پایگاه خبری هنرمعماری آنلاین زین بعد بر روی آدرس زیر به روز رسانی خواهد شد.

تبارشناسی مسئولیت‌های اجتماعی معماران | هنرمعماری آنلاین

اختصاصی هنرمعماری آنلاین، علیرضا عظیمی حسن آبادی (پژوهشگر دکترای معماری)


نخستین افراد خواهان مسئولیت‌های اجتماعی برای معماران

قریب ۵۰ سال پیش، دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران تحت تأثیر تفکرات انقلاب ماه می ۱۹۶۸ دچار تحولاتی شد. در راستای این تغییرات مهندس هوشنگ سیحون از سمت ریاست دانشکده برکنار و محمدامین(داریوش) میرفندرسکی جایگزین او شد. میرفندرسکی از تبار دانشجویان تحصیل کرده در ایتالیا بود. او از اساس با سیستم تدریس فرانسوی دانشکده‌ی هنرهای زیبا که یادگار مدرسان فرانسوی و خالقان آن بود، دچار زاویه بود. او و همراهانش

[1] اغلب تحصیل کرده‌ی ایتالیا بودند، تنها فرانسوی همراه این اکیپ سیاوش تیموری بود که فارغ‌التحصیل بوزآرت پاریس بود. به هر تقدیر تیم استادان جدید کم کم در دانشگاه مستقر شدند و برنامه‌ی آموزشی مطلوب آنان عملیاتی شد. ایشان به طور اجمالی به معماری‌ای می‌اندیشند که تنها در بند آجر و سیمان نباشد و همراه با تئاتر، موسیقی، نقاشی و دیگر هنرها و علوم همچون جامعه‌شناسی، روانشناسی و امثالهم اقدام نماید. در همین دوران بود که رشته‌های دانشکده توسعه یافتند و پای بچه‌های تئاتر و… هم به دانشکده باز شد. مهمتر آنکه در این دوران کتبی چون تاریخ معماری مدرن از لئوناردو بنه ولو توسط سیروس باور ترجمه و در دانشگاه تدریس شد. در این دوران ایده‌یابی در معماری به جامعه‌شناسی و محیط‌زیست و… چنگ می‌انداخت. این جماعت معماری خود را «معماری انسانی» می‌نامیدند زیرا در آن به مسائل روانی انسان توجه می‌شد. ناگفته پیداست که ابن افراد مطالعاتی بیش از معماری داشتند! تمام آنچه که امروز نوروساینس در معماری می‌خوانند، یا طراحی شهری انسان‌محور عنوان می‌شود، در آن ایام به دانشجویان ایرانی آموزش داده می‌شد. ایشان حتی به مرزهای علم نیز رجوع می‌کردند و دقیقاً با لفظی که امروز همه می‌شناسیم، یعنی «تکنولوژی معماری»[۲] واحدهایی را به دانشجویان خود آموزش می‌دادند. ایشان حتی یک گروه با نام «تحقیقات در تکنولوژی» ایجاد کرده بودند که وظایف آن رصد مصالح و انواع فن‌آوری و تأثیر اینها بر معماری بود. مسائل و تفکراتی که در دوران سیحون یا دیده نمی‌شدند یا حداقل به شکل اکادمیک با آنها برخورد نمی‌شد.[۳] این روند با برخورد به انقلاب مسکوت ماند و دیگر تا به امروز هرگز انسجام آن روز در آموزش معماری ما خودی نشان نداد. به هر تقدیر در آن دوران، بارقه‌ای بدرخشید و حرف‌ها و اثاری را می‌بینیم که رنگ و بوی اجتماعی دارند. هرچند خیلی از اثار اجرا نشده‌اند. در همان ایام، میرفندرسکی در گوشه‌ای نوشت که: «معماری از عکس و تصویر به اندیشه و فلسفه تبدیل خواهد شد.»[۴]

« معماری از عکس و تصویر به اندیشه و فلسفه تبدیل خواهد شد. » دکتر محمدامین میرفندرسکی(سال ۱۳۴۸)

 

