آبادی سال دوم،شماره‌ی پنجم تابستان ۱۳۷۱
تحول و تکامل کیفیت طرح ریزی کالبدی و تهیه طرحهای جامع شهری در آمریکا از آغاز تا کنون فضل‌الله هاشمی
طرح ریزی کالبدی و تهیه طرحهای جامع شهری و منطقه‌ای ازپدیده‌های بسیا ر مهم و شکل دهنده جوامع در قرن بیستم محسوب می‌گردد. اگر چه در آغاز قرن بیستم و حتی قبل از آن نمونه‌های چندی از طرح ریزی شهری برای بعضی از شهرها و مناطق شهری در تعدادی ازکشورها وجود داشته است، ولی رشد و رواج آن را می‌توان از سالهای قبل و بعد از جنگ دوم جهانی دانست.   ‏در طول این مدت،کیفیت طرح ریزی کالبدی و تهیه طرح جامع و تعریف و محتوا و هدفهای آن مرتبا در معرض تغییر و تحول و تکامل قرارداشته و هنوز نیز قرار دارد، به طوری که نمی‌توان اطمینان داشت حتی ١٠ سال دیگر تعاریف و هدفها و وظایف و انتظاراتی که اکنون از طرح جامع وجود دارد کماکان معتبر و بدون تغییر باقی بماند.   ‏در این نوشته، نتیجه یک بررسی پژوهشی- تحلیلی که ازسیر تحول و تکامل طرح ریزی و تهیه طرحهای جامع شهری طی قرن بیستم در ایالات متحده امریکا انجام گردیده است تشریح می‌شود.   ‏تحول در تعریف طرح مجامع و محتوای آن اگر چه تعریف طرح جامع شهری، و اینکه محتوا و وظیفه آن چیست و چه هدفهایی را با چه کیفیت باید دنبال کند بارها تغییر یافته، ولی یکی از اصول آن همواره ثابت مانده است. باید تئوری طرح ریزی با نیازهای در حال تغییر و دگرگونی جامعه انطباق داشته باشد . در نتیجه می‌بینیم طرحی که اکنون تهیه می‌شود، با طرحی که در سال ۱۹۰۰ ‏ تهیه می‌شد شباهت بسیار کمی دارد، چه نیازهای کنونی جامعه شهری با نیازهای سال  ۱۹۰۰متفاوت است.   ‏عنوان طرح جامع نیز در این دوره بارها تغییر یافته است . این طرح با عناوین مختلفی چون طرح شهر، نقشه توسعه شهر، طرح شهرسازی، نقشه جامع، طرح رشد و توسعه شهر، طرح هادی، طرح راهنما و خط - مشی در این دوره مورد استفاده واقع شده و این تغییرات همگی به تبع اهداف مورد نظر از طرح درهر زمان و مکان، و نیز محتوای آن صورت گرفته است.   ‏طرح جامع اکنون در اغلب شهرهای امریکا )) ‏طرح کل توسعه و عمران )) نامیده می‌شود.   ‏به رغم تغییر نام وعنوان طرح جامع، پاره‌ای ازخصوصیات و شاخصها همواره در مورد آن ثابت مانده که اهم آنها به قرار زیر است: ‏ ‏۱ .کالبدی (فیزیکی) بودن : اگر چه در طرح جامع شهری مسائل و موضوعاتی اقتصادی و اجتماعی مطرح می‌شود و مورد بحث و تحلیل قرار می‌گیرد، ولی اساس آن درباره توسعه کالبدی است. درحقیقت هدف از بررسی و تحلیل شرایط اقتصادی و اجتماعی و اقلیمی در طرح جامع، تصمیم گیری در مورد کیفیت رشد و توسعه کالبدی شهر یا حوزه قلمرو طرح است.   ‏در طرح جامع به طور خلاصه بیان می‌شود که چگونه، چرا ، و چه موقع وکجا باید ساختمان یا تاسیساتی ایجاد کرد یا به بازسازی آ ن دست زد، و یا موجودیت آن را حفظ کرد. بنابراین اگرچه طرح جامع طرح ارائه خدمات اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و غیره نیست، ولی این قبیل نیازها را منعکس می‌کند و موجباتی برای تامین آنها فراهم می‌آ ورد.   ۲‏. بلند مدت بودن : طرح جامع برای بیش از یک سال، ومعمولا برای ۵ ‏سال یا بیشتر تهیه می شود. در گذشته طرح جامع تصویری تخیلی از آینده بلند مدت- ۲۰ یا ۳۰ سال یا بیشتر- به دست می‌داد تا مشخص شود که شهر بعد از آن مدت به چه صورتی درخواهد آمد، ولی در آن ‏هیچ گونه تدبیر عملی ارائه نمی‌شد تا رهنمودی برای رسیدن به آن وضعیت باشد. در حال حاضر پذیرفته شده است که طرح موثر طرحی است که روشها و اقدامات عملی جاری را به سمت و سویی هدایت کند که نیل به اهداف پیش بینی شده در طرح را در پی داشته باشد، نه اینکه صرفا ترسیم تصوری از آینده باشد. با این حال، این حقیقت نیز همچنان مورد توجه است که طرح خوب باید تا حدودی بلند پروازانه و آرمانگرا باشد و در عین حال، راه رسیدن به آرمان مورد نظر را نیز نشان دهد هر چند که تحقق کامل آن نیز میسر نگردد. به همین دلیل تهیه طرح خط مشیها و سیاستهای کلی همراه با تهیه طرح جامع،به عنوان مقدمه کار و اساس طرح ریزی در تهیه طرح جامع طی دو دهه اخیر رواج بسیار یافته است.   ۳‏. جامع بودن :کلمه ۵ (( جامع )) در طرح جامع بدین مفهوم است که طرح با ید هم تمام حوزه جغرافیایی شهر و حواشی آن را در برگیرد و هم تمام جنبه‌ها و جوانب توسعه کالبدی- از ‏قبیل شبکه گذربندی و حمل و نقل، خانه سازی،کا ربری زمین، سیستمهای آب و فاضلاب، برق،گاز،تلفن،پارکها و فضاهای باز و تفریحی و غیره - را شامل باشد و ارتباط و هماهنگی بین آنها را مد نظر قرار دهد.   ۴ ‏.بیان روشها و خط مشیهای توسعه :طرح جامع در حقیقت هدفها و مقاصد و فعالیتهای اصلی اقتصادی و اجتماعی حوزه طرح را مشخص می‌سازد. اندازه و خصوصیات و کیفیت قرار گرفتن تاسیسات در یک مجموعه شهری آهنگ  رشد و توسعه را معین می‌کند؛ اینکه آیا اساسا شهر باید رشد کند یا نه،باید آهسته رشد کند یا سریع، و بالاخره اینکه این اهداف باید به چه ترتیب دنبال شوند.   ‏در اینجا لازم به توضیح است که اولا، در بعضی از ایالات امریکا هنوز هم طرح جامع فاقد مبنای حقوقی و قانونی و ضمانت اجراست و فقط جنبه مشورتی دارد و عدم رعایت آن تخلف محسوب نمی‌شود،حال اینکه در اکثر ایالات ضمانت اجرایی کامل ‏دارد.ثانیا، اگرچه طرح جامع اساسا نوعی مقررات و ضوابط منطقه بندی و کاربری زمین، و یا تفکیک و آماده ‏سازی زمین، و یا نقشه رسمی گذربندیهای شهر به حساب نمی‌آید یا سندی بودجه‌ای محسوب نمی‌گردد، ولی راهنما وهدایت کننده اصلی در هر یک از موارد بالاست.   تحول در اهداف و نقشهای طرح جامع   ببینیم طرح جامع شهری چیست و چه نقشهایی به عهده آن است؟ همچنین ببینیم چه اموری خارج از حیطه آن قرارمی‌گیرد؟ به طور خلاصه باید دانست که طرح جامع شهری بازتاب نیازهای جامعه مربوط، و ارزشهای اجتماعی و فرهنگی آن است. منشا ایده طرح ریزی شهری را می‌توان دوران شهر- نشینی یونان و رم قدیم دانست که با درک نیازهای جامعه شهری، و با استفاده از فنون مهندسی آن زمان به فعل درآمده بود.   در امریکا ، از اواخر قرن نوزدهم، شهرهای مهم با رشد پرشتاب جمعیت روبه رو شدند . در نتیجه، طراحان که تا آن زمان بیشتر به طرح ریزی شهرهای جدید می‌اندیشیدند، توجه خود را به اصلاح و بهسازی و سازماندهی شهرهای موجود معطوف ساختند. در این دوران مهاجرت به سوی شهرهایی از قبیل بوستون، نیویورک، شیکاگو، و فیلادلفیا سریعا جریان داشت، و همزمان با آن، جوانان روستایی نیز از روستاها برای کار در کارخانجات به شهرها روی آوردند. صرف نظر از ایجاد شهرها و شهرکهای جدید، شهرهای موجود نیز به سرعت رشد می‌کردند و جمعیت آنها در مدت هر چندسال دو و سه برابر می‌شد. این رشد سریع همانند رشد کنونی شهرنشینی درکشور ما مشکلاتی را به وجود می‌آورد که اهم آنها به قرار زیر بود.
