد از جنگ یا تهاجمی و یا پس از زلزله‌ای مهیب، برای تعمیر یا احداث بناهایی، حاجت به استادان بنا می‌افتاد، یزدیان حضور داشته‌اند. بدین‌سان آبادگری آنان بیش از عمارت گل، تعمیر خرابه دل کسانی بود که زخمی دیده بودند.

بیشتر بخوانید، بیشتر آگاه باشید!  گفتگوی انتقادی درباره‌ی آینده‌ی سایت پلاسکو و نحوه‌ی برگزاری مسابقه‌ی طراحی

انس با گل در معرض آن است که در مرتبه «کار گل» متوقف بماند و به کیمیاگری و جواهرسازی منتهی نشود. این همان آفتی است که در دهه‌های اخیر گریبانگیر اهالی غالب شهرهای ما شده؛ در همه مدتی که در پی احوالات خراب فرهنگی در جای‌جای این سرزمین شاهد بدترین شکل از تخریب و نوسازی بناهای ارزشمند بودیم، همیشه دلخوش داشته‌ام که یزد عزیزمان حالش خوش است، چون یزدیان کیمیاگر و گوهرشناس و اهل دل‌اند و قدر داشته‌های‌شان را می‌دانند. هنوز هم به یزدیان یادآوری می‌کنم که حیف است این مرض مسری دامنگیر یزدیان شود و آنان به جای جواهرتراشی به خرمهره‌سازی مبتلا شوند.

منبع: پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی

۱۳۹۶-۱۰-۱۱ ۱۰:۲۷:۳۹ +۰۳:۳۰ ۱۹ شهریور ۱۳۹۶|نقد و نظریه دسته بندی ها|برچسب ها: , , , , |