چکیده

شناخت معماری گیلان، در حقیقت شناخت مردمانی است که روند زندگی خود را در قالب معیارهای انسانی و فرهنگی در مساکنی به صداقت و سادگی پیرامون خود گذرانده و سیر تاریخی آن را تا به امروز ادامه داده اند. صداقت از آن روی که شکل فضاهای خارجی و همچنین فضاهای داخلی منازل با جلوه های بدیع طبیعت و احساس های عاطفی و انسانی تلفیق یافته و حس آرامی در انسان به وجود می آورد، و سادگی از آن جهت که در به کار گیری از مصالح و ابزار و حتی استفاده از رنگ های شاد در هماهنگی کامل با طبیعت سرسبز، جنگل و دریا قرار می گیرد. در حقیقت، این معماری دارای ویژگی های ارزنده ای است که حاصل کنش و واکنش متقابل انسان و طبیعت است و تواماً غنای ویژه ای به اقلیم می دهد.

به طور کلی معماری گیلان در قالب سه منطقه بررسی می شود که عبارت اند از: جلگه ی شرقی، جلگه ی میانی و جلگه ی غربی. معماری در هر کدام از این سه جلگه ضمن داشتن ویژگی های مشترک با بقیه ی نواحی، دارای ویژگی های خاصی می باشد که به آن غنا می بخشد. در این مقاله، در راستای معرفی معماری جلگه ی شرقی، خانه ی "پرمهر" مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است.

واژه های کلیدی: معماری گیلان، جلگه ی شرقی، اجزاء خانه، پی، دیوار، پوشش، سازه، روش ساخت  

۱-مقدمه

  در  ساختار های فیزیکی و فلسفی معماری سنتی و بومی گیلان اولین طبقه و یا طبقه ی همکف بر روی کرسی به ارتفاع ۸۰ سانتی متر تا یک متر و معمولا بر روی سکویی از کنده های چوبی(در مناطق روستایی) و یا پایه های آجری و بلوکی(در مناطق شهری) قرار می گیرند تا فضاهای خالی را از رطوبت و نم زمین مصون بدارد. نمای اصلی برای گریز از بادهای غربی و باران های موسمی و استفاده ی هرچه بیشتر از ور و نسیم در تابستان در جهت جنوب شرقی است که در این دو جهت، فضاهای متمرکز و داخلی خانه ها شکل گرفته و به وسیله ی ایوان های سراسری از حیاط خانه جدا می شوند.

   در این فرم از معماری، بر خلاف معماری مناطق گرم و خشک فلات مرکزی که در آنها تداخل و ترکیب، تعیین کننده ی محل های آزاد و بافت باز آن می شود و میل فرو رفتن در داخل زمین و در حقیقت درونگرایی فضاها به واسطه ی نیل به رطوبت مورد نیاز و خنکی در تابستان و گرما در زمستان، استفاده از فضاهای بیته را تشدید می کند، عناصر باز بر عناصر بسته تفوق داشته و بیشتر میل به برونگرای مد نظر قرار می گیرد. در همین راستا نیز فضاهای داخلی واحدها نیز در رابطه با فرهنگ و شیوه ی زندگی، فرم های خاصی پیدا می کنند و هر اتاق، تالار، فاکون، هفت دری و ... برای فلسفه ای خاص نقش می گیرند.

 معرفی شرایط اقلیمی گیلان

   سرزمین گیلان وسعتی در حدود ۱۴۷۰۰ کیلومتر مربع داشته که معادل ۹% مساحت کل ایران می باشد. باد های باران آور که از شمال و شمال غرب می وزند، هر ساله نزولات جوی خود را تماما در دامنه های شمالی رشته کوه البرز فرو می ریزند؛ بدین لحاظ این منطقه پرباران ترین منطقه ی ایران است. رطوبت زیاد و گرمای هوا در تابستان، شرایط اقلیمی ویژه ای را پدید آورده است که مشابه آن را شاید بتوان تنها در مناطقی از آمریکای مرکزی، بنگلادش، مالزی و یا اندونزی یافت. این وضعیت خاص آب و هوایی، برای ساکنین دشواری هایی را پدید می آورد که در گذشته هیچ گاه از نظر مورخین و جهانگردان دور نمانده است. معماری، به ویژه طراحی مسکن، سعی در کنترل شرایط محیطی و ایجاد فضای مطلوب برای زیستن را دارد. ثیپولوژی مسکن در این سرزمین، همگام با عوامل فرهنگی و اجتماعی، هویت معماری این خطه را شکل داده است. هویتی که علیرغم شباهت های اقلیمی گیلان با سایر مناطق یاد شده در جهان، منحصر به فرد بوده و حاکی از تاثیرگذاری نقش عوامل فرهنگی و اجتماعی بر عوامل محیطی و اقلیمی در شکل گیری معماری می باشد.

   باران مداوم و رطوبت نسبی زیاد منطقه، عامل اصلی شکل گیری معماری و شهرسازی در این سرزمین است. در چنین محیطی احداث ساختمان باید با پیش بینی های دقیق و مشخصی صورت گیرد تا بنا بتواند در برابر کلیه ی نفوذ های رطوبت(از طریق سقف با ریزش باران و. از کف با استفاده از خاصیت موئینگی) برای زمان معین(که بستگی به عملکرد آن بنا دارد) دوام آورده و آماده ی استفاده باشد.

