برکناری مایر از باؤهاؤس

اثرات متقابل محیط
توجه به مردم
بهره از امکانات
اندازه و استانداردها
نظم فضائی
کیفیات هنری و بصری
  در حال بارگذاری, خواهشا صبر کنید yasr-loader

مایر به یک معنا، میراث گروپیوس را حفظ کرد و پس از سال ۱۹۲۸ نیز مدرسه را طبق سنت ضدآکادمیک پیشین آن اداره کرد. او در جزوه‌ی یونگه منشِن (Junge Menschen) خود که در سال ۱۹۲۹ به چاپ رسید، نوشت: «ای جوانان! در آکادمی‌ها به دنبال چه می گردید؟ به باؤهاؤس بیایید!» او در «نامه‌ی سرگشاده»ی خود که در سال ۱۹۳۰ منتشر شد، همچنان به تشریح دو شق مختلف «آکادمی یا باؤهاؤس» پرداخت و بر هویت منحصربه‌فرد پژوهشگاه هنر تاکید ورزید. روش درست آموزش از نظر مایر اینگونه بود که معماران می‌بایست در پروژه‌های ساختمانی، تجربه‌ی عملی کسب کنند، زیرا بدون این کار، باؤهاؤس با «هیچ‌کدام از دانشگاه‌های فنی دیگر» تفاوتی نداشت و همان طور که مایر در ۱۶ فوریه‌ی ۱۹۲۷ به گروپیوس نوشت، هویتی سطحی و ظاهری پیدا می‌کرد.

نخبه‌گرایی نهفته در مدرسه چیزی بود که مایر به دنبال حذف آن بود. از این رو وی تعداد دانشجویان را تا حدود ۲۰۰ نفر افزایش داد. باؤهاؤس این قصد را نداشت که تنها افراد باهوش را انتخاب کند، بلکه می‌بایست درهای خود را بر «پرولتاریا» می‌گشود. او در «نامه‌ی سرگشاده»ی سال ۱۹۳۰ نوشت: «تأثیر روزافزون پرولتاریا در مدرسه، کاملاً هماهنگ با سیر زمانه به نظر می‌رسد.» دوری‌گزینی مایر از مفاهیم نخبه‌گرایانه‌ی بورژوایی و آوان‌گارد در جنبه‌های دیگر نیز مشهود بود: او تصمیم گرفت با نشرهای چپی‌، مانند انتشارات مالیک (Malik-Verlag)، یا نشریه‌ی اشتاین، هولتس، آیزن (Stein, Holz, Eisen) همکاری کند که هیچ یک از آن‌ها به هیچ وجه آوان‌گارد به شمار نمی‌رفت. مایر در سمت مدیر مدرسه، هم از نظر انسانی و هم از نظر سیاسی ناکام ماند. رویکرد مفهومی او نشانگر گونه‌ای از باؤهاؤس بود که از آوان‌گارد سست و شکننده دور شده و راهی نزدیک‌تر به واقعیت را برای حل مسائل در پیش گیرد.

158 (2)

طرح پوستر نمایشگاه «سنگ، چوب، آهن»، ۱۹۳۰

[مأخذ: دروسته، ۱۳۸۷: ۸۰]

نهایتاً درحدود  سال ۱۹۳۰ تعداد افراد صاحب‌نفوذی که خواهان برکناری مایر بودند بسیار بیش از افرادی بود که تمایل به ابقای او داشتند. تعدادی از دانشجویان تجدید جهت‌گیری سیاسی‌اجتماعی را که مایر آغاز کرد، قابل قبول می‌دانستند، اما بسیاری از اساتید موافق آن نبودند. کاندینسکی و آلبرس به عنوان آخرین نمایندگان شاخه‌ی «هنری» باؤهاؤس، موقعیت خود را در باؤهاؤس مورد تهدید می‌دیدند. در خارج از باؤهاؤس، لودویگ گروته، سرپرست و مسئول موزه‌ی دساؤ، که به واسطه‌ی خرید و نمایش آثار هنری مدرن، با دشمنی فزاینده روبه‌رو بود، از باؤهاؤسی هواداری می‌کرد که غیرسیاسی باشد. فشاری که به مایر وارد می‌شد به واسطه‌ی آن بود که او  فضایی سیاسی را در مدرسه حاکم کرده بود و عملاً ممانعتی در برابر فعالیت‌های کمونیستی قائل نمی‌شد. مایر به نیروهای راستگرا این امکان را می داد که شهردار دساؤ را به دلیل تمایلش به اردوی چپ، مورد انتقاد قرار دهند. در عوض، هسه از ذکر هر خبری درباره‌ی باؤهاؤس در روزنامه‌ها هراس داشت، زیرا ائتلافی که او رهبری می‌کرد، حمایت رأی‌دهندگان را از دست داده بود و برخی، این مسئله را ناشی از پشتیبانی هسه از باؤهاؤس می‌دانستند.

