اختصاصی هنرمعماری آنلاین: گلایه‌هایی از برگزاری مسابقه‌ی محدود سازمان نظام مهندسی ساختمان خراسان رضوی

اخیراً مسابقه نظام مهندسی خراسان رضوی برگزار شده است. روش برگزاری این مسابقه باعث بروز نارضایتی‌هایی در بین اهالی حرفه در مشهد شده است. رسانه هنر معماری به عنوان بازتاب دهنده آراء و تفکرات حرفه مندان جامعه معماری وظیفه خود دانسته با تنظیم و جمع بندی رئوس این گفتگو ها به بازتاب ناخرسندی ها و شکوایه های جمعی معماران مشهد بپردازد. لذا آنچه پیش رو دارید نه یک یادداشت پیوسته که محصول چند مکالمه گسسته از سوی افراد حقیقی است:

• قریب به هفت هزار معمار خراسانی واجد حق رای، گروهی از میان خود را به صدارت گروه معماری در نظام مهندسی مفتخر ساخته اند. اما یک نفر می نشیند و برای مسابقه خانه این هفت هزار نفر داورانی را انتخاب می کند. یعنی خرد آن یک نفر از تجمیع خردهای این هفت هزار نفر بیش است. از دیکتاتوری که در ادبیات سیاسی به قواعدی ملتزم است سخن نمی گوییم. سخن از استبداد است! یعنی قدرتی بی حد و حساب که خود را حتی به اصول بدیهی منطق وابسته نمی داند و تنها به منافع و امیالش می اندیشد.
• نظام مهندسی ساختمان نوعی از نظام های صنفی است که با محدود کردن حجم بازار و تقسیم آن در میان اعضاء مشروعیت یافته. از این نظر در شمار شرکت های سهامی قرار می گیرد. کدام شرکت سهامی، عملیات تخصصی اصلی خودش را برون سپاری می کند؟ و از جیب سهام داران متخصصش بر می دارد و به کسی خارج از حوزه منافعش می سپارد؟ پاسخ نظام مهندسی خراسان رضوی است!
• با نمک اینجاست که اگر بنا باشد تا طرح اول ساخته شود، باید یکی از پایه داران نظام خراسان آن را مهر کند و این عریان ترین و علنی ترین مهر فروشی رسمی است که تمام اعضای هیات رئیسه و مدیره و دیگر صاحب منصبان سازمانی و فراسازمانی در مذمتش سالهاست داد سخن می دهند. چگونه کسی که علیه مهرفروشی سخنرانی های قرایی داشته داوری مسابقه ای را به عهده گرفته که بناست با امضا فروشی به نتیجه برسد؟ و یا شاید قرار است به نتیجه نرسد؟ البته درباره چیز موهومی به نام مهر سازمانی! یا عملیات محیرالعقول مشاورسازی و یا شبیه چیزی که با شهرداری ثامن اتفاق افتاده نیز می تواند مجدد اتفاق بیافتد. الحمدالله در دیزی همیشه باز است.
• اعضایی که در برگزاری این مسابقه و داوری اش نقش داشته اند صراحتاً بر خلاف وظیفه اعتلای جایگاه پیشه مهندسی در استان عمل کرده اند. می دانیم که در قانون نظام و حتی در قوانین فرادست امکان دادخواهی در این باره وجود دارد. گمان می کنم برای اصلاح این وضعیت با اندک اهتمامی می توان سرمایه اجتماعی تحقیر شده مهندسان خراسانی را گرد هم آورد و یک بار برای همیشه این شلختگی های رفتاری را مورد تادیب قرارداد.
• دکتر حامد کامل نیا که ریاست دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه فردوسی را به عهده دارد و بنا به آثار طراحی و کتب چاپ شده و جایگاه بین المللی شان از فحول معماری این خطه به شمار می روند و در همین مسابقه نیز صاحب رتبه شده اند، خود به تنهایی لیاقت شرکت نداشته اند و باید با مشارکت آتک در این رقابت شرکت می کردند. اگر این تحقیر جایگاه مهندسی نیست پس چیست؟ جناب مهندس عباس احمدی را که خدا به سلامت دارند چگونه با این کبر سن کشانده اند به تهران برای داوری پروژه ای در مشهد؟ این رفتارها معنادار نیست؟ چرا ما باید هزینه حقارت فرهنگی عده ای را در برابر پروپاگاندای رسانه ای تهران بپردازیم؟ نگاهی به ترکیب داوران طنز آمیز بودن این وضعیت را بیشتر نشان می دهد.
• یکی از دوستان مشهدی که در دوره قبلی برگزاری این مسابقه برنده شده بود نیز برای شرکت در مسابقه رزومه فرستاده اما مورد تایید واقع نشده! گمان می کنم این مضحکه یک ناسازه فلسفی قلمداد شود! کسی با پیشینه برنده شدن در یک مسابقه، برای شرکت در آن مسابقه رزومه می فرستد اما رد می شود! مثل این است که در صحنه گل خداداد عزیزی به استرالیا در پخش آهسته، توپ از کنار دروازه و خط عرضی زمین بیرون برود! و بعد از این همه سال نتیجه بازی را برگردانند به نفع استرالیا!