- تحلیل و بررسی محل زندگی

۳-۱- محوطه

۳-۱-۱- جهت گیری بنا در سایت

جهت گیری و کشیدگی غالب خانه های این منطقه شرقی – غربی است . این نوع جهت گیری تابع دو عامل است: یکی آنکه از نور جنوب بهره برند. دیگر آنکه بنا در جبهه غربی سطح کمتری داشته باشد، زیرا که غرب جبهه کج باران است و به این دلیل عموماً در این جبهه بازشویی وجود ندارد .

۳-۱-۲-سلسله مراتب

حیاط هر خانه سلسله مراتب دارد که بر اساس شغل صاحب خانه فرق می کند . سلسله مراتب در خانه های این منطقه تابع دو الگوی کلی خانه کشاورز و دامدار است.

بطور کلی سلسله مراتب و تقسیم بندی حیاط بر اساس فعالیتها صورت می گیرد. قسمت جلو حیاط اصلی تلمبار، باغچه ، کندوج ، در قسمت کناری که  محوطه زن محسوب می شود  تنور قرار دارد و در طرف دیگر محوطه مرغ و خروس ، پشت خانه یا در گوشه های حیاط فضاهای ناپاک و انبار قرار دارد. جایگاه این فعالیت ها در زمستان و تابستان فرق می کند ، بطوریکه در زمستان تمام فعالیت ها یک گام به عقب می آیند . مثلاًَ تنور به داخل خانه کشانده می شود ، یا جایگاه مرغ و خروس زیر ساختمان و در فضای خالی پی قرار می گیرد .

۱-۳-اجزای کلی محوطه در الگوی خانه کشاورز :

اجزای کلی محوطه در الگوی خانه کشاورز شامل مسیر، پرچین، پوشش گیاهی، تلمبار، مکان مرغ و خروس، تنور و قسمت های ناپاک می باشد. ویژگی ها و جزئیات این اجزا به شرح زیر می باشد.

نام ویژگی ها مکان یابی

مصالح و انواع

مسیر قرار گیری آنها بر اساس جریان هوا و کوران است نه بر اساس سایه پوشش آنها در اینجا سنگریزه و خاک است که با پرچینهای کوتاهی از هم تفکیک می شوند

 

پرچین به جهت کوران باید دارای منفذ  بوده و کوتاه باشد . حصار دور باغ و جداکننده مسیرها ۱٫ چوبی بافته شده

۲٫ سیم و چوب

۳٫ خار و خاشاک

۴٫ سنگ

پوشش گیاهی در اطراف خانه از پوشش گیاهی کوتاه استفاده می شود . (به جهت کوران )

پوشش گیاهی گاهاًَ به شغل صاحب خانه بستگی دارد

 

حیاط اصلی کدو و سیر پوشش گیاهی زینتی است .

گیاهانی که احتیاجات روزمره رابر می آورند ، گوجه ، کدو ، سبزی روزانه

درخت گردو و زبان گنجشک دارند که ریشه در اعتقادات آنها دارد.

 

تلمبار حکم یک انبار موقت را دارد .

دارای فرم کشیده نیم بسته

 

مکان قرارگیری آن در قسمت اصلی حیاط است عملکرد آن به شغل غالب منطقه بستگی دارد ( جای انبار کردن و کوبیدن شالی ها یا پرورش کرم ابریشم .

 

مکان مرغ و خروس جایگیری در تابستان و زمستان متفاوت است .

 

قسمت کناری خانه در تابستان و زیر خانه در زمستان چوب بافته و سیم
قسمت های ناپاک قرارگیری آن به جهت باد بستگی دارد در پشت خانه و یا در گوشه های حیاط چوبی بافته شده و سقف آن از شالی
تنور جایگیری در تابستان و زمستان متفاوت است .

 

قسمت کناری خانه در تابستان و طبقه همکف در زمستان چوبی بافته شده و سقف آن از شالی

۳-۲-خانه؛ تحلیل اجزاء معماری و سازه ای و بررسی روش ساخت

۳-۲-۱-معرفی پی

در بررسی معماری گیلان آنچه دیگر عناصر را تحت تأثیر قرار می دهد، فن و روش ساختمانی  بکار رفته می باشد. این امر در عناصر مختلف ساختمانی – سازه ای، مثل پی و سازه های عمودی و افقی و پوشش ها به خوبی مشاهده می شود. در این استان «ساختمان کرسی ها در مناطق مختلف مورد بررسی متفاوت می باشد. در مسیر فومن ماسوله و در دامنه کوه های اطراف لاهیجان از سنگ و گل می باشد و در منطقه هموار مانند سالک ده و سراوان از ساختمان بسیار جالب شکیلی کمک گرفته شده است.»

شکیل یا باج بنه، مجموعه ای از تیرهای بر روی هم قرار گرفته است که ساختمان بنا را برای محافظت از رطوبت و سیل تا ارتفاعی معین بالا می برد. این بخش از بنا، نقش انتقال بارهای وارده از طرف قسمت های مختلف از ساختمان را به زمین ایفا می کند. شکیل از اجزای متنوعی تشکیل شده است که می توان آنها را در سه بخش زیر دسته بندی نمود:

بخش‌های مختلف شکیل یا باج بنه

  1. بستر خاکی
  2. نقاط متمرکز
  3. تیرها

در ادامه ضمن معرفی هر بخش به تحلیل نقش سازه ای آنها می پردازیم.