در همین ارتباط بخوانید!  مسابقه: مسابقه‌ی BIM 2017 | هنرمعماری آنلاین
  ‏الف) قیمت زمین به سرعت بالا می‌رفت، و بالارفتن قیمت زمین موجب بالا رفتن هزینه مسکن، و به تبع آن بالا رفتن قیمت سایر کالاها و خدمات و نهایتا بالا رفتن هزینه ‏زندگی می‌گردید. ‏ب) آلودگی محیط افزایش می‌یافت و بهداشت عمومی به خطر می‌افتاد. ج) مشکل ترافیک و رفت و آمد در معابر ایجاد می‌شد. ‏د) خانه های بدون نقشه مناسب ساخته می‌شد. ه) تفکیک زمین بدون مطالعه و نقشه مناسب صورت می‌گرفت و گذرگاههای تنگ و پرپیچ و خم و ناهماهنگ و نامناسب به وجود می‌آمد.   ‏‏در اوایل قرن بیستم،برای رفع مشکلات فوق دو هدف عمده درطرح ریزی شهرها مورد توجه قرار گرفت: ا) زیباسازی شهر و ٢ ‏) تامین موجبات رفاه و آسایش عمومی  سکنه،به طوری که بتوانند راحت ‏زندگی کنند، راحت رفت و آمد کنند، راحت کار کنند، راحت خرید کنند، و راحت تفریح و تحصیل و ... کنند، و به طورکلی،از نظر بهداشتی و سلامت از ایمنی کامل برخوردار باشند. این دو هدف تا به امروز نیز اساس مطالعات طرح ریزی شهری را تشکیل دا‌د‌ه‌اند.     دگرگونیهای عمده در طرح ریزی شهری از ابتدای قرن بیستم تا کنون ۱.از ۱۹۰۰تا۱۹۲۰ دو هدف عمده‌ای که از اوایل قرن بیستم در طرح ریزی شهری در مد نظر قرار گرفته بود و در بالا به آنها اشاره شد در طی دودهه ‏اول قرن بیستم در معرض تحول عمیق قرار گرفت. در سال۱۹۰۹ ، دانیل برنهام، شهرساز برجسته آن زمان، برای شهر شیکاگو طرحی تهیه کرد که نمونه‌ای برجسته از زیباسازی یک شهر در دوره خود به شمار می‌رفت. در این طرح خیابانهای متعدد با وسعت کافی برای سرعت بخشیدن به رفت و آمد، و همچنین تدارک پارک و فضای سبز در نقاط مختلف و همچنین محله‌هایی در مجاور شهر برای رشد و توسعه تدریجی آینده و نیز فضاهای باز و ورزشی منظور شده و به مسائلی از قبیل حمل و نقل شهری و پایانه‌های مسافری و باری، خیابان سازی و کنترل تفکیک زمین، مسائل مربوط به نیازهای اجتماعی در بخش مرکزی شهر، توجه کافی مبذول شده بود.   ‏کسانی که این طرح و نتیجه آن را بعدا مورد بررسی و ارزیابی قرار دادند به این نتیجه رسیدند که بین بسیاری از خصوصیات فیزیکی شهر و مسائل اجتماعی رابطه بسیار نزدیک وجود دارد. از جمله اینکه کیفیت طرح ریزی بخش مرکزی شهر در طرح مذکور بعدها موجب به خطر افتادن بهداشت عمومی و زاغه نشینی در مرکز شهر گردید . لذا این اصل پذیرفته شد که طرح ریزی و اصلاح وضع فیزیکی شهرها باید بر پایه نتا یج بررسیهای اجتماعی و نیز اقتصادی قرار داده شود .   ‏در سال ۱۹۱۷‏، تعداد طراحان شهری در امریکا به قدری زیاد شده بود که زمینه برای تاسیس یک سازمان حرفه ای فراهم گردید، و در این سال موسسه طرح ریزی شهری امریکا شکل گرفت . سازمان مذکور تا کنون چند بار تغییر نام یافته و در حال حاضر مجمع طرح ریزی امریکا ‏نام دارد که تا کنون خدمات بسیار برجسته‌ای در راه تکامل فن شهرسازی انجام داده و از موسسات بسیار معتبر در این زمینه محسوب می‌شود و معروفیت جهانی  دارد.   ‏در طول این دوره ٢٠ ‏ساله، دو اصل عمده در طرح ریزی شهری پذیرفته شده است که اعتبار آنها روزبه روز بیشتر به ثبوت می‌رسد: اول اینکه طرح شهر هرگز قطعی و غیر قابل تغییر نیست و باید به طور مستمر مورد مطالعه قرارگیرد، و در صورت لزوم با ایده‌های تازه‌تر و بهتر اصلاح شود، و دوم اینکه نباید تصورکرد که اکثریت مردم شهر قادر به درک مفاهیم طرح جامع نیستند؛ شکی نیست که همه مردم باید طرح شهر را درک و قبول کنند، و طراح باید با الهام گرفتن ا ز آرا و پیشنهادهای ابراز شده از طرف مردم شهر وظیفه طراحی خود را به انجام برساند. ‏ ۲.از۱۹۲۰ تا ۱۹۴۰ ‏درسال ۱۹۲۰،دونمونه قانونی، یکی در مورد طرح ریزی شهری وکیفیت گردش کار آن و دومی در زمینه منطقه بندی وکاربری زمین توسط وزارت بازرگانی امریکا منتشر و به شهرداریا معرفی گردید تا در صورت تمایل از آنها به عنوان نمونه برای استقرار نظام شهرسازسی و کاربری زمین در شهر خود استفاده کنند. این دو نمونه قانونی که تا سال ۱۹۲۸ چند بار مورد اصلاحات جزئی قرار گرفت تاثیر فوق‌العاده زیادی در شناخت و تعریف طرح جامع و طرح ریزی شهری داشت، زیرا بلافاصله بعد از انتشار توسط کلیه ایالات امریکا پذیرفته شد و برای مدتی در حدود۵۰ ‏ سال (تا سال۱۹۷۰) ایده‌های آن مورد استفاده وسیع قرار گرفت.   ‏اگرچه این نمونه‌های قانونی خدمت بزرگی به ارتقای سطح طرح ریزی شهری و منطقه بندی شهر و تعیین کاربری اراضی در سراسر امریکا بود و در سایر کشورها نیز از آنها الگو گرفته شد، ولی سه اشکال عمده در آنها دیده می‌شد: الف) روشن نبودن رابطه میان مقررات منطقه بندی و کاربری زمین با طرح جامع شهر، و اینکه ضوابط و مقررات منطقه بندی وکاربری زمین با چه کیفیت و تا چه میزان باید از طرح جامع شهر تبعیت کنند. ‏ب) مجاز دانستن اینکه طرح جامع نا تمام و نیمه کاره به اجرا گذاشته شود. یعنی اجازه داده می‌شد که پس از تهیه و تصویب هر بخش از طرح جامع، بدون اینکه منتظر تهیه و تصویب سا یر بخشها شوند، آن را به اجرا بگذارند. این خود موجب عدم هماهنگی می‌شد، چه بخشهای مختلف یک طرح جامع ‏مکمل یکدیگرند و نمی‌توان آنها را منتزع و مستقل از سایر بخشها دانست. ج) فقدان تعریف جامع و مانع ا ز طرح جامع و تعیین محتوای آن، زیرا در این نمونه‌های قانونی فقط ۵ ‏مشخصه طرح جامع ذکر شده بود: ‏ ۱‏- خیابان کشیها وگذربندیهای شهر ۲‏- پارکها ، زمینهای باز، و اراضی مورد نیاز عمومی ۳‏- سا ختما نما و تامیسات عمومی ‏۴- تاسیسات مصرفی عمومی از قبیل آب و برق و گاز و غیره ۵- ‏منطقه بندی و کاربری اراضی لازم به توضیح است که اگرچه در بعضی از طرحهای تهیه شده دراین ۵۰ ‏سال عملا مسائل و موضوعات دیگری نیز مطرح می‌شد، ولی اکثر طرحهای جامع،منحصرا به همین پنج موضوع می‌پرداختند.   ۳.از ۱۹۴۰ تا ۱۹۶۰‏ بعد از جنگ دوم جهانی،شهرهای امریکا مجددا با مسئله زاغه نشینی روبه رو شدند. شهرهای مهاجرپذیر بیشتر با ا ین مسئله درگیر بودند. رفع کمبود محسوس مسکن، و نوسازی مراکز شهرها و توسعه خانه سازی از ضروریات مهم به حساب می‌آمد .