مرگ رندرمن‌ها، تولد جامعه‌شناسان، تولد طراحان محیط

آری! امروز معماری دیگر عکس و تصویر نیست. شاید تجربیات مسابقات معماری در یک سال اخیر نشان داده باشد که دیگر عمر رندرمن‌ها سر آمده و حتی در ایران نیز کسی فریب رندر و فتوشاپ را نمی‌خورد. نقطه‌ی اوج این تعارض، بخش نخست از دومین دوسالانه‌ی ملی معماری، شهرسازی و طراحی داخلی ایران بود که به همت هنرمعماری و برنامه‌ی جهانی غذا برنامه‌ریزی شده بود و هدف از آن، طراحی یک مدرسه‌ی ۶ کلاسه در روستای دهنو از توابع جیرفت بود. اما آثار منتخب، طرح‌هایی بودند که بیشتر در فتوشاپ و رندر زیبا بودند تا مسائل منطقی اجرایی و اجتماعی،خصوصاً در یکی از محروم‌ترین مناطق ایران و همین مهم موجب بروز کشمکش بین برگزار کننده و داوران و برندگان شد.

علیرغم تمام تلاش‌ها دوران مرگ رندها به سر آمده است. همانگونه که آیزنمن عنوان می‌کند: «امروز هر دانشجوی معماری در ایران، مصر یا کره شمالی می‌تواند فرمی عجیب را با نرم‌افزارهایی که در دست دارد طراحی کند، امروز مسئله‌ی ما، مسئله‌ی پیشبرد دانش معماری است نه فرم.» روندی که در جهان نیز از یک دهه زودتر شاهد آن وقوع و رشد آن هستیم. اوج آن دوسال پیش بود. زمانیکه الخاندرو آراونا[۵] نه به خاطر فرم‌های جذاب، بلکه اقدامات اجتماعی و ایده‌‌های ناب سوسیالیستی‌اش جایزه‌ی پریتزکر را بدست آورد. همان زمان فرمالیست پارمتریک‌گرا، پاتریک شوماخر نامه‌ای اعتراضی نوشت اما همه می‌دانستند که همان نامه اعلامیه، مانیفست و نماد مرگ فرمالیسم است. باید خرسند باشیم که به لطف مسابقاتی، در ایران نیز، رندرها سقوط کردند و امروز معیاری متولد شده است تحت نام واقع‌بینی(!). امروز شاهد آن هستیم که آثاری برنده می‌شوند که رندرهای ابتدایی‌ای دارند، اما از پشتوانه‌ی فکری خوبی برخوردارند. این همان زمانی است که میرفندرسکی و یارانش منتظر آن بودند. دوران معمار منتقدها، معمار نظریه‌پردازها، معمار استراتژیست‌ها، معمار دانشمندها، معمار محقق‌ها، معمار سیاست‌مدارها، معمار جامعه‌شناسان. عناوینی که در آموزش سیحون نداشتیم و بعید است به آنها می‌رسیدیم. البته بعضی در این بین تخطئه می‌کنند و معماری خود را به جاهایی ربط می‌دهند که خیلی از معماری دور است و کاملاً واضح است که در حال سناریو نوشتن برای معماری ساده‌ و ضعیف خود هستند. برخی نیز مخالف جریان قالب هستند و می‌کوشند همچنان تمارض کنند به رهبری فرمالیسم در معماری. اینها مهم نیستند. مهم موجی است که در حال شکلگیری است. امروز معماری دغدغه‌هایی بیش از معماری دارد! وضعیتی که آنرا مسئولیت‌های اجتماعی معماران می‌خوانند. معماری یا هر محصول حاصل این دیدگاه را نیز معماری انسان‌دوستانه می‌خوانند. نباید فراموش کنیم که یکی از نخستین معماران با رویکرد انسان‌دوستانه و جامعه شناسانه کامران دیبا بود. کسی که صراحتاً در آثار و آموزش‌های خود از مردم و اجتماع سخن می‌گفت. بد نیست بدانید دوران کوتاه معلمی کامران دیبا در دانشگاه تهران نیز در همین دوران مدیریت میرفندرسکی بوده است.

معماریِ مسئولیت‌های اجتماعی: اصول اولیه

وقتی از مسئولیت‌های اجتماعی معماران حرف می‌زنیم عده‌ای سردرگم می‌شوند. شاید تا حدودی طبیعی هم باشد. برای کشوری با تاریخ ما، دموکراسی و اقدامات اجتماعی کم عجیب و غریب است. ممکن است حتی این اقدامات تا حدودی نگران‌کننده و موجب استرس واقع شوند. اما قطعاً گام اول سخت‌ترین است. با انجام هر پروژه، کار راحت‌تر می‌گردد. ضریب شناخت مردم و تعهد ایشان به آداب و رفتار شهروندی به صورت تصاعدی رشد خواهد نمود. با این حال تدوین چند اصول اولیه خالی از لطف نیست:

  1. نباید فکر کنیم معماری بدون دیدگاه اجتماعی، انسان دوستانه نیست، ممکن است که باشد، اما این بشردوستی فراگیر و اجتماعی نیست. برای یک کارفرما فراهم شده است، نه عموم مردم. معمار و معماری‌ای که با دیدگاه مسئولیت‌های اجتماعی خلق می‌شود باید در خدمت عموم مردم باشد.
  2. مسئولیت‌های اجتماعی فقط در اقدام معماری خلاصه نمی‌شوند. حضور فضای مجازی در نقش یک معمار امروز همراه با رعایت مسئولیت‌های اجتماعی است. تلاش برای ارتقای حرفه و اقدامات صنفی نیز نوعی اقدام اجتماعی تلقی می‌گردد. همین دست اقدامات بود که مسئولین هنرمعماری را مجاب کرد تا نشان دکتر علی‌اکبر صارمی[۶] را در نخستین دوره‌ی خود به علیرضا قهاری اعطا نمایند. فردی که بیشتر به خاطر اقدامات صنفی شناخته می‌شود تا کار معماری.
  3. اقدامات با رویکرد مسئولیت‌های اجتماعی ما را به یاد فتوت‌نامه‌ی بنایان در سالهای قدیم می‌اندازد. چیزی که دقیقاً معادل ethics امروزی بوده است. مانیفستی برای رعایت اصول اخلاقی حرفه. این رفتار برای ما معماران به نوعی مشق متحد بودن و انجام امور صنفی است. متأسفانه معماری در ایران، اتحادیه ندارد، صنف ندارد و الآن در وخیم‌ترین شکل خود است. وخیم در حدی که ممکن است یک وبسایت خود را رسانه بخواند و عده‌ای جوان بیکار پول بگیرند تا مقالات ضددولتی بنویسند و هیچکس هم جلوی آنها را نگیرد! این اقدامات(مسئولیت‌های اجتماعی معماران) به معماران روحیه می‌دهد و آنان را در کنار یکدیگر نگاه می‌دارد.
  4. شکیل‌تر آن است که اقدامات معماران برای ورود به موضوع مسئولیت‌های اجتماعی، با امور خیریه گره بخورد. هرچند الزامی بر این امر نیست و می‌توان یک پروژه‌ی طراحی شهری را نیز با هدف پاسخگویی به مسئولیت‌های اجتماعی انجام داد. نقش رسانه‌ها و لزوم گستردگی این دست اقدامات در تمام گستره‌ی کشور ضروری و اجتنا‌ناپذیر است.

پانوشت‌ها:

  1. از جمله‌ی این یاران می‌توان به سیروس باور، فرخ باور، ایرج اعتصام، ایرج شهروز تهرانی، فتانه نراقی، بهروز حبیبی اشاره نمود.
  2. نگارنده اسناد زیادی را در دست دارد که متعلق به همین دوران است و نشان از کوشش‌های این جماعت دارد.
  3. برخی معتقدند استادان نسل سیحون اهل اجرا بودند و این نسل بیشتر اهل سخنرانی بودند. نسل اول به مسائل اجرایی بها می‌دادند و در همان اثنی به مسائلی چون مصالح هم توجه می‌کردند. نسل دوم به مبانی و فکر بها می‌دادند و معتقد بودند در اواخر کار سیحون آموزش محدود شده بود به کارهای گرافیکی و اسکیس و راندو و مشاجره‌ی بین استادان بر سر نمره‌ی دانشجویان هر آتلیه. هر دو نسل برای خود دلایل و قرائنی مطرح می‌کنند که سیستم آموزشی ایشان بهتر بوده‌اند. تشخیص این مهم را به زمان دیگری موکول می‌کنیم.
  4. به نقل از این منبع: باور، سیروس(۱۳۸۸)، نگاهی به پیدایی معماری نو در ایران،تهران: نشر فضا
  5. برای آشنایی بیشتر با آراونا و عقاید او اینجا را بخوانید!
  6. نشان دکتر علی‌اکبر صارمی، نخستین نشان ملی کشور است که به نام یک معمار نامگذاری شده است و به معمارانی تعلق می‌گیرد که اقداماتی با رویکرد مسئولیت‌های اجتماعی را در دستور کار خود قرار داده باشند. این نشان، تنها نشانی است در جهان که با رویکرد مسئولیت‌های اجتماعی به معماران اعطا می‌گردد. برای اشنایی بیشتر با این نشان اینجا را بخوانید.