۳-۲-۱-۱-بستر خاکی

نخستین مرحله پی، با ایجاد سکویی ساخته شده از لایه های متراکم زغال خاک (مخلوطی از خاک زغال و خاک رس) شکل می گیرد. این سکو در عمق ۶۰ سانتی متری زمین حفر شده و با زغال خاک کوبیده شده و تقریبا تا ارتفاع  ۶۰ سانتی متری بر روی زمین بالا می آید. حاصل کار بستر خاکی با ارتفاع ۱۲۰ تا ۱۵۰ سانتیمتر است که اولین جزء در فرایند ساخت بنا و آخرین عضو شرکت کننده در جریان انتقال بار می باشد. این عضو با توزیع بار منتقل شده از اعضای فوقانی سازه به سطحی وسیع تر موجب کاهش تنش فشاری می گردد.

۳-۲-۱-۲-نقاط متمرکز

بخش دوم موجود در پی، مجموعه ای از پنج لایه چوبی است که به طور متناوب بر روی همدیگر قرار می گیرند. قطعات این بخش از چوب درخت توت می باشند. چوب این درختان که در مقابل رطوبت، تنش های فشاری و موریانه مقاوم است همه ویژگی های لازم برای ایفای نقش در این بخش سازه را داراست.

نخستین لایه قبل از اتمام ساخت بستر خاکی درون خاک قرار می گیرد. به نحوی که بالای گرده ها از خارج از خاک بوده و نمایان باشد. این لایه از ده تا پانزده گرده توت به طول تقریبی یک متر  تشکیل شده که کنار هم چیده می شوند.

پس از آن در لایه دوم، ردیفی دیگر از گرده های توت، هم تعداد و هم اندازه با گرده های لایه اول قرار می گیرد. این لایه تنها لایه ای است که جهت آن عمود بر لایه زیرین نمی باشد و با گرده های زیرین هم جهت است.

لایه سوم در این مجموعه، سه یا چهار قطعه چوب به نام زی است که عمود بر لایه قبلی چیده می شوند. این قطعات که طولی در حدود ۲۲۵ سانتی متر دارند، مقاطعی شبیه مربع و یا نیم دایره داشته و دارای سطح مقطعی بزرگتر از گرده های لایه دوم هستند. در لایه بعدی، سه قطعه چوب قطورتر با سطح مقطع مربعی به ارتفاعی در حدود ۳۰ سانتی متر قرار می گیرد. اعضای این لایه، کتل نام دارند و طولی در حدود یک متر دارد.

در نهایت، قطورترین قطعه چوبی به نام فیک در لایه پنجم نصب می گردد. فیک مقطعی ذوزنقه ای شکل به ارتفاع ۴۰ سانتی متر دارد و درازای آن از ۲۰۰ تا ۲۳۰ سانتی متر متغیر است.

بدین ترتیب مجموعه ای از گرده های چوبی بر روی هم قرار می گیرد تا بار منتقل شده توسط اعضای فوقانی را به بستر خاکی منتقل کنند. از لایه نخست به بالا سطح مقطع اعضای هر لایه افزایش یافته و تعداد آنها کاسته می شود. چنین ترکیبی از اعضای سازه ای در پی، به انتقال بهینه بار می انجامد و با افزایش سطح بار دریافتی موجب می شود بارهای نقطه ای اعمال شده از بالا به صورت گسترده به بستر خاکی منتقل گشته و تنش کاهش یابد.

این مجموعه که به عنوان یک پی نقطه ای ایفای نقش می کند، در فواصل ۱۴۰ سانتی متری بر روی بستر خاکی تکرار می شود. تعداد پی های نقطه ای و فاصله آنها بسته ابعاد سطح طبقه همکف و بار وارد شده متفاوت است. « بنا بر گفته یک معمار محلی در سالک ده، تعداد فیک ها برای یک اتاق ۶ عدد، برای دو اتاق ۱۰ عدد و برای سه اتاق ۱۴ عدد در نظر گرفته می شود.»

۳-۲-۱-۳-تیرها

این بخش که عامل اتصال کف ساختمان به اجزای پی می باشد، از سه لایه اصلی تشکیل شده است. در لایه اول، بر روی هر ردیف از نقاط متمرکز و در جهت عمود بر آنها، دو تیر سراسری به نام بنه دار قرار می گیرد. درازای بنه دارها به اندازه ای است که روی همه پی های نقطه ای را پوشش دهد. با توجه تفاوت سطح مقطع قطعات چوبی زیرین، ارتفاع راس فیک ها در جاهای مختلف پی متفاوت است. این امر موجب می شود که بنه دار ها تراز نباشند. بنابراین قطعات کوچک چوبی در جاهای لازم قرار می گیرد تا سطح فوقانی بنه دارها تراز گردد.

روی بنه دارها، تیرهایی بنام سرکش لایه دوم را ایجاد می کنند. فواصل این تیرها با یکدیگر از ۳۰ تا ۱۱۰ سانتی متر متفاوت است و درازای آنها به میزانی است که در حدود یک متر از انتهای پی های نقطه ای بلندتر شود. این مسئله باعث می گردد که سطحی از کف کنسول شود و در نتیجه زیر بنای مفید در طبقه همکف افزایش یابد.