در همین ارتباط بخوانید!  برای اعتلای معماری | فرانک لوید رایت
  ‏در سال ۱۹۴۹ ‏، قا نون خانه سازی و توسعه مسکن ا ز تصویب کنگره گذشت و موجباتی فراهم ساخت تا حکومت فدرال امریکا شهرداریها را به امحای زاغه‌ها و نوسازی و تجدید بنای محله‌های قدیمی و غیر بهداشتی تشویق کند. در ا ینجا لازم به توضیح است که به موجب قانون اساسی امریکا ، تصمیم گیری در امور محلی به عهده حکومتهای محلی و شهرداریهاست و حکومت فدرال حق دخالت در امور محلی را ندارد و فقط می‌تواند آنها را به طور غیر مستقیم به تصمیم گیریهای خاصی تشویق کند. در قانون خانه سازی و توسعه مسکن ۱۹۴۹           ‏و اصلاحات بعدی آن نیز مقررگردیده است که شهرداریهایی می‌توانند از کمکهای بلاعوض حکومت فدرال در خانه سازی و نوسازی شهر و امحای زاغه‌ها استفاده کنند که دارای طرح جامع و ضوابط منطقه بندی و کاربری اراضی و ضوابط تفکیک و آماده سازی اراضی و ضوابط و مقررات ساختمانی باشند، و به این ترتیب شهرداریها غالبا مصلحت خود را در آن دیدند که برای استفاده از این کمکها به تهیه و تصویب طرح جامع و ضوابط و مقررات فوق الذکر مبادرت کنند. ‏ ‏واقعه مهم دیگر در این دوره این بود که در بین دهه  ۱۹۵۰ ‏و  ۱۹۶۰ ‏پل زدن میان طرح بلند مدت (طرح جامع) و برنامه کوتاه مدت (بودجه سالانه) با به کارگیری طرحهای میان مدت ۵ ‏تا ٧ ‏ساله توسط طراحان مورد آزمایش قرار گرفت و تدابیری برای یافتن راه حل به منظور اجرای طرحهای جامع جستجو گردید . در سال ۱۹۵۶، ما رتین مه یرسون روشی را به نام برنامه میان مدت پیشنهاد کرد که مورد ‏استقبال فراوان شهرداریها قرار گرفت. به موجب این روش شهرداریها می‌با‌یست، با استفاده از رهنمودهای طرح جامع، برنامه میان مدت  ۵ ‏تا ۷ساله تهیه کنند و فعالیتهای عمرانی را بر حسب اولویت و با توجه به منابع در آمد شهرداری در برنامه مذکور منظور دارند و برنامه هر سال را مشخص سازند و برنامه اولین سال را مبنای تنظیم بودجه آن سال قرار دهند. سپس همه ساله، قبل از تنظیم بودجه سال بعد، همین اقدام را تکرار کنند به نحوی که هموا‌ره برنامه مذکور۵ ‏ساله یا ۷ ساله باقی بماند. این اندیشه در تعدادی از شهرداریهای بزرگ امریکا منتهی به تشکیل ادارات توسعه و عمران گردید، با این هدف که طرح جامع را به عمل نزدیک سازند. این ایده هم اکنون نیز رواج و توسعه زیاد دارد و در اغلب شهرداریهای امریکا اعمال می‌شود و در سایر کشورها نیز به عنوان یک الگوی مفید مورد استقبال قرارگرفته است.   در این دو‌ره به کارگیری تکنولوژی کامپیوتر نیز در مراحل طرح و برنامه ریزی و اجرای طرحها و پروژه‌ها آغازگردید که درسالهای بعد گسترش و رواج زیاد یافت. ‏ ‏واقعه مهم دیگر در این دوره این بود که ادارات طرح ریزی بعضی از شهرها در پی ناکار آمد تشخیص دادن روشهای متداول گذشته از دنبال کردن این روشها خودداری می‌کردند، و در عوض بر هدفهای اصلی طرح جامع و به کارگیری روش برنامه و بودجه برنامه‌ای تاکید می‌کردند، و همین امر طی سالهای بعد نیاز به تهیه طرح خط مشیها و سیاستهای کلی را محسوس کرد.   ۴.از ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰‏ در این دوره تحولات متعددی در زمینه طرح ریزی و تهیه و اجرای طرحهای جامع روی داده است که مهمترین آنها به قرار زیر است:   ‏الف) توجه بیشتر به شرایط اجتماعی و اقتصادی: دردهه ۱۹۶۰،در نظر گرفتن شرایط اجتماعی و اقتصادی و نتیجه بررسیهای مذکور در طرح ریزی فیزیکی رونق گرفت. ابتدا مسئولان امور اجتماعی مدعی بودند که در طرحهای جامع شهری شرایط اجتماعی در نظر گرفته نمی‌شود، ولی طراحان این ادعا را نمی پذیرفتند و این بحثها و مناظره‌ها چند سالی بین این دو گروه به شدت جریان داشت. اما این مناظره نه برنده‌ای داشت نه بازنده‌ای، بلکه برخی از آرا و افکارهر دو طرف پذیرفته شد. در سال ۱۹۶۷ ‏، اتحادیه طراحان امریکا به تعریف طراح حرفه‌ای توجه خاص نشان داد و آن را در معرض نظرخواهی عامه مردم و صاحبنظران گذاشت. سرانجام این نتیجه به دست آمد که طراح نباید صرفا به توسعه فیزیکی توجه داشته باشد،بلکه باید مسائل اجتماعی، اقتصادی، جغرافیایی،و زیست محیطی را نیز در مد نظر قرار دهد.   آن: در اواخر دهه ۱۹۶۰ ‏ و اوایل دهه ۱۹۷۰ ‏، نظریه و ایده طرح ریزی، و لزوم و فایده آن به طور جدی مورد تردید قرارگرفت. انتقادات ‏کوبنده‌ای اقامه گردید که عمده‌ترین آنها عدم توجه به نیازهای واقعی شهر و مردم شهر در طرحهای جامع شهری، و مخصوصا عدم توجه به نیازهای طبقات کم درآمد بود. مخالفان ادعا می‌کردند که در طرحهای جامع فقط سود زمینداران و ملاکان ملحوظ می‌شود. بعضی نیز ادعا می‌کردند که هیچکس قادر نیست هدفها و نیازهای جامعه شهری را با آن ‏پیچیدگیهایی که دارد از قبل در نظر بگیرد، پس تهیه طرح جامع کاری عبث و بی‌نتیجه است. در اینجا بی‌مناسبت نیست متذکر شویم که در کشور ما نیز طی سالهای ۱۳۳۵ و ۱۳۵۶ (۱۹۶۷ و ۱۹۷۷‏میلادی) احسامی ضدیت مشابهی با طرح جامح شهری در میان عده‌ زیادی از مردم و مسئولان امور دولتی مخصوصا استانداران و فرمانداران شهرداران و نمایندگان مجلس به وجود آمده بود که به احتمال زیاد با پدیده‌ای که در امریکا و بعضی از کشورهای دیگر در مخالفت با طرح جامع وجود داشت بی ارتباط نبود. اساس مخالفت با طرحهای جامع شهری درکشور ما این بود که طرحهای مذکور ساختمان سازی را در حاشیه شهرها (خارج از محدو‌ده شهر) به کلی ممنوع، و در داخل شهرها نیز مواجه با اشکالتراشی‌ها و محدودیتهای زیاد کرده بود و در نتیجه قیمت زمین و هزینه مسکن به سرعت بالا می‌رفت، به طوری که تامین مسکن برای اکثریت مردم تعلیق به محال شده بود و گرانی هزینه مسکن در قیمت کلیه کالاها وخدمات تاثیر می‌گذاشت و گرانی و تورم را شدت می داد. این مخالفتها که در کنفرانس استانداران در سال  ۱۳۵۶ ‏نیز بازتاب پیدا کرد، سرانجام موجب شد که در ا وایل سال ۱۳۵۷،ممنوعیت ساختمان سازی در خارج از محدوده شهرها ملغی گردد. در این موقع، مردمی که سالها بود درمحرومیت شدید مسکن ومضیقه ‏زندگی قرار گرفته بودند به زمینهمای اطراف شهرها هجوم بردند، با عجله و شتاب بسیار و بدون اینکه فرصتی برای طرح ریزی شبکه گذربندیها،و تعیین کاربری اراضی درحاشیه شهرها وجود داشته باشد شروع به تفکیک زمین و احداث ساختمان بدون نقشه و یا با نقشه‌های نامناسب نمودند که هنوز شهرهای ما با آثار زشت و ناگوار آنها روبه رو هستند.   ‏درامریکا،عدم رضایت عمومی از کیفیت طرح ریزی و اساسا عدم رضایت ازخود طرح جامع که توسط عده‌ای ابراز می‌گردید و دربالا به آن اشا‌ره کردیم،موجب شد درمقابل آن نظریه دفاع از طرح و طرح ریزی و اثبات ضرورت آن به وجود آید. در اواخر دهه ۱۹۶۰ دفاع از ایده طرح ریزی به ساکنان محله‌های مرکزی و فقیرنشین شهر،که به اصلاح و بهبود وضع محله خود تمایل و علاقه داشتند محول گردید. دراین جریان،طراحان خود را کنار کشیدند و دفاع را به عهده همان مردم گذاشتند .سرانجام، این بحثها و مناظره‌ها به این نتیجه منتهی شد که مشارکت ساکنان و شهروندان در طرح ریزی همان اندازه مهم است که خود طرحها،و این امر مخصوصا درمورد محله‌های مرکزی و بافتهای قدیمی و پرتراکم شهر بیشتر ضرورت دارد.