بیان سایر دلیل‌های برکناری مایر در قالب مفاهیم قانونی بسیار دشوارتر بود و تنها پشت درهای بسته مطرح می‌شد. برای مثال، مایر درگیر روابط نامشروع بود، مسئله‌ای که قبلاً نیز در سال ۱۹۲۸ رسوایی ایجاد کرده بود. دیگر قضیه‌ی «پنهان» این بود که او اقتدار و جذبه‌ی لازم را نداشت. مایر سلسله مراتب ریاستی و مدیریتی را قبول نداشت و می‌خواست «رفیقی باشد بین رفقای دیگر». او روش رهبری مقتدرانه‌ی گروپیوس را نداشت. همچنین فاقد آن «انعطاف‌پذیری و تحرکی» بود که همسر گروپیوس، آنها را از «مهم‌ترین خصوصیات شخصی» شوهرش می‌دانست. مایر در شورای اساتید هیچ پشتیبانی نداشت. با این حال، تصویب برکناری سرپرست فعلی و انتخاب فرد جدید، یعنی میس وان در روهه، به صورت نامه و در زمان تعطیلی مدارس و همانند حرکتی پشت پرده صورت پذیرفت. تنها یک منتقد مایر را متهم کرد که به اندازه‌ی کافی رادیکال نبوده است: ارنست کالی، رابط مطبوعاتی مایر، که او را در اواخر سال ۱۹۲۹ ترک کرد، یک سال بعد در جمعبندی ناراحت‌کننده‌ای در نشریه‌ی وِلتبونه (Weltbühne) نوشت: «اصلاحات مایر از هم گسیخته ماند… زیرا علیه میراث مدیر قبلی انجام می‌شد، میراثی که هم در کارکنان و هم در روح و فعالیت مدرسه باقی بود و نمی‌شد بر آن‌ها غلبه کرد.»

158 (3)

هانس مایر به اتحاد جماهیر شوروی می‌رود

[مأخذ: دروسته، ۱۳۸۷: ۸۱]

با اینکه مایر کمتر از دو سال و نیم مدیر باؤهاؤس بود، روی بعضی از دانشجویان تأثیر قابل ملاحظه‌ای گذاشت. در دوران پس از جنگ، خیلی از دانشجویان به این باور رسیده بودند که آلمان شرقی، آلمان بهتری است. هانس مایر، کسی که در طول زندگی خود همواره فعال سیاسی چپی بود، پس از کار در اتحاد جماهیر شوروی، مکزیک و نیز در پایان زندگی حرفه‌ای کم‌فروغش _ در سویس، تمایل داشت در آلمان شرقی مستقر شود. با این حال، زدوبندهای سیاسی و دشمنی دولت آلمان شرقی به او اجازه‌ی این کار را نداد. هانِس مایر در سال ۱۹۵۴ در سویس در گذشت.

منابع:

دروسته، ماگدالنا(۱۳۸۷). باؤهاؤس ۱۹۳۳-۱۹۱۹ ترجمه‌ی نغمه نظرنیا. تهران: هنر معماری قرن.

بیشتر بخوانید، بیشتر آگاه باشید!  یادبود | والتر گروپیوس
۱۳۹۶/۱۰/۱۱ ،۱۰:۲۹:۰۵ +۰۰:۰۰ ۱۶ مرداد ۱۳۹۵|نقد و نظریه دسته بندی ها|برچسب ها: , , , , |