در آخرین لایه، پس از بنه دارها و سرکش ها، تیرهایی به نام نال قرار می گیرند. این لایه در بر گیرنده سطح طبقه همکف است. نال ها چهارگوشه طبقه همکف را مانند کلافی در بر می گیرند و در گوشه ها به صورت فاق و زبانه در هم فرو می روند. ارتفاع تیرها ۳۰ سانتی متر و درازای آنها به اندازه طول و عرض سطح همکف است. سطح میانی نال ها از تیرهای کوچک چوبی تشکیل شده که با فواصل کمی در کنار هم چیده شده که میان آنها را گلوله های گلی پر کرده اند. در نهایت بر روی این لایه پوشش نمایان کف – که تخته های چوبی به ضخامت ۲تا ۴ سانتیمتر می باشند قرار می گیرد.

۳-۱-۲-۴-تجزیه و تحلیل

بنابرآنچه بیان شد، مشخصات اعضای پی در سازه خانه ای چوبی جلگه شرقی گیلان به طور خلاصه به شرح زیر است.

اعضا تعداد سطح مقطع ارتفاع

(سانتیمتر)

طول

(سانتیمتر)

بستر خاکی لایه های متراکم

زغال خاک

---- ---- ۱۲۰-۱۵۰ ----
نقاط متمرکز گرده چوب توت ۱۰-۱۵ مستطیل و نیم دایره ۳- ۵ ۱۰۰
گرده چوب توت ۱۰-۱۵ مستطیل و نیم دایره ۳- ۵ ۱۰۰
زی ۳-۴ مستطیل و نیم دایره ۴- ۷ ۲۲۵
کتل ۳ مستطیل ۳۰ ۱۰۰
فیک ۱ ذوزنقه ۴۰ ۲۰۰-۲۳۰
تیرها بنه دار وابسته به تعداد نقاط متمرکز مستطیل ۱۵-۲۰ وابسته به ابعاد زمین
سرکش وابسته به ابعاد زمین مستطیل ۱۵-۲۰ وابسته به ابعاد زمین
نال وابسته به ابعاد زمین مستطیل ۳۰ وابسته به ابعاد زمین

 

لایه‌های انتقال باد در فونداسیون

همان گونه که بیان شد، وجود رطوبت و سیلاب های ناشی از بارندگی باعث می شود که اجزای سه گانه پی بر بالای سطح زمین شکل گیرند. این امر تصویر متمایزی به پی و اجزای آن در خانه های چوبی جلگه شرقی گیلان می دهد. به نحوی که بر خلاف دیگر انواع ساختمانی، پی با تمامی جزئیات خود نمایان و ملموس می باشد و رفتار سازه ای بنا در پی، کاملا خوانا و قابل درک است.  این مسئله موجب افزایش جذابیت های بصری بنا  و هماهنگی سازه با معماری گردیده است.

نکته قابل توجه دیگر آن است که اتصال تمامی اعضاهای یاد شده در پی به صورت مفصلی بوده و از هیچ میخ یا دیگر قطعه فلزی جهت نصب اعضای سازه پی استفاده نشده است. به عبارت دیگر تنها عامل اتصال اعضای پی نیروی وزن وارد شده می باشد.

۳-۲-۲-بررسی سطوح عمودی درمعماری گیلان

      درمعماری این کناره به میزان بازوبسته بودن سطوح عمودی ماشاهد دونوع ازاین سطوح هستیم، سطوح هسته مرکزی که صلب است و سطوح شفاف لایه بیرونی بنا.هریک ازاین سطوح دارای ویژگی های خاص می باشدکه درزیر به این موضوع پرداخته می شود.

الف) سطوح صلب هسته مرکزی:

دیوار سطوح عمودی را شامل می شود که درقسمت خارجی بنا،نفوذعوامل طبیعی به داخل بنا راکنترل می کند ودرقسمتهای داخل بنا ،دیوارهای داخلی می باشند که تقسیم کننده وجداکننده فضاهای داخلی بنا می باشند .سطوح این نوع از دیوارها ازاندودبومی منطقه میباشد.  متداول ترین نوع اندود در این منطقه کاهگل است که مخلوطی از خاک رس, آب و کاه است.اندود آب آهک که مخلوطی از آب, آهک و مقدار کمی نمک طعام می باشد. این اندود روان است و آن را با جارو به دیوارها می کشند که پس از خشک شدن از سفیدی و زیبایی خاص برخوردار است. از این اندود جهت نمای اصلی بنا و اطاقهای مهمان و پذیرایی استفاده می شود.

۱- رفتار سازه ای :

سطوح صلب هسته مرکزی به عنوان عامل انتقال باروارده برسقف بنا به قسمت تحتانی ساختمان یعنی فوندانسیون می باشند به گونه ای که وجوه شمالی وجنوبی به عنوان وجوه اصلی عمل می کنند وتیرریزی سقف دراین جهت انجام می شود .

۲-چگونگی ساخت :

به لحاظ نحوه ساخت وساختارداخلی  ، این دیوارها رامی توان به دو نوع دارورچین ونفار(زگالی) تقسیم بندی نمود.

دارورچین: -۲-۱

دراین نوع بعد از اینکه سطحی تراز بدست آمد الوارها را به صورت افقی میان در میان روی هم می چینند. قبل از چیدن الوارها دو سر آن را به صورت فاق و زین در می آورند تا اتصال بین الوارهای دو دیوار از گوشه ها صورت گیرد و بعد اندود کاهگل را می زنند.