در همین ارتباط بخوانید!  معماری مشهدالرضا و چالش هویتی
  ج) توجه به حفاظت از محیط زیست و اراضی کشاورزی و باغها : در اواخر دهه  ۱۹۶۰ ‏و اوایل دهه ۱۹۷۰ ‏، مسئله لزوم توجه به حفاظت از محیط زیست ومحیط طبیعی وجلوگیری از ضایع شدن اراضی کشاورزی و باغها در طرح ریزی مورد توجه قرارگرفت و درطرحها انعکاس یافت. این تحول پس از طی یک دوره چند ساله تلاش و مناظره بین طراحان و طرفداران حفاظت محیط زیست ومحیط طبیعی به وقوع پیوست، و در نهایت هر یک از دوطرف بخشی ازدیدگاههای طرف دیگر را پذیرفت و راه حل میانه انتخاب شد. از این زمان به بعد،طرحها طوری تهیه می‌شوند که حفاظت ازمحیط زیست را مورد توجه قرار می‌دهند، و دربسیاری ازموارد نهاد و سازمان عهده‌دار حفاظت از محیط زیست در سازمان طراحی ادغام شده است. اما آن تعصب شدیدی که طرفداران محیط زیست برسرحفظ اراضی کشاورزی وباغها،و منع مطلق تبدیل کاربری آنها به مسکونی وصنعتی،و یا طرح ریزی شبکه ارتباطی وگذربندی درداخل این قبیل اراضی نشان می‌دادند دیگر ازمیان رفته و در صورت ضرورت،با تفکیک این قبیل اراضی به قطعات بالنسبه بزرگ و احداث ساختمان با تراکم کم و تغییرنوع کاربری آنها موافقت می‌شود.   ‏د) پیدایش نظریه جلوگیری از توسعه نامحدود شهر.در طول دهه ۱۹۷۰ ‏، به موازات دفاع از طرح ریزی و همچنین توجه به حفاظت از محیط  زیست و جلوگیری از اتلاف و تضییع مواهب طبیعی و اراضی کشاورزی، نظریه دیگری نیز مطرح شد و مورد قبول قرارگرفت که به طور خلاصه عبارت بود از (( جلوگیری از توسعه نامحدود شهر)).تفکری که تا آن زمان رواج  داشت، یعنی طرفداری همه شهرها از ا زدیاد جمعیت و ایجاد و توسعه کارخانجات و صنایع، در دهه ۱۹۷۰ مورد تردید قرارگرفت، و بالاخره ‏پذیرفته شد که این قبیل توسعه‌ها گاهی مقرون به صرفه وصلاح شهر ومردم آن نیست. درست است که توسعه شهر موجب افزایش درآمد شهرداری نیز می‌شود، ولی هزینه‌های جدید زیادی نیز برای احداث تاسیسات زیربنایی جدید به وجود می‌آورد که غالبا تامین آنها خالی از اشکال نیست. حتی اگرمسئله احداث این قبیل تاسیسات نیز مطرح نباشد، ممکن  است مسائل و مشکلات دیگری از قبیل از بین رفتن جنگلها  و منابع طبیعی را موجب شود، و یا مشکلاتی از لحاظ ظرفیت تاسیسات  آموزشی و بهداشتی و یا تراکم ترافیک در بخشهاای مختلف شهر به وجود آورد. بحثهایی که در این مورد طی دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ درگرفت موجب شد که در بسیاری ازشهرها نظریه جلوگیری از توسعه مطرح شود ومورد قبول قرارگیرد، و درصحت نظریه قبلی یعنی رشد بی وقفه شهر تردید شود. و بالاخره توجه به لزوم اجرای برنامه‌های خاص خدمات شهری و تاسیات زیربنایی به ‏موازات توسعه ضروری اعلام شود.   ه) نمونه قانون عمران اراضی واقعه مهم دیگری که در دهه ۱۹۷۰ ‏ اتفاق افتاد انتشار (( نمونه قانون عمران اراضی )) ‏بود که در سال  ۱۹۷۵ ‏توسط ملی موسسه امریکایی کمک به تدوینو اصلاح قوانین منتشرگردید که یک موسسه غیردولتی ومورد حمایت حکومت فدرال امریکاست. این نمونه بلافاصله مورد استقبال همه مراجع  قانونگذاری در ایالات و شهرها قرارگرفت. این قانون می‌تواند درطی سالهای آینده تاثیر قابل ملاحظه‌ای در اقدامات و عملیات عمرانی اراضی، و کیفیت گسترش شهرها و مناطق شهری و روستایی به جای گذارد.دراین نمونه قانونی،منظور داشتن هدفها و اصول عمران اراضی در طرحهای بلند مدت مطرح گردیده است و تهیه یک نقشه محلی کاربری وعمران اراضی،به صورت طرح بلند مدت درنظرگرفته شده است که با کمک یک طرح میان مدت۱تا۵ ساله که متعاقب آن تهیه و تصویب می‌شود کنترل می‌گردد و سازمان مسئول پیگیری واجرای آن معلوم ومشخص می‌شود.   ‏جایگاه سازمانی واحد طرح ریزی در سازمانهای محلی در این نمونه قانونی با صراحت مشخص نشده ،ولی تصویب آن به مرجع تصمیم گیری و قانونگذاری شهرداری (انجمن شهر) محول شده است. تصویب انجمن شهر از این جهت لازم شمر‌ده شده است که در موقع تصویب باید توجه لازم را به مکانیابی برای تاسیسات و کیفیت کالبدی توسعه معطوف کند.درنمونه قانونی مذکور،به روز نگاه داشتن طرح تصریح گردیده است تا استمرار طرح تضمین شود. پیش بینی شده است که گزارش نتیجه قطعی کاربریهای اراضی هر دوره میان مدت روی نقشه مشخص شود و ظرف مدت یک سال از تاریخ پایان هر دوره به تصویب انجمن برسد تا استحکام قانونی بیابد.   ‏کسانی که با استفاده ازمدل قانونی مذکورعهده‌دار تهیه طرح قانونی و پیشنهاد آن برای تصویب درهر سازمان محلی می‌شوند، باید در رابطه نزدیک با مسئولان منطقه بندی وکاربری اراضی باشند و لایحه ‏قانونی را با توجه به دیدگاهها وملاحظات آنها تهیه کنند.   ‏برخلاف نمونه قانون استاندارد طرح ریزی سال ۱۹۲۸ ‏ که رابطه بین طرح جامع و ضوابط و مقررات منطقه ‌بندی و کاربری اراضی را مشخص نساخته بود، در این نمونه قانونی رابطه مذکور به وضوح تعیین گردیده است.همچنین دوره ‏کوتاهی برای کنترل اجرای ضوابط تعیین شده و حصول اطمینان از رعایت آنها در نظرگرفته شده است.   ۵.از ۱۹۸۰ به بعد ‏رویدادهای مهمی را که از  ۱۹۸۰ ‏به بعد در مورد طرح ریزی و تهیه واجرای طرحهای جامع شهری به وقوع پیوسته است به قرار زیر می‌توان توضیح داد: ‏الف) تهیه طرح استراتژیکی: از اواسط دهه۱۹۸۰ ‏، تعدادی ازشهرداریها وسازمانهای محلی امریکا کار تازه‌ای را در طرح ریزی آغاز کردند – (( تهیه طرح استراتژیکی )). این ابتکار تا‌زه به سرعت درحال توسعه و رواج است و دامنه آن،چه در امریکا و چه درسایر کشورها ، روزبه روز گسترش پیدا می‌کند، اگرچه هنوز در مرحله آزمایش است.   ‏اساس این نظریه ازسازمانهای بخش خصوصی اقتباس شده است،چه شرکتها و موسسات خصوصی طی چند دهه اخیر برای تغییرخط تولید کالا یا خدمات و یا بازاریابی اقدام به تهیه طرح استراتژیکی می نمایند. روال کار آنها به طورعمده ‏از این قرار است که اولا عوامل داخلی موسسه،نظیر بازار عرضه کالا وخدمات،گردشی عملیات کارگاهی،همچنین عوامل خارجی از قبیل وضع کلی اقتصادی، تکنولوژی، رقابت و ضوابط و مقررات دولتی را مورد توجه قرار می‌دهند. سپس با توجه به مجموع مطالعات مذکور، امکانات و محدودیتهای موسسه را بررسی می‌کنند،فرصتهای مناسب برای تغییرات را درنظر می‌گیرند و با توجه به همه آنها طرح استراتژیکی را تهیه می‌کنند.   ‏درمورد استفاده از روش طرح ریزی استراتژیکی،موسسات دولتی وعمومی بر خلاف شرکتهای خصوصی هنوز درمرحله آزمایش و تجربه قرار دارند و پاره‌ای از آنها نظرخواهی از مردم شهر را در این مورد بسیار دخالت می‌دهند و آن را مفید می‌دانند.   ‏ب) شناختن طرح جامع به عنوان یک جریان مستمر:تکوین وقبول نظریه مدیریت رشد و توسعه که درنمونه قانونی عمران اراضی از سال ۱۹۵۷ ‏معرفی گردیده و رواج یافته،موجب شده است که این ایده نیزپذیرفته شود که اولا طرح ریزی و برنامه ریزی کاری مستمر است،و ثانیا، اجرای برنامه‌ها و طرحها درمورد عملیات فیزیکی وعمرانی باید از بودجه سازمانهای محلی تغذیه کند وبا سایر واحدها ونهادهای خدماتی هماهنگ شود.   ‏نظریه مستمربودن فرایند طرح ریزی و تهیه طرح جامع از سالها قبل اعلام و از آن استفاده شده بود،ولی از دهه ۱۹۸۰ ‏به این طرف به عنوان یک ضرورت پذیرفته شده و برهمین سازمان‌هایی تشکیل شده‌اند و روشهایی  اعمال می‌گردند. آبادی تابستان ۱۳۷۱