 

همچنین دیده بان معماری مطلب زیر را درج نموده بود که به زیبایی وضعیت موجود را به چالش می‌کشد:

 

فرض کنید آشپزهای مشهد زبانم لال سندیکا داشته باشند و در اساسنامه سندیکای خود تأمین موجبات رشد آشپزی، ترویج اصولی آشپزی و رشد آگاهی عمومی، جلب مشارکت حرفه ای آشپزها، برنامه ریزی به منظور رشد و اعتلای حرفه ای آشپزی و مشاغل مرتبط با آن و ارتقای دانش فنی و کیفیت کار شاغلان در بخش های مختلف آشپزخانه ها را بعنوان اهداف و مسئولیت ها ذکر کرده باشند.

روزی سردمداران این سندیکا پشت درهای بسته و با تحریک یکی از انها که اتفاقا آشپز ماهری هم نیست و هرگز ششلیکی به سیخ نکشیده و گوشتی بار نگذاشته و کوبیده ای باد نزده، تصمیم به این میگیرند که مجلسی بیارایند و شامی بخورند و رقابتی برگزار کنند میان آشپزها.

برای این کار میروند از تهران یک نفر مجلس آرا می یابند که او به ایشان دستور بدهد که چه کنند و چه نکنند، آن مجلس آرا هم که پیر دیر انواع حقه بازی های آشپزی است و در کوره صندلی های دولتی و رانتی خوب پخته شده، جمعی از جوجه آشپزهای پاستاپز و پیتزا توی تنور گذار را که در رقابت های خارجی الکی جایزه های سفارشی و پولی گرفته اند، انتخاب میکند که فرض کنید برای پذیرایی از پسران کریم و مدیران ارم و رضایی و راستگو و امید و دیگران، پاستا با سس آلفردو و پیتزای مخلوط کالباس های گربه نشان و سس آماده سویا و این مزخرفان بگذارند!!

بعد هم یواشکی اعلام میکنند که یکی از همین جوجه آشپزنماها برنده رقابت شده،

آیا شرم آور نیست؟

آیا کسی نمیپرسد اگر شما بعد از آن همه سازماندهی و اهنّ و تلپ نتوانستید کاری کنید که بر حسب وظایفی که در اساسنامه تعیین کرده اید آشپزهایی در حد و اندازه های رقابت برای مهمانی خودتان باشید، پس این همه سال چه غلطی میکردید؟ اگر چنین پرسشی بشود چه جوابی میدهند؟

آیا کسی نیست که بپرسد که چرا تصمیم به این رقابت را پشت درهای بسته گرفتید؟ مگر در مشهد مجلس آرا و آشپز نداشتید که همه را حتی سیاهه کننده لوازم سفره از آقای ظروفچی را از تهران آوردید، چه میگویند؟

شاید بگویید که اینها خیالات است و جزو محالات. باید بگویم که مسابقه ساختمان نظام مهندسی ساختمان خراسان رضوی که اخیرا برگزار شده، عین همین ماجرا و حتی شرم آورتر و مضحک تر و ابلهانه تر است.

( متن بالا را یکی از مخاطبان دیده بان معماری ایران نوشته است: سپهر رنجبر)

 

هنرمعماری آنلاین آمادگی دارد تا پاسخ لازمه از افراد دخیل در موضوع را نیز انعکاس نماید.

۱۳۹۷-۷-۲۷ ۰۳:۴۸:۲۱ +۰۳:۳۰ ۲۷ مهر ۱۳۹۷|گزارش, مسابقات, نقد و نظریه دسته بندی ها|