دو سر الوارها در گوشه‌ها بصورت فاق و زین

نفار: [زگالی]  ۲-۲

   این دیوارها دارای اسکلت چوبی می باشند. ابتدا تیرهای عمودی را علم می کنند, سپس تیرهای افقی را توسط طنابهای گیاهی به تیرهای عمودی می بندند. در سنوات اخیر از سیمهای فلزی هم برای این کار استفاده می شود. پس از آن شاخه های درختان که زوائد آن قطع شده [زگال] را به تیرهای اصلی به فاصله حدود ۱۰الی۱۵سانتی متر از یکدیگر به صورت مورب یا ساده می بندند یک ردیف از این زگالها را بر روی سطح خارجی و ردیف دیگر را بر روی سطح داخلی دیوار می بندند و در نهایت فضای بین دو جدار دیوار را با کاهگل پر می کنند. بدین صورت است که با غلتاندن مقداری گل روی کاه خورد شده, گلوله ای درست می کنند که قابل برداشتن است و رویه خارجی آن تا اندازه ای خشک می باشد. قطر آن به اندازه ای است که بتوان آن را با فشار و یا با انعطاف کمی از لای زگالها به درون هل داد و در انتها اگر دیوار خارجی می باشد اندود آهک روی آن می کشند. قبادیان،۱۳۷۳، ص۵۹

اسکلت چوبی دیوارهای زگالی

سطوح شفاف خارجی : 

این سطوح، عناصر عمودی وافقی ای رادرنمای اصلی شامل می شود که به موجب این عناصر نمای ساختمان به تعادل میرسدودرفاصله بین این سطوح با سطوح صلب هسته مرکزی فضای نیمه بازی به نام ایوان درمعماری راتعریف می کند که دراین اقلیم به عنوان مهمترین فضای معماری بومی محسوب می شود.واجزای این سطوح را عناصری همچون ستون،نرده،گلدان ،کوماچه سری،دستکو... را شامل می شود.

ایوان ( فضای نال و ستون)

۱-رفتار سازه ای :  

درجبهه جنوبی شامل ستونهایی است که به عنوان یک عامل باربرموازی با دیوارهای شمالی وجنوبی هسته مرکزی ،وظیفه انتقال بارراازبام به فونداسیون دارددراین بین عناصری هم چون نال سری تیری که دربالای ستونها قرارمیگیرد وخود ستون ودرقسمت تحتانی عنصر زیرنال مطرح می شود تیری سرتاسری است که درزیرپای ستونها قرارگرفته و بعد کف بنا میباشد .اتصالات اصلی درقسمت‌های عناصر باربرازوریس میباشد ولی درقسمتهای دیگر ازمیخ استفاده می کنندکه جنبه باربری ندارد.

۲-چگونگی ساخت :

 ۱- ابتدا "نال" به عنوان کلاف زیرین، روی کرسی چینی که به آن " زیر نال" و به این مرحله از کار " نال کشی" می گویند. مقطع نالها از۲۵*۲۵ تا۸*۸ می باشد که گاهی به صورت مستطیل هم می باشد

 ۲- ردیف ستونها به فواصل منظم از ۸۰سانتی مترتا۱٫۵متربسته به طول فضا، روی زیر نال قرار می گیرند. به این مرحله " ستون کشی" یا " ستون گذاری" می گویند

- در بعضی مواقع برای مقاوم کردن محل اتصال تیر فوقانی( سر نال) به ستون، روی ستون سرستون به صورت فاق و زبانه به ستون اتصال می یابد. این در صورتی است که قبل از ستون کشی، روی ستون بایستی به صورت" زبانه" گردد. ابعاد سرستون از ۷ در ۷ سانتی متر تا ۱۰ در ۱۰ سانتی متر بوده و طول بیرون زدگی آن از کنار ستون ۲۰سانتی مترتا۶۰سانتیمترمی باشد.

۴- "سرنال" به عنوان کلاف فوقانی روی سرستون ها یا ستون بدون سرستون قرار می گیرد. نال ها چه سر نال و چه زیر نال در گوشه ها نیم فاق شده و به هم متصل می شوند. اگر سرنال روی دیوار قرار گیرد،  "کت سری " نامیده می شود.

۵- تیرهای چوبی هستند که عمود بر سرنال ها روی آنها برای پوشش این فضا به فاصله های منظم از

۵۰سانتی مترتاحداکثر۱متر قرار می گیرند. به صورتی که بخشی از آن از سر نال برای ایجاد و ساخت پیش آمدگی بام پیش آمده می شود. گاهی امتداد بیرون زده آن را نیز کنده کاری و نقش کاری می نمایند.

۶- درزپوش ها که تخته های باریک و دراز چوبی هستند به فاصله منظم از۱۵سانتیمتر تا۳۰سانتیمتر روی پلورها در مکانی که از قبل روی پلورها پیش بینی و کنده شده عمود بر پلورها زده می شوند.  درزپوش ها به ضخامت ۲سانتیمتروپهنای۲تا۴سانتیمتر و درازی مختلف می باشد. طوری اجرا می شوند که بند اتصالی درز پوش ها بین پلورها قرار نگیرد بلکه روی پلورها قرار گیرد. (یوسف نیا ،۱۳۸۵،ص۸۵)

 

۷- در این مرحله تخته های پوششی، عمود بر پلورها و به موازات درز پوش به نحوی قرار می گیرند که محل درز بین تخته های کناری موازی هم روی درزپوش ها باشد. قابل ذکر است که درز بین تخته ها در امتداد هم روی پلورها می باشد. تخته ها به ضخامت حداقل ۲سانتیمتروپهنای۱۵تا۳۰سانتیمتر بوده و طول آن نیز مانند درز پوش متغیر می باشد.

۸- بعد از این مرحله خرپای بام را اجرا می کنند.

۹- " دستک" ، چوبی است برای پهن کردن لباس روی آن که بین ستون ها همزمان با مورد بالا اجرا می شود.

۱-۳-۲-۳-ویژگی های معماری پوشش

   سقف به علت ریزش مداوم باران همیشه شیبدار است. پوششهای شیبدار یکی از ویژگیها و در عین حال عناصر مهم ساختمان در خانه های گیلانی هستند. این عنصر در انواع مختلفی چه از نظر استخوان بندی و چه از نظر پوسته نهایی روی آن ساخته می­شود. سقف رایج و متداول چهار شیبه است که برای تخلیه ی آب باران و جلوگیری از نفوذ رطوبت به داخل مناسب تر است. پوششهای چهار شیبه، معمولاً منظم نیستند و از یک یا دو طرف کشیده هستند.

 امتداد این سقف معمولا در جبهه ی مقابل به باد های موسمی بلندتر بوده تا مانع از رسیدن آب باران به بدنه ی بنا شود. پوشش سقف ها اغلب گیاهی است و از محیط اطاف تامین می شود. در مناطق جنگلی قطعات چوب و تخته و در مناطق جلگه ای الیاف گیاهی مانند ساقه ی برنج و در مناطق شهری سفال به عنوان پوشش نهایی سقف شیبدار به کار می رود. سازه ی سقف به طور مستقیم روی ستون های چوبی اصلی بدنه ها تکیه می کند و اغلب از دیوارهای جداکننده مستقل است.

   فرم ساده ی بنا، مخصوصا در سقف شیبدار آن، نه تنها سهولت اجرای آن را ممکن می سازد، بلکه جمع آوری و دفع آب باران را نیز سهل می کند. شیب زیاد سقف های گالی پوش، برف سنگینی را که در دوره های ۲۰ تا ۳۰ ساله در منطقه می بارد، به روی زمین می راند. اشکال ساده ی سقف های شیبدار از به وجود آمدن کنج های برف گیر جلوگیری کرده و مانع نفوذ آب حاصل از ذوب برف به داخل بنا می شود.

بر خلاف معماری بومی کویری که بیشتر از خشت و آجر بنا شده است، معماری این منطقه، از چوب و الیاف گیاهی به طور عمده بهره برداری کرده است. نی "ولی" [۱]  و ساقه های برنج، عناصر اصلی تشکیل دهنده ی پوشش سقف ها می باشند. سقف هایی که به علت شدت و تداوم بارندگی همسیشه به صورت دوشیبه یا چهار شیبه ساخته می شوند. در بعضی نقاط گیلان که امکان تولید سفال وجود دارد، پوششی از سفال بر روی زیر سازی از نی و توفال، وظیفه ی جمع آوری آب باران از بام و هدایت آن به آبروها و ناودان ها ر ابه عهده دارد. استفاده از تخته های پهن نیز در مناطق جنگلی گیلان و برای جلوگیری از نفوذ باران به داخل مرسوم است.

   به علاوه برای جلوگیری از نفوذ باران به داخل ساختمان توسط باد، معمولا سقف شیبدار تا نزدیکی کف زمین در یک یا دو جناح ساختمان که رو به باد قرار دارد، ادامه می یابد و معمولا پنجره ای به بیرون در این دو جناح باز نمی شود و ساختمان رو به یک یا دو طرف دارد. فضای باقیمانده بین بدنه ی اصلی بنا و سقف امتداد یافته که "فاکون" نامیده می شود، محل مناسبی برای انبار مواد غذایی یا پخت غذا می باشد. این فضا همیشه به گونه ای ساخته می شود که امکان جریان هوا و تهویه در آن وجود داشته باشد. گونه ی برخورد دیگر که بیشتر در خانه های شهری دیده می شود، استقرار بالکن دورتادور بنا می باشد. این بالکن ضمن این که دسترسی اتاق ها را به یکدیگر تامین می نماید، مانع از رسیدن باران به بدنه ی بنا می شود.

۳-۲-۳-۲- اجزاء و مکانیزم سازه

   سقف شیبدار بر روی سازه ای چوبی قرار می گیرد. این سازه مرکب از تیر و ستون های چوبی می باشد که توسط الیاف گیاهی به یکدیگر متصل شده اند. فاصله ی کم ستون ها از یکدیگر و استفاده از سازه ی چوبی به صورت تیر و ستون، تناسبات ویژه ای به این معماری می بخشد که هم در نما و هم در پلان خود را آشکار می کند.

ساده ترین نوع پوشش های شیبدار، در ساختمانهای ابتدایی مشاهده می­شوند. در این نوع پوششها، ستونهای شاخکداری که تیرهای افقی روی آن قرار می­گیرد،  نقش حمل پوشش را دارند. بر روی تیرهای افقی، تیرهای مایلی که رأسشان بر روی ستیغ متصل است، قرار دارند. ستیغ نیز بر روی دیرکهای عمودی قرار دارد.

نوع پیشرفته تر پوشش، از ترکیب دیرک عمودی و چند ردیف خرپا (ابتدایی) ساخته شده است. با حذف دیرک عمودی و کامل شدن خرپاهای آن، پوششهای دوشیبه کاملتر به وجود می­آید. در نوعی از پوششهای دوشیبه، تعداد دو دیرک در طرفین دیرک مرکزی اضافه شده است. بر روی این دیرک ها و ستیغ روی آنها، ابتدا تیرهای مایل به فاصله حدود ۳۰ سانتیمتر و سپس روی آن دسته های نی قرار گرفته اند.

در اشکال زیر روند تکمیل سازه آورده شده است:

[۱]  نوعی الیاف گیاهی که برای پوشش سقف از آن استفاده می شود.

-۲-۳-۳-روش ساخت 

سازه ی اصلی:

  جهت اجرای بام، یک ترکیب سازه ای خرپا مانند هرمی شکل با شیب نسبتاً زیاد روی دیوارها وستونها سوار می­کنند به علت بارندگی بسیار زیاد و نفوذپذیری پوشش بام، شیب آن حدود ۱۰۰ الی ۱۵۰ درصد می­باشد. سپس زگالها را توسط وریس به تیرهای چوبی خرپا متصل می­کنند. وریس ها به شکل ضربدری گره زده می­شوند که به نام گره پنچه مرغی معروف است و بسیار محکم می­باشند.

روند تکمیل سازه سقف

بعد از اینکه تیرهای افقی (بنام بام دار) بر روی دیوار ها قرار گرفت، به فواصل معینی بر روی آنها تیرهای افقی دیگری به نام بال قرار می گیرد. بر روی رأس بالها از چهار طرف، تیرهایی به نام چشین قرار داده می شوند. برای اینکه بتوان تیرهای مایل یا سر چوب را به کار گرفت، می بایست در ابتدا به کمک تیرهای عمودی (به اصطلاح محلی خرپا) ستیغ را استوار نمود. بعد از آن، چهار تیر مایل از نوک ستیغ به چهار گوشه پوشش وصل می شود. برای مقاوم نمودن این چهار تیر مایل و دیگر سرچوبها، در وسط آنها چشین دیگری قرار می دهند. این چشین ها به وسیله چپ دست هایی (تیرهای مایل) که به پایین خرپاها متصل هستند، حمایت می­شوند.

اتصالات کام و زبانه

جزئیات پوشش گالی ( ساختار بام)

در اشکال زیر، می توان فرایند ساخت سازه را مشاهده نمود:

عناصر باربر عمودی و تیرهای اصلی

تیرهای فرعی

عناصر نگهدارنده‌ی پوشش بام و خرپا

تیرهای مورب  پوشش هرمی شکل

پوشش نهایی:

   بعد از اینکه سرچوبها بر روی ستیغ و چهار تیر مایل قرار گرفت، بر روی آن به فاصله حدود ۲۰ سانتیمتر، دسته های بسته شده از نی یا شاخه های ضخیم درخت به نام آجار قرار می­دهند. لازم به توجه است که در اینجا نیز تمام  اتصالات به وسیله وریس (طنابی که از ساقه های برنج تهیه می­شود) انجام می­گیرد.  بر روی آجار، آمود نهایی که در خانه های روستایی دسته های گالی و یا ساقه برنج است، قرار می گیرد. برای ساخت این قسمت، در برخی از مناطق از لت(تخته) و در شهرها و تعداد زیادی از روستاهای اطراف آستارا از سفال استفاده شده است. پس از  آن دسته های گالی که بالای آنها مانند جارو به هم گره خورده را، بین زگالها قرار می­دهد. به جای گالی از ساقه های برنج (کولش) نیز استفاده می­شودف هرچند که گالی از استحکام و دوام بیشتری برخوردار است. دسته های گالی که هر کدام قطری در حدود ۱۵ سانتیمتر و طولی در حدود ۲/۱ تا ۵/۱ متر دارد، به صورت حلزونی یک آجار را در بر می­گیرد، به طوری که سر و ته آن بر روی هم می­افتد.

    از طرفی، دسته های ساقه برنج یا فوکو به صورت ساده ای در زیر و روی آجارها قرار می­گیرند. باید توجه داشت که در هر دو نوع در هر ردیف، دسته های گالی یا ساقه برنج بر روی هم نمی­افتد. تعداد دسته های گالی و فوکو، بنا بر ابعاد پوشش تغییر می کند. در یکی از خانه های سالک ده از ۶۰۰۰ دسته گالی استفاده شده است. دسته های گالی را از پایین خرپا به طریقی قرار می­دهند که دسته های ردیف بالایی روی دسته های پایینی قرار گیرند.درهنگام بارندگی، باران از روی سطح یک ردیف گالی به روی ردیف دیگر منتقل می­شوند و در نهایت از قسمت پایین به خارج ساختمان هدایت می­گردد. از محسنات گالی و ساقه برنج، قیمت ارزان آنهاست؛ چون به وفور در منطقه موجود و اجرای آن نسبتاً ساده بوده و همچنین در مقابل انتقال حرارت و صوت نیز مقاوم می­باشد. از نقاط ضعف آنها، می­توان از آسیب پذیری در مقابل آتش سوزی و خرد شدن و ریختن تکه های گالی در اطراف ساختمان نام برد. همچنین به علت آنکه بارندگی و وزش باد از سمت غرب و شمال ساختمان است و این قسمتها نسبت به سمت جنوب از تابش آفتاب کمتری برخوردار هستند، لذا پوششش گالی غالباً در این سمتها خیس می­باشد و خزه روی دسته های گالی رشد می­کند، که این خود، به خرد شدن و ریزش گالی ها کمک می­نماید.

فوکو (جلگه‌ی غربی)

نتیجه گیری

  پس از بررسی و تحلیل معماری بومی گیلان به این نتیجه می رسیم که این معماری دارای ویژگی های شکلی و عملکردی است که تشکیل دهنده ی هویت خاص خود می باشند. به طور کلی می توان این ویژگی ها را به صورت زیر دسته بندی نمود:

۱-شکل گیری الگوی معماری بومی خانه های گیلان بر پایه ی مدولی از مربع است که به صورت خطی و معمولا در امتداد شرقی-غربی(عمود بر مسیر جریان باد محلی)توسعه می یابد.

۲-در جلوی نمای اصلی خانه، ایوان قرار دارد که فضای اصلی زندگی به حساب می آید. ارتباط و دسترسی اتاق ها به یکدیگر نیز معمولا از طریق این ایوان صورت می گیرد. در بسیاری از خانه ها، بخشی از این ایوان وسیع تر شده و فضای زندگی و فعالیت های اصلی خانه برای مدت طولانی از سال به آن منتقل می شود.

۳-در اتاق ها عملکرد ویژه ای پدید نمی آید و بر اساس تغییر فصل ها و نیازهای خانواده، مصارف گوناگونی پیدا می کنند. انتقال فعالیت های خانواده از ایوان به داخل اتاق ها در ایام سرد سال صورت می پذیرد.

۴-تیپولوژی بنا از لحاظ رعایت نیازهای خانواده، محرمیت ها و تقسیم بندی ها و روابط اجتماعی، دارای مرزها و محدده های نامرئی می باشد. شرایط اقلیمی حاکم و اجبارها، گونه ی ساخت خاص خود را تحمیل می نماید. در نتیجه عامل اصلی و موثر در شکل گیری این معماری، اقلیم بوده و بهزیستی اجتماعی ساکنین و اعضای خانواده با در نظر گرفتن این محدودیت صورت گرفته است.

۵-بناها در محدوده ی باز گیاهی قرار می گیرند و تقسیم بندی ها و تفکیک های قاطع و مشخصی آن ها را از یکدیگر جدا نمی کند. مرز این مالکیت ها توسط درخت، شمشاد، چپر و نظایر آن معین می شود. فضاهای جنبی مانند انبار ها در محوطه ی حیاط به صورت پراکنده استقرار می یابند.

۶-ساختمان به دلیل جلوگیری از نفوذ رطوبت از سطح زمین بالاتر قرار گرفته و در فضای بین زمین و کف جریان هوا سبب تبخیر رطوبت و تهویه ی هوا شده و سبب خشک و قابل استفاده شدن کف ساختمان می شود. در صورت دو طبقه بودن خانه، فضاهای زندگی در طبقه ی بالای ساختمان واقع است و همکف اختصاص به طویل، انبار و نظایر آن دارد.

۷-ایستایی ساختمان از چوب تامین می شود. این مصالح در بدنه ها نیز استفاده می شود. به عنوان پوشش نهایی، بنا با خشت پوشییده شده و با گل اندود می شود. این سازه معمولا به صورت سنتی توسط یک استاد نجار ساخته می شود. در معماری کویری این وظیفه را یک استاد بنا به عهده دارد.

۸- سقف به علت ریزش مداوم باران همیشه شیبدار است. سقف رایج و متداول چهار شیبه است که برای تخلیه ی آب باران و جلوگیری از نفوذ رطوبت به داخل مناسب تر است. امتداد این سقف معمولا در جبهه ی مقابل به باد های موسمی بلندتر بوده تا مانع از رسیدن آب باران به بدنه ی بنا شود. پوشش سقف ها اغلب گیاهی است و از محیط اطاف تامین می شود. در مناطق جنگلی قطعات چوب و تخته و در مناطق جلگه ای الیاف گیاهی مانند ساقه ی برنج و در مناطق شهری سفال به عنوان پوشش نهایی سقف شیبدار به کار می رود. سازه ی سقف به طور مستقیم روی ستون های چوبی اصلی بدنه ها تکیه می کند و اغلب از دیوارهای جداکننده مستقل است.

منابع و ماخذ

    -معماریان، غلامحسین؛ معماری مسکونی ایران،گونه شناسی برونگرا؛ تهران، علم و صنعت، ۱۳۷۴، ص۹۲ و ۹۳٫

    -قبادیان، وحید؛ بررسی اقلیمی ابنیه سنتی؛ تهران، دانشگاه تهران، ؟؟؟، ص ؟.

    -دیبا، داراب؛ یقینی، شهریار؛ تحلیل و بررسی معماری بومی گیلان؛ فصلنامه معماری و شهرسازی(ویژه استان گیلان)، شماره ۲۴؛ تهران؛ ۱۳۷۲٫

    - قبادیان، وحید؛ تطبیق مسکن با اقلیم؛ فصلنامه معماری و شهرسازی(ویژه استان گیلان) ، شماره ۲۴؛ تهران؛ ۱۳۷۲٫

- یوسف نیاپاشا.مجید؛ ،فضاهای نال و ستون دار در معماری مازندران؛ نشریه آبادی ،شماره ۱۵،۱۳۸۵

   -رضایی راد، رضا؛ معماری گیلان، حاصل کنش و واکنش عاطفی انسان و طبیعت؛ فصلنامه معماری و شهرسازی(ویژه استان گیلان) ، شماره ۲۴؛ تهران؛ ۱۳۷۲٫

 

در همین ارتباط بخوانید!  بررسی تحلیلی معماری قلعه‌ی